thahiland



دانلود سریال تایلندی مایا تاوان Maya Tawan 2013 با زیرنویس فارسی

ارائه ای دیگر از تیم ترجمه ی نقد کره

زیرنویس سریال در دو فرمتASS amp;SRT کامل شد

File:MayaTawan(2012)-yayanaum2.jpg

عنوان انگلیسی: Maya Tawan | Tawanrsquo;s Deception | Deception of the Sun | Illusions of Tawan
عنوان فارسی: مایا تاوان | نیرنگ تاوان | فریب خورشید | توهمات تاوان
ژانر:درام|عاشقانه
تعداد قسمت ها: ۱۳
تاریخ انتشار: ۳ آوریل ۲۰۱۳ تا ۱۵ می ۲۰۱۳
روزهای پخش: چهارشنبه ها و پنج شنبه ها
شبکه پخش: کانال سه
محصول کشور: تایلند
زبان: تایلندی

بازیگران:

Aum Atichart Chumnanon as Khet-Tawan (Pond)
Urassaya Sperbund as Mattana (Matt)
Sornram Tappituk (Num) as Shane Cross
Ice Apissada Kreurkongka as Lisa
Pang Panchanida Seesaamram as Boos
Chum Teppitak (Dear) as Monk
Arthur Benjakul as Ak
Mona Anuthida as Sithi
Pensri Pinthong as Character Name

.

خلاصه داستان:

File:Mayatawan11.JPG

تداعی : کِت تاوان(سوریان) یه سوپر استار بشدت معروفه که همه جا عکسا وتبلیغاش هستوبه دلیل همین معروفیت همیشه خبرنگارا دنبالشن
اما سوریانمون یه طرفدار دوآتیشه ی سال اخر دبیرستان داره به اسم ماتانا که همون یایا باشه
یه روز با سوریان یه تماس گرفته میشه واون با عجله میره خونه ی اون کسی که تماس گرفته
اما اونجا باجسد خونین اون زن مواجه میشه وتا بخودش میجنبه پلیسا میریزن تو خونه وبجرم قتل دستگیرش میکنن
طی روند دادگاه ماتانا هم ازطریق وبلاگش وهم باکمک طرفدارای دیگه ی تاوان همه جا میره واعتراض میکنه که تاوان بی گناهه وبراش شایعه نسازید
دادگاه تشخیص میده که تاوان بیگناهه
ومدیر برنامه ی تاوان بلافصله براش کنفرانس خبری میذاره
توی کنفرانس خبری که اتفاقا ماتانا هم با دوستاش با کلی ذوق حاضر شده
تاوان طی یک حرکت ناگهانی اعلام میکنه که میخواد برای همیشه از صنعت سرگرمی کنار بکشه
یایا همون لحظه دنبال تاوان میره وموقع خروج از پارکینگ جلوی ماشینشو میگیره وبا جیغ وداد از سوریان میخواد تصمیمشو عوض کنه اما سوریان بی اعتنا از کنارش رد میشه
حالا جالب اینجاست که یایا فقط ظاهر غلط انداز سوریانو دیده وطرفدارش شده
درواقعیت آقا تاوانمون یه دختر باز خفنه که بارها خبرنگارا ازش عکس گرفتن که داره میره خونه ی ازاون زنهای
اما یایا فکر میکنه اینا همش شایعه ایه که خبرنگارا برای پرفروش شدن رومشون میسازن
چند سال میگذره ویایا خانم در رشته ی خبرنگاری فارغ التحصیل میشه ومیره توی ی رومه که سردبیرش با یایا اشناست شروع بکار میکنه
تو این مدت کسی از سوریان خبری نداره وهمه فراموشش کردن حتی یایا
یایا حالا معتقده اون تلاشها برای سوریان فقط هدر دادن جوونی وانرژیش بوده
یه روز سردبیر از یایا میخواد براش یه گزارش ویژه بگیره واگه موفق بشه بهش ترفیع میده
سردبیر بهش میگه که یه نفر باهاش تماس گرفته ومحل زندگی سوریانو لو دادهاز یایا میخواد بره به اون جزیره وهرجی میتونه از سوریان اطلاعات بگیره وازش قول میگیره احساساتشو درگیر نکنه ومثل یه خبرنگار حرفه ای برخورد کنه.یایابه جزیره میره وازاینجاست که داستان جالب میشه

File:MayaTawan(2012)-yayanaumnnum.jpg

ممنون از سوگل عزیز وسایت سئول دی ال بابت لینک های سریال .به زودی لینک دانلود مستقیم سریالها جایگزین میشه

Maya.Tawan.E01.mkv - 392.3 MB
Maya.Tawan.E02.mkv - 381.1 MB
Maya.Tawan.E03.mkv - 383.5 MB
Maya.Tawan.E04.mkv - 363.0 MB
Maya.Tawan.E05.mkv - 358.2 MB
Maya.Tawan.E06.mkv - 343.1 MB
Maya.Tawan.E07.mkv - 336.2 MB
Maya.Tawan.E08.mkv - 345.8 MB
Maya.Tawan.E09.mkv - 320.4 MB
Maya.Tawan.E10.mkv - 349.9 MB
Maya.Tawan.E11.mkv - 329.0 MB
Maya.Tawan.E12.mkv - 330.1 MB
Maya.Tawan.E13.END.mkv - 331.0 MB

این نسخه از سریال، هاردساب انگلیسی می باشد.

File:MayaTawan(2012)-aum1.jpg

تیم ترجمه

زهره ی عزیز amp;moon shine

زیرنویس سه قسمت اول در دو فرمت

زیرنویس قسمت های چهارم وپنجم در دو فرمت

زیرنویس قسمت های ششم وهفتم در دو فرمت

زیرنویس قسمت های هشتم ونهم در دو فرمت

زیرنویس قسمت های دهم ویازدهم در دو فرمت

زیرنویس قسمت های دوازدهم وسیزدهم در دو فرمت

زیرنویس کامل تمام قسمت هااصلاح شد

لطفا با حمایت هاتون وانتشار لینک های اصلی مشوق تیم ترجمه باشید

File:MayaTawan(2012)-yaya2.jpg


مشخصات سریال
نام سریال :Roy Leh Sanae Rai
عنوان تایلندی :ร้อยเล่ห์เสน่ห์ร้าย
عنوان های دیگر :100 Trickery's Dangerous Passion aka "Trickery Mischievous Charms"
کارگردان :Tum Bunjerd Puttasopit
نویسنده :Add info here
تعداد قسمت ها :14
پخش از شبکه :ONE HD
دوره پخش :June 3, 2015---July 16, 2015
روزهای پخش :چهارشنبه ها و پنج شنبه ها
ژانر :دراما، عاشقانه
زبان :تایلندی
ساخت کشور :تایلند

جذاب مکار

داستان راجع به دو تا دوست قدیمیمه که هردو عاشق یک زن میشن زن با مرد دوم ازدواج میکنه ومرد اول برای انتقام گرفتن اموال مرد دوم روبالا میکشه مردوزن بدبخت میشن مرد با افسردگی می میره وزن مجبور میشه به تنهایی دخترشو بزرگ کنه

حالا مرد اول دراستانه ی مرگه که میخواد جبران کنه از طرف دیگه هنوز هم به زن ودوست قدیمیش علاقه داره مرد میمیره پسرش که از خوش تیپی وباهوش بودنش هرچی بگم کم گفتم دلک دلک میاد که مثلا ارث باباشو بگیره اما وسط خوندن وصیت نامه می فهمه ای دل غافل نصف مال واموالش به دختر همون زن رسیده

کُنگ (اسم پسره )میخواد هرجور شده این ارث رو از چنگ دختره که اسمش نونگ دربیاره .(وای چه اسامی سختی داشتن من اوایلش مثل گیج ها اصلا نمی فهمیدم چی میگن )خلاصه نقشه میکشه دختره رو عاشق خودش کنه واز هیچ نقشه ای برای اینکار فرو گزاری نمی کنه (خیلی خفنه نقشه هاش )

پسره چنان شیرین بازی درمیاره وخودش رو به دختره نزدیک کرده که هرکسی جای دختره باشه ارث ومیراث که هیچی مال واموال مادره اش رو هم دو دستی تقدیم اقا میکنه

اما جالب اینجاست که با وجود اینکه پسره با اینکه لبخند شیرین میزنه ودم به دیقه دختره رو با بهانه وبی بهانه بغل میکنه معلوم نیست تو مخش چی میگذره وبیننده حتی تا اواسط داستان هم متوجه نمیشه دختره رو دوست داره یا نه .

این بغل کردنهاش فاجعه است ها شما فکرشو کن نویسنده از پرده ی دیوار واب پاش حیاط ایده گرفته این دوتا رو لاو تو لاو کنه

آما اقا عجب زوجی اینقدر بهم میان که حد نداره دختره خوشگل پسره هات بر من ببخشید اما می بینمش نمیدونم چرا یاد جوانمردان پهلوان مردمان هیلر جان (جی چانگ ووک )میوفتم خدایا توبه ولی چرا به نظر من اینقدر شبیهن

جالب اینجاست تا حالا لوس بازی نداشته پسره برای رسیدن به هدفش همه کاری کرده حتی اونقدر ناجنسه که دختره رو موقع لباس عوض کردن ازپشت شیشه دید زده خیلی ناکس وجلبه پدرسوخته

فقط مشکل اصلیم زبانشون ومدل حرف زدنشونه لبهاشون رو کج وکوله می کنن ادم نروس میشه

من فکر میکردم بعد از دیدن بوسه وخانه ی کامل عادت میکنم اما بدبختی عادت نمی کنی یه نکته ی دیگه سریال پراز زن ودعواست

بابای خدابیامرز کنگ کاباره رقاص خونه بیلمیرم (نمی دونم )باید از اقایون پرسید اسم این جای مخصوص چیه که خانم ها دور میله می چرخن وکارهای جلافتی میکنن اوف برشما

خلاصه با پول بابای نونگ یعنی بابای دختره اینجا رو راه انداخته ودم ودستگاهی بهم زده دخترهای رقاص هم مدام تو سروکله ی هم میزنن ودعوا میکنن یه چیزی میگم یه چیزی میشنوید تو این چند قسمت بی شمار صحنه کامل کتک کاری با روش های گانگستری دیدم که هرکدوم به نحوی میخوان به پسره نزدیک بشن اینقدر این کتک کاری هاشون با جزئیات کامله که من دل اشوبه می گیرم جالبه که نه این رقاص ها به فکر سلامتی وصورتشون نیستن که مبادا کتک بخورن واز قیافه بیفتن نه بعد از کتک کاری جای کتک ها می مونه به جرات ده تا چک تو صورت دختره خوابوند دختره پاشد ارایشش ت نخورده بود اوف برتو گریموریه ذره می زدی صورتش رو کبود میکنی داستان واقعی تر بشه

از اون طرف عمه ی کنگ یه دختر دیگه رو زیر سرداره که با برادر زاده اش ازدواج کنه خلاصه که شمع وگل وپروانه جمعن تا مال اقا رو بالا بکشن هیچ کس خودشو نمی خواد فقط دختره است که تو بغل اقا مات میشه

سریال تقریبا ریتم خوبی داشت .هرچند اعتراف میکنم به پای ساخت سریالهای کره ای اصلا نمی رسه اما از تایلندی ها که خیلی کش میدن بعیده اینقدر خوب جلو بره

خوبی سریال شخصیت پسره است عجب ناکسیه مثلا

میخواست تو یه صحنه دختره رو ب.بو.سه شنید که صدای دوست صمیمی نونگ که از قضا خاطرخواه نیونگ هم هست میاد اما دختره رو ول نمی کرد حالا دختره دست وپا میزد این ورپریده ول نمیکرد اخر سر هم پسره اومد این دو تا رو بغل به بغل هم دید از طرف دیگه روند شخصیتی پسره هم جالبه

سکانس برتر رو قسمتی انتخاب میکنم که این دو تا بعد از عکس های عروسی باهم صحبت میکنن نیونگ میگه میخوام بهت اعتماد کنم که اگه یه روزی یه جور دیگه برخورد کردی ازت برای تمام عمر متنفر میشم

نگاه دختره که معلومه دیگه کاملا اعتماد کرده وپسره که معلومه تو فکر رفته جالب بود خوشم اومداز این قسمت

خب تا اینجای کار رو قبلا خونده بودید بریم سر بقیه ی نقد

داستان تقریبا میشه گفت دو بخشه نصف داستان تا قبل از امضا کردن قرار داد ازدواج وحق برداشت پول ارثیه از طرف کنگ نئونگ تو این قسمتها واقعا عاشق کنگ شده وقسمت دوم رو شدن واقعیت وفراز ونشیب های بعد از اون که حالا کنگ رسما عاشق شده ونئونگ به شدت متنفر

نقطه قوت ابتدایی سریال شخصیت کنگ وبازی خوبش بود شاید نزدیک به هشتاد درصد کار رو به خاطر بازی این اقا دیدم و.بیست درصد هم به خاطر روند داستان

طریقه ی فهمیدن واقعیت وامضا کردن قرارداد جالب بود

بعد از اون دو سه قسمتی جنگ ودعوای اینها رو نشون میده که کنگ به زور پول هرکاری میکنه تا دختره رو سمت خودش بکشه از اون طرف هم نئونگ برای اینکه ازش جدا بشه هرغلطی بخواد میکنه مثلا با پولی که کنگ بهش داده چهار تا ماشین لوکس می خره سرویس طلا وجواهر خلاصه که هرکاری میکنه تا از پسره جدا بشه کنگ همه اش میخواد با صبوری ومحبت دل نئونگ رو بدست باره الحق هم که خوب با خرابکاری های دختره کنار میاد تا پای مسائل ناموسی وسط میاد که دیگه رگ گردنش باد میکنه دختره رو میندازه رو کولش میبره خونه ی بابابزرگ خدابیامرزش

یکم تم سریال شبیه به فیلم ایرانی های قدیمی بود یه صحنه ی بامزه داشت

هی دختره در میرفت کنگ می گرفتتش بالاخره دستهاش رو میبنده بعد برای اینکه دختره کوتاه بیاد یه سینی غذای خوشمزه میاره میشینه کنار دختره که داره لجبازی میکنه با اشتها شروع به خوردن می کنه جوری که نئونگ به غلط کردن میوفته از گشنگی یه قاشق غذا میخوره یه ماچ رو لپ کنگ می ذاره

بریم سراغ نکته های منفی

اول از همه موسیقی سریال به جز یه موسیقی بی کلام خیلی کوتاه اصلا از موسیقی متنش راضی نبودم

دوم بازیگرهای جانبی .عمه ی کنگ بااون دختری که زیر نظر داشت با دخترهای رقاص خونه همه اشون ازدم با اینکه مثلا خوش تیپ وخوش هیکل بودن اما برای من غیر قابل تحمل بودن مخصوصا عمه دعواهای زیادی بینشون بود اصلا سریال پراز صحنه های کتک کاری بود حالا یا عمه با این دختررقاص ها یا رقاص ها با هم یا حتی کنگ با تور دوست صمیمی نئونگ که خاطرخواهش هم بوده

نکته ی بعد روند پایایانی سریال بود عمه ودختره نقشه می کشن که با دسیسه این دوتا رو از هم جدا کنن مثلا پسره مسته دختره میاد پیشش یا پول مین می ذارن تو گاراژدوست نئونگ تور که مثلا براش پاپوش درست کنن خوشم نیومد مثل فیلم هندی ها شده بود

اما بازهم به خاطر بازی پسره سریال رو ادامه دادم .ولی واقعا جالب نبود همه اش دسیسه اخرش هم همه عاقبت بخیر شدن ورقاص ها با هم دوست وعمه ودختره هم به جرم دسیسه و اقدام به قتل رفتن زندان

به هرحال با اینکه نکته ی منفی زیاد داشت امامن دوستش دارم زوجشون خوب بودن پسره هم که دیگه گفتن نداره خبیث و جذاب

اخر کاری واقعا حسش خوب دراومده بود که برای دختره خودکشان می کرد

به خاطر روند پایانی به جای هشت ونیم بهش نمره ی 8 رو میدم اما درکل خیلی خوشم اومده بود وراضی بودم

برای دیدن لیست نقدها وبهتر پیدا کردن سریالها به تلگرام نقد کره مراجعه کنید

https://telegram.me/naghdkoreh


دانلود سریال تایلندی وعده انتقام تلخ و شیرین با زیرنویس فارسی | Sanaeha Sunya Kaen 2014

ارائه ای دیگراز تیم ترجمه نقد کره

تمام قسمت های سریال در دو فرمت srt amp; ass کامل شد

عنوان: وعده انتقام تلخ و شیرین | Bittersweet Promise of Revenge
عنوان تایلندی: Sanaeha Sunya Kaen | ละครเสน่หา สัญญาแค้น
ژانر:درام|عاشقانه|انتقامی
تعداد قسمت ها: ۱۵
روزهای پخش: چهارشنبه ها و پنج شنبه ها
شبکه پخش: کانال سه
تاریخ انتشار: ۲۱ می ۲۰۱۴
محصول کشور: تایلند
زبان: تایلندی

خلاصه داستان:

ساناز:ناکین بالاخره عزمشو جزم میکنه و بعد از 7سال از گانوک؛دختری که عاشقشه خواستگاری میکنه اما شب عروسی اتفاق شومی میفته.
گانوک علی رغم بارندگی شدید هوا،منزل مشترکش با کین رو ترک میکنه و برمیگرده منزل خودش تا هدیه ای رو که برای کین تهیه کرده بوده با خودش بیاره .
از اونطرف پن تاوان رو داریم؛ دختر یتیم فقیری که از دار دنیا فقط یه خواهر داره و نامزدی که حالا بعد از چندسالی که خارج از کشور بوده داره برمیگرده.تاوان میره فرودگاه استقبال نامزدش ولی اونجا متوجه میشه آت، دوساله داره بهش خیانت میکنه و دختری که باهاش رابطه داره حامله هم هست.تاوان در هم شکسته از خیانت آت و تحقیرهای شدید دوست دختر تازه اش از فرودگاه بیرون میاد و چند ساعت بعد در حالی که به شدت مسته تصادف سختی میکنه.
راننده و تاوان رو به بیمارستان منتقل میکنن و ناکین از راه میرسه.میشنوه که دختری که فقط چند ساعته همسرش شده مرده و مصدوم دیگه تصادف که مست بوده و ظاهرا پریده جلوی اتومیبل گانوک ، جون به در برده.
میره به اتاق تاوان و فقط یک چیز میفهمه.اسم و فامیلی تاوان رو.
ناکین انقدر دیوانه نیست که بیفته دنبال زندگی تاوان.از اونطرف مرد صبوریه.قطعا کسی که 7سال طول کشیده از عشق خواستگاری کنه، صبوره.
پس صبر میکنه.انتظار میکشه تا سرنوشت فرصت گرفتن انتقام مرگ همسرش رو براش فراهم کنه.
و این انتظار فقط سه سال طول میکشه ..


دانلود سریال تایلندی وعده انتقام تلخ و شیرین Sanaeha Sunya Kaen 2014

larr; ورود به پوشه آپلودبوی rarr;

زیرنویس فارسی از تیم ترجمه ی نقد کره

اعضای تیم ترجمه

مترجم :ساناز

زیرنویس :moon shine

زیرنویس قسمت های اول ودوم وسوم در دو فرمت

زیرنویس قسمت های چهارم ،پنجم وششم در دو فرمت.

زیرنویس قسمت های هفتم ،هشتم ،نهم ،دهم ویازدهم در دو فرمت

زیرنویس قسمت های دوازدهم تا قسمت پونزدهم در دو فرمت

زیرنویس تمام قسمت ها

با تشکر از تیم ترجمه ودست اندر کاران

دوستای گلمون تداعی وآمیکوی عزیر به خاطر جداسازی زیر نویس انگلیسی از مبدا

وساناز عزیر برای ترجمه ی سریال

امیدوارم شما هم مثل ما از دیدنش لذت برده باشید

لطفا با انتشار لینک های اصلی حامی ومشوق مترجم های عزیز باشید

خب تو این دو پست پشت سر هم میخوام نقد فول هوس ها یا خانه های کامل رو بذارم خانه ی کامل یک ودو محصول کشور کره .وخانه ی کامل تایی محصول کشور تایلند که تو این بین با وجود اینکه خانه ی کامل تایلندی اخر از همه ساخته شده با نمره ی 8.8 یکی از پنج تا سریال مورد علاقه ی منه تو این پست میخوام اول از همه معرفی ونقد فول هوس تایلندی رو بذارم بعد از اون هم فول هوس یک با بازی رین

http://mydramalist.koreanfa.in/9828-full-house

وای چقدر این سریال قشنگه حتما حتما ببینید هوس کردم بازهم برم دوره اش کنم

مشخصات سریال:
نام سریال : Full House / วุ่นนัก รักเต็มบ้าน / Woon nuk ruk tem barn
تعداد قسمت : ۲۰ Episodes
ژائر : کمدی , عاشقانه
دوره پخش : January 11, 2014 mdash; March 16, 2014
کشور سازنده: تایلند
توضیحات:
این سریال از روی نسخه معروف کره ایش که سال ۲۰۰۴ پخش شد ساخته شده

Full House

داستان راجع به دختری به اسم آم ام وپسری به اسم مایک هست آم ام یه فیلمنامه نویسه که زیاد هم تو کارش وارد نیست وتا حالا هیچ کس فیلمنامه ای که روش کار میکرده رو نخریده ومایک یه ایدول معروف که زیاد حوصله ای برای بازی تو سریالها وفیلم ها نداره وبیشتر دوست داره رو کار موسیقیش فو کنه
خواهر آم ام به اسم ام (اسامی سریال خیلی باحال بود همه اشون یا دو سیلابی بودن یا سه سیلابی اولین سریالی بود که برای نوشتن اسامی به لیست بازیگرها مراجعه نکردم )با همسرش از نزول خورها پول گرفتن ومونده تو امپاس که حالا چیکار کنه مخصوصا که تازه فهمیده بارداره وشوهرش از کار اخراج شده از طرف دیگه خونه ی موروثی آم وام یه خونه ی بی نهایت زیبا وخاطره برانگیزه که همه دنبالشن تا بکوبن وبسازنش
(خداوکیلی عجب خونه ای بود .یعنی وقتی فضاش رو نشون میداد من لذت میبردم تمام خونه دکور سفید داشت با پنجره های تمام قد شیشه ای جلوی خونه هم یه دریاچه بود با یه پل کوتاه من عاشق این پله شدم خلاصه که خونه اش .باغ دلگشا بود صبح ها یه زیبایی داشت شبها هم که فضای داخل خونه پراز نور بود وپشت شیشه ها به خاطرفضای دریاچه ی پشتش تاریک یه نمای زیبای دیگه )

حالا اِم برای اینکه خونه رو بفروشه با دوز وکلک آم ام رو میفرسته به سفر کره آم ام هم با سادگی تموم چمدون میبنده وتو این سفر با مایک همسفر میشه اما اشناییشون به شدت برای مایک ناراحت کننده است چرا که آم ام مست میکنه وحالش بد میشه وخلاصه ابروی مایک رو میبره جوری که مایک از دستش در میره





هردو وارد کره و وارد یه هتل میشن آم ام با خوشحالی شروع میکنه به گشت وگذار وعکس انداختن وخوردن با کره ای ها جشن میگیره ومیرقصه وخلاصه که کلی خوش میگذرونه تو این بین با مردی به اسم گای اشنا میشه که تو ظاهر شبیه به امریکایی هاست ولی در اصل تایلندیه ودوست مایکاما بعد از دو روز یه دفعه ای همه چی خراب میشه ؟گویا اِم هتل رو تنها برای دو روز رزور کرده وآم ام هم پولی برای اتاق نداره وسفرش هم چهار روزه است
خلاصه که آم ام میگرده دنبال پول .خواهرش وشوهر خواهرش(شاید هم بی افش ) گوشی رو برنمیدارن گای برگشته به تایلند پس آم ام سراغ کی میره؟ سراغ مایک مایک دفعه ی اول که آم ام سراغش میاد با فضاحت تموم از اتاقش بیرونش میکنه اما آم ام از رو نمیره وبا یه نقشه ی جدید میاد اینکه از مایک اخاذی کنه اون هم به واسطه ی عکس هایی که از گای داشته
به مایک دروغ میگه که گای سرش رو کلا گذاشته وبا وسوسه ی ازدواج آم ام رو به کره کشونده وحالا رهاش کرده ودلش شکسته وبی پول شده مایک هم یه قرار داد باهاش امضا میکنه ویه مبلغ زیادی بهش حق السکوت میده
آم ام هم با این پول بقیه ی روزهاش رو خوش میگذرونه وبرمیگرده به کره که چی میبینه ؟بله خونه به فروش رفته اون هم به مایک
از طرف دیگه مایک میفهمه که آم ام بهش دروغ گفته ودرنتیجه آم ام بهش بدهکار میشه وبه خاطر همین مجبور میشه مثل خدمتکار تو خونه ی مایک کار کنه
یه مسئله ی مهم دیگه هم رابطه ی عاشقانه ی مایک مایک وگای ودختری به اسم مین هرسه دوستان دوران بچگی بودن مایک عاشق دلخسته ی مین هست اما مین نگاهش دنبال گای تو روز افتتاحیه ی شرکت گای مین که از دست مایک وگای عصبانیه میاد جلو واز مایک میپرسه تو عاشقمی ؟که مایک برای خراب نشدن وجه اش یه کار عجیب میکنه میگه من میخوام با آم ام ازدواج کنم

خلاصه ی خوبی نشد عینهو خود سریال جسته گریخته
راستش روند داستان مخصوصا تو قسمت های ابتدایی کار به نظرم از هم گسیخته بود اون یک پارچگی ووحدتی که تو سریال های کره ای میدیدم نداشت جوری که من تقریبا شیش هفت قسمت اول رو روی دور تند دیدم چیزی رو هم از دست ندادم
اما جدای از این مشکل داستان نقطه قوت هایی داشت که باعث شد ادامه اش بدم
اول از همه فضای بی نظیر سریال هست راجع به خونه گفتم یه خانه ی کامل ودوبلکس زیبا ودلنشین .با یه دریاچه ی زیبا روبه روش جدای از این خونه کارگردان خیلی به زیبایی های طبیعت تایلند وکره تکیه کرده که همین باعث شده سریال از نظر محیط خیلی زیبا ودلنشین جلوه کنه هیچ فرقی نمیکرد چه کشور کره چه کشور تایلند اونقدر این دو کشور تو این سریال زیبا به نظر میاد که با خودم گفتم تا نمردم یه سفر به این دو کشور برم جاذبه های توریستی ومحیط بکر واقعا که چشم نواز بود


بعد از اون هم برخلاف نظرم که فکر میکردم مایک وآم ام فرتی عاشق هم میشن ومن قراره یه سریال تمام لوس ببینم اما جالبیش این بود که تقریبا دو سوم داستان کل کل های آم ام ومایک بود بچه بازی ودعوا مرافعه هرچند که اواخر داستان به خاطر حسادت مایک اتفاق میوفتاد اما خب من انتظار داشتم حداقل عاشقانه هاش زودتر از اینها شروع بشه یعنی تا اخر قسمت چهارده هم اینها هیچ اعتراف عشقی به هم نداشتن وهمین باعث شد باهاش جلوتربرم چرا که ما بین این دعواها یه سری قسمت ها دوستی وهمیاری این دو نفر رو نشون میداد که خب داستان رو از اون حالت خسته کننده در می اورد اینکه مثلا مایک پاش صدمه دیده بود وآم ام براش یخ میذاشت وتمام مدت مراقبش بود یا اینکه آم ام اصلا بلد نبود دوچرخه سواری کنه ومایک بهش یاد داد کلا رابطه اشون بیشتر دوستی بود تا چیزهای دیگه
یه چیز جالب دیگه اخلاق مایک بود اینقدر خودش رو دست بالا میگرفت که هیچ وقت درست وحسابی عذر خواهی نمیکرد دسته گل برای آم ام سفارش میداد بعد میگفت گل ها رو برای اتاق خودم گرفتم یا مثلا میزد لب تاب آم ام رو میشکست بعد که میخواست لب تاب خودش رو بهش بده میگفت تو که نمیتونی با مک کار کنی از بس خنگی کلا عذرخواهی نمیکرد فقط اذیت میکرد این جاهاش بانمک بود
یه قسمت هایی هم طنز بود نه به معنای کلمه ی طنز اما خنده دار بود
یکم هم سیر داستان عجیب وغریب بودیه چیزهاییش با عقل جور در نمیومد ولی نه اونقدر که ازارتون بده
بازی بازیگر ها دختره یه نموره گیج میزد خیلی بازیش رو عالی در نیاورده بود اما مشکلی باهاش نداشتم خصوصیات زیاد دیگه ای داشت که باعث میشد ازش دده نشم .خنده های خوبی داشت وکوچولو موچولو وریزه بود عینهو نخود فرنگی
جالبه تو سریال هی با شوق غذا میخورد بعد قدش 157 بود و وزنش 40 خب دهن من یه نفر که ده باز موند هم وزن کیمیای منه
تو این سریال فکر میکنم مایک بهتر بود جدای بازی رقص خوبی هم داشت بسکتش هم خوب بود قد وبالا هم میزون واقعا خواننده وایدول بودن بهش میخورد



ولی از نظر ظاهر واقعا زوج زیبا ودوست داشتنی ای بودن مخصوصا وقتی دختره میخندید بانمک میشد وبهم میومدن




شخصیت دوست داشتنی داستان گای بود وای که من چیقده ازش خوشم اومد یه ادم فوق العاده مهربون با یه لبخند قشنگ که همه جوره آم ام رو ساپورت میکرد یه پارچه اقا ظاهر مردونه ومرتب بیست بود ها .بیســــــــــت

مین شخصیت منفور داستان بود از نظر من اولش که گای رو دوست داشت وگای دوستش نداشت مثل سریش بهش میچسبید جوری که حتی مایک رو تو دردسر می انداخت بعد که کلا از گای نا امید شد اومد سراغ مایک اون هم درحالی که آم ام ومایک ازدواج کردن خوشم اومد که اخرش کنف شد
بازیگرها واقعا خوش صورت ومرتب بودن طراحی صحنه ولباس بی نظیر مثلا مین طراح لباس بود وواقعا لباس هایی که میپوشید مد روز وشیک اما آم ام یه دختر ساده وبی خیال بود واین هوش طراح لباس رو میرسوند که مثلا تو چند تا سکانس مختلف من یه کفش ساده رو پای آم ام میدیدم یا لباسهایی ساده ومعمولی مایک وگای هم همین طور مایک مثل یه خواننده ی مشهور و به روز وگای مثل یه جنتلمن که همیشه کت وشلوار به تن میکنه
اهنگ های داستان خوب بود مثل اینکه یکی از اهنگها رو خود مایک خونده بود واقعا که درکنار فضای داستان دلنشین بود
سکانس برتر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب صحنه های عاطفی قشنگی داشت داستان واقعا بعد از تمام اون کل کل ها میچسبید ونمیتونم یه صحنه رو انتخاب کنم
نویسنده خیلی خوب عاشق شدن ذره به ذره ی مایک وآم ام رو نشون میداد حس داستان قشنگ از اب دراومده بود مخصوصا اواخر سریال




از اون سریالهایی بود که به نظرم اخرش بهتر از اولش بود هرچند که خیلی سریال ناب وتاپی نبود اما درنوع خودش برام جالب بود
مثلا کارگردان با بازخوانی چند باره ی صحنه ها پیشرفت کردن عاشقانه ی داستان رو نشون میداد

اون نیمکت تو پوستر رو میبینید خب کارگردان چند بار این نیمکت رو تو برهه های زمانی مختلف نشون میده اولین بار آم ام ومایک از هم دورن ومایک داره زیر زیرکی به آم ام نگاه میکنه وآم ام هم براش عجیبه دفعه ی بعد چند قسمت گذشته که اینبار مایک وآم ام کنار هم نشستن وهردو حس خوبی دارن وبعد هم نشون میده هردو تنهان وبازهم این نیمکت رو نشون میده ودراخر هم همین عکس
این اتفاق تو سکانس های دیگه هم هست مثلا صندلی های هواپیما بار اول با افتضاح بارهای بعدی با علاقه ودراخر عشق وتنهایی از این جهت واقعا از کار خوشم اومد کارگردان خلاقی داشت اما حیف که نویسنده انسجام خوبی به داستان نداده بود جسته گریخته بود بامحیطی دلنشین وزیبا
سریالی بود محض سرگرمی اما با کشش بالا هرچند که من تقریبا شش هفت قسمت اول رو روی دور تند دیدم اما از قسمت هفت وهشت واقعا تا انتهای داستان رو حتی بدون لحظه ای جلو زدن دیدم وراضی بودم بازهم میگم نقطه قوت سریال جلوه های تصویری فوق العاده زیباش بود مثالش رو ندیده بودم شاید بشه سریال هتل کینگ رو مثال بزنم اما بازهم مثل این سریال پای طبیعت رو اینقدر به سریال باز نکرده بود یا مثلا فرهنگ تایلند رو به خوبی نشون داده بود سلام کردنشون ازدواجشون نوع لباس پوشیدن ومحیط زندگیشون غذاهاشون مثلا مایک عاشق پای مرغ بود

انتهای داستان هم مثل همه ی سریال های این تیپی هرچند نفهمیدم واقعا مایک چرا رفت واصلا چرا بی هوا تصمیم گرفت قرار دادشون رو تو یه کنفرانس خبری بازگو کنه ومثلا به ملت راست بگه
اما به هرحال با همه ی این ضعف ها بهش نمره ی هشت رو میدم وپیشنهاد میکنم اگه احیانا خسته شدین وخواستین روحیه اتون عوض بشه و با فرهنگ کشوری مثل تایلند اشنا بشید این سریال رو تو اوقات فراغت ببینید
تصمیم دارم در راستای دیدن مدل های مختلف فول هوس .خانه ی کامل کره ای رو هم ببینم هم به خاطر رین هم میخوام ببینم کدوم کار بهتره امیدوارم خیلی شبیه به هم نباشن که حوصله ام رو سر ببره


دانلود سریال تایلندی کوپید ،الهه های عشق فصل اول (عشق شاد ) با زیرنویس فارسی
ارئه ای دیگر از تیم ترجمه نقد کره
زیرنویس سریال کامل شده. نسخه ی زیرنویس چسبیده اضافه شد
File:Kammathep Hunsa 12.jpg
❗️سری اول مجموعه الهه های عشق❗️
عنوان: عشق شاد
عنوان تایلندی: Kammathep Hunsa
عنوان لاتین: Cheerful of Love
تعداد قسمت: 8
مدت زمان: 1 ساعت و 30 دقیقه
ژانر: کمدی عاشقانه
شبکه: چنل سه
سال تولید: 2017
زیرنویس فارسی: دارد
File:Kammathep Hunsa11.jpg
خلاصه: تیم .رئیس خشک ، بد اخلاق ، منظبط، از اون دسته آدما که نمیشه با یه من عسل هم خوردش. در طرف دیگه ماجرا داریم خنگ ترین، دست و پا چلفته ترین و بامزه ترین عضو کوپید، هونسا رو که قراره برای به دست آوردن یه میلیون باهات مخ این سرکار رو بزنه ولی از بد ماجرا هر برخورد این دو با اتفاقات بدی همراهه.
تیم به شدت از هونسا بیزاره چون دختری بر خلاف معیار و کلاس خودشه.
طی ماجرایی این دو تو انبار آتیش گرفته شرکت گرفتار میشن و شخصی قصد جونشون رو میکنه و تیم این ماجرا رو از چشم هونسا میبینه و اون رو تهدید میکنه و تا جایی کار بالا میگیره که
.
File:Kammathep Hunsa04.jpg
لینک دانلود فصل اول کوپید:
کیفیت 540
کیفیت 480
مترجم سریال
::moon shine ::
زمان بند :پگاه عزیز
یه تشکر ویژه از مترجم دیگه ی سریال که خیلی به من ودوستان لطف داشت وهمینطور پگاه عزیز که یکی از خوش قول ترین زمان بندهایی بوده که تا به حال داشتیم ازهردوتون ممنونم
پروژه ی بعدیمون سریال بازی انتقام به مترجمی سمیرای عزیز هست لطفا تا قبل از گزارش لینک ها وحذف شدنشون اگه تمایلی به دیدن این سریالِ در حال ترجمه دارید .حتما دانلود کنید .
با ما وبقیه ی پروزه ها همراه باشید .
لطفا با انتشار لینک های اصلی حامی ومشوق مترجم های عزیز باشید
File:Kammathep Hunsa.jpg

سریال تایلندی تلنگر عشق بازیر نویس فارسی Rak Kan Panlawan

ارائه ای دیگر از تیم ترجمه نقد کره

زیرنویس قسمت هشتم تا اخر سریال در دو فرمت آ اس اس واس ارتی اضافه شد

زیرنویس سریال کامل شد


عنوان: تلنگر عشق | سردرگم در عشق | Confusedly in Love
عنوان تایلندی: รักกันพัลวัน | Rak Kan Panlawan | Ruk Gun Punlawan
ژانر:درام|کمدی|عاشقانه
تعداد قسمت ها: ۱۴
تاریخ انتشار: ۳ نوامبر ۲۰۱۷
روزهای پخش: جمعه ها و شنبه ها
شبکه پخش: Channel 3
کارگردان: Yuttana Lorpanpaiboon
تولید کننده: Thitima Sangkhaphithak
کمپانی: Feel Good Entertainment
محصول کشور: تایلند
زبان: تایلندی

بازیگران:

Nine Naphat Siangsomboon as Methakawin
Ice Preechaya Pongthananikorn as Tulyana
Deaw Suriyon Aroonwattanakul as Suphanut
Namcha Cheranut Yusanonda as Sarochinee
Thongpoom Siripipat as Sean
Chanoksuda Raksanaves as Character Name
Jackie Jacqueline Muench as Anoma
Freudonidas (Freud) Natthapong Chartpong as Tohmon
Namnung Suttidachanai as Character Name
Poupae Natthira as Character Name
Patsachon Soopree as Character Name
Wichai Jongpasitkhun as Character Name
Toon Hiranyasap as Character Name
Rungthong Ruamthong as Character Name
Anant Boonnark as Character Name

خلاصه داستان:

تون دختریه که فکر میکنه پسره ،اون همیشه تیپ پسرونه میزنه و خودش رو یه مرد میدونه و اصلا از دختر بودن بویی نبرده،مدتی رو با دخترا میپره و حتی یک بار دختری رو از نامزدش جدا میکنه، دختری که تون دوست داره اون رو ول میکنه . همین اتفاق تلنگری بزرگ به زندگی تون وارد میکنه و اون رو به سمت دختر بودن واقعی سوق میده . از اون روز به بعد موهاش رو بزرگ میکنه، گل سر میزنه و سعی میکنه دختر باشه و یک مرد رو برای خودش پیدا کنه.

تون تو مرکز مراقبت حیوانات کار میکنه ، اون سعی داره خودش رو به سوپانوت ارشد خودش نزدیک کنه ولی این آقا تون رو به چشم خواهر میبینه.مت مدیر جدید بخش اجرایی و رئیس جدید تون ، اون یه مرد عنق، خشک و بدجنسه که کلا آفریده شده گند بزنه به زندگی تون. اون با دیدن تون یاد کینه قدیمیشون می افته چون تون چند سال پیش نامزد همین آقا رو ازش میقاپه. با ورود مت جنگ جهانی سوم شروع میشه و این دو شروع میکنن به پاچه همو گرفتن.
ولی اذیت کردن های مت باعث میشه حس نه در تون بیدار شه و اون بفهمه یک دختره و باید یک دختر باشه.

سریال تایلندی تلنگر عشق Rak Kan Panlawan 2017

Rak.Kan.Panl.awan.E01.mkv - 385.5 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E02.mkv - 389.1 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E03.mkv - 382.1 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E04.mkv - 390.4 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E05.mkv - 391.4 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E06.mkv - 398.6 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E07.mkv - 368.5 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E08.mkv - 374.6 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E09.mkv - 401.2 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E10.mkv - 357.1 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E11.mkv - 364.0 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E12.mkv - 361.5 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E13.mkv - 361.7 MB
Rak.Kan.Panl.awan.E14.END.mkv - 350.8 MB

با تشکر از سوگل عزیز ادمین سایت سئول دی ال

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

File:STUDENTWEEKLY2014 12 4549 00 001.jpg

دانلود زیرنویس فارسی اختصاصی سئول دی ال

ترجمه از فاطمه و سوگل

زیرنویس قسمت ۰۱

زیرنویس قسمت های بعدی از تیم ترجمه ی نقد کره

زیرنویس قسمت اول تا هفتم سریال در دو فرمت آ اس اس و اس آر تی

زیرنویس قسمت هشتم تا اخر در دو فرمت آ اس اس واس آر تی

با تشکر از اعضای تیم ترجمه

moon shine sadighsinsaiehbella poolak jon

تداعی شبنم آمیکو هانیه پولک

ممنون از همگیشون

با انتشار لینک های اصلی حامی ومشوق تیم ترجمه وبچه های بامرام مترجم وزمان بند باشید


ارائه ای دیگر از تیم ترجمه ی نقد کره

زیرنویس تمام قسمت ها درفرمت srt و وقسمت نهم درفرمت IDX کامل شد

سریال تایلندی طیف دیگر افق Khon La Khob Fah 2016

عنوان: طیف دیگر افق | Different Lines of Horizon
عنوان تایلندی: คนละขอบฟ้า | Khon La Khob Fah
ژانر: درام | عاشقانه
تعداد قسمت ها: ۱۳
شبکه پخش: Channel 3
روزهای پخش: دوشنبه ها و سه شنبه ها
تاریخ انتشار: ۶ دسامبر ۲۰۱۶ تا ۱۷ ژانویه ۲۰۱۷
کمپانی: Maker K
محصول کشور: تایلند
زبان: تایلندی

بازیگران:
Grate Warintorn Panhakarn as Chinapat
Chippy Sirin Preedeeyanon as Chanika
Yong Armchair as Bantong
Mint Natwara Wongwasana as San

خلاصه داستان:
چانیکا ( تاوان خودمون) وقتی از خارج برمیگرده متوجه میشه پدرش بیمارستانه و سخت بیماره و میفهمه پدرش بدهی بزرگی داره برای همین دنبال کاری با حقوق بالا میگرده، هم کالجش بهش پیشنهاد میده به یه کارخونه در حومه شهر بره که مالکش چیناپات هست.
چیناپات اون رو به خاطر پسرعموی خودش استخدام میکنه. چیناپات به بیماری عدم کنترل خشم(بفرما یه سوریان دیگه) مبتلاست و بابت همین قضیه شایعات بدی پشت سرشه، مادرش میخواد اون رو مجبور به ازدواج با دختر دوستش بکنه ولی چیناپات دلش با این وصلت نیست، اون که میدونه چانیکا پول لازمه بهش پیشنهاد میده با مبلغی بالا همسرش بشه تا از شر دختر پپیشنهادی مادرش راحت بشه. ولی بیماری چیناپات وخیم تر از این حرفاست.

دانلود سریال تایلندی طیف دیگر افق Khon La Khob Fah 2016

Khon.La.Khob.Fah.E01.p1.mp4 - ۱۹۵٫۶ MB
Khon.La.Khob.Fah.E01.p2.mp4 - ۱۵۱٫۵ MB
Khon.La.Khob.Fah.E02.p1.mp4 - ۱۹۴٫۴ MB
Khon.La.Khob.Fah.E02.p2.mp4 - ۱۵۴٫۲ MB
Khon.La.Khob.Fah.E03.p1.mp4 - ۱۹۱٫۰ MB
Khon.La.Khob.Fah.E03.p2.mp4 - ۱۵۷٫۴ MB
Khon.La.Khob.Fah.E04.p1.mp4 - ۱۸۲٫۹ MB
Khon.La.Khob.Fah.E04.p2.mp4 - ۱۶۱٫۷ MB
Khon.La.Khob.Fah.E05.p1.mp4 - ۱۹۲٫۴ MB
Khon.La.Khob.Fah.E05.p2.mp4 - ۱۵۳٫۴ MB
Khon.La.Khob.Fah.E06.p1.mp4 - ۱۸۹٫۹ MB
Khon.La.Khob.Fah.E06.p2.mp4 - ۱۵۹٫۱ MB
Khon.La.Khob.Fah.E07.p1.mp4 - ۲۲٫۴ MB

اصلاح شد
Khon.La.Khob.Fah.E07.p2.mp4 - ۱۶۱٫۱ MB
Kon.La.Kop.Fah.Ep08.mkv - ۳۸۱٫۷ MB
Kon.La.Kop.Fah.Ep09.mkv - ۳۷۴٫۳ MB
Kon.La.Kop.Fah.Ep10.mkv - ۳۷۲٫۸ MB
Kon.La.Kop.Fah.Ep11.mkv - ۳۶۴٫۵ MB
Kon.La.Kop.Fah.Ep12.mkv - ۳۷۴٫۸ MB
Kon.La.Kop.Fah.Ep13.mkv - ۳۷۳٫۵ MB

دانلود زیرنویس سریال

قسمت اول پارت 1.2، قسمت دوم پارت 1.2 وقسمت سوم پارت 1.2

قسمت چهارم پارت 1.2 وقسمت پنجم پارت 1.2

قسمت های ششم ،هفتم ،هشتم

قسمت هفتم پارت دوم

قسمت نهم

قسمت دهم ،یازدهم ،دوازدهم وقسمت اخر

زیرنویس نسخه ی دو پارت قسمت های دهم تا سیزدهم

لطفا خواهشا وموکدا از همین لینک ها برای باز نشر زیرنویس استفاده کنید تا تعداد دانلودها باعث قوت قلب مترجمین ودوستان عزیز بشه

تیم ترجمه وزمان بندی

تداعی عزیز آمیکو گلی ومون شاین طنینsadigh وMOTKA

کانال تلگرام


دانلود سریال تایلندی محبوس در عشق با زیرنویس فارسی |Jam leuy rak
زیرنویس سریالدر فرمت Idxو srt کامل شد
سریال انتقامی محبوس در عشق
نام های دیگر :defendant love
ژانر انتقامی |عاشقانه
زیرنویس فارسی وانگلیسی
سال انتشار :2008
امتیاز :7.5
شبکه :canal 3
تعداد قسمت ها :
با بازی آیوم آتیچارت(سوریان قدرت خورشید )
داستان :هارین یه دانشجوی هنره دوز دخملش به اسم سانسانی بهش زنگ میزنه و میگه باهات بهم میزنم و اون قادر به تحمل این جریان نیست و خودکشی میکنه و برادر بزرگش که هاریت خان باشه غیرتی میشه و میره سراغ لوازم برادرش تا نشونی از اون دختر مکار پیدا کنه .عه رو پیدا میکنه میره سراغش و اونو میه و به جزیره خانوادگی خودش میبره تا دلتون بخواد دختره رو زجر کش میکنه و در یک جمله از خجالت هر چی اذیت کردنه در میاد، مدتی میگذره و دختره سعی میکنه این مرد غیرتی و دیوونه رو راضی کنه که خشونتش رو کم کنه مدتی که میگذره خواهر خونده بزرگتر این دختر وارد داستان میشه ، اونجاست که هاریت متوجه بزرگترین اشتباه خودش میشه .میفهمه کسی که مدتها شکنجه اش میداده سانسانی نبوده و خواهر خونده مظلوم و بیچارش بوده ، سو خواهر کوچیک سانسانی برای جبران محبت خواهرش همه شکنجه ها رو به جون خریده بوده

در اول سریال شاهد خشم برادر بزرگ هارین یعنی هاریت بودیم که نشون میده وقتی عصبانی باشی چشمت رو بر روی هر چی حقیقته میبندی ، لوکیشن های سریال و نوع فیلبمبرداری خوب بود ولی چیزیکه بیننده رو قدری اذیت میکنه کیفیت متوسطه ولی بازم داستان اینقد جذاب و گیراست که خیلی تو ذوق بیننده نمیزنه، داستان از مرگ هارین شروع میشه و برادر بزرگ با دیدن فقط عکس ی دختر که معلوم نیست چه نسبتی با برادرش داره قضاوت نابجا میکنه و تصمیم عجولانه میگیره، خشم هاریت در سریال واقعا رئال بود در برخی صحنه ها ری اکشن بازیگر زن قدری ضعیف بود مثلا سکانسهای داد و فریاد، ولی بعد از چند قسمت شخصیت سوریا به پختگی میرسه و کارگردان سرو سامونی به کاراکتر میده، نکته بارز داستان در اینه که بیننده رو هر قسمت منتظر این میذاره که هویت واقعی سوریا فاش بشه و شخصیت مرد به اشتباهش پی ببره و این حقیقت در قسمت 10 برملا میشه ، واکنش هاریت بعد کشف هویت سوریا بیننده رو امیدوار یک عشق جذاب میکنه، در قسمت های 12 تا 13 داستان قدری یک نواخت میشه و جدال هاریت و سوریا بر سر انتقام از سانسانی در این قسمت ها دیده میشه ولی در قسمت 14 در سکانسی که هاریت ،سوریا رو میبینه که از مطب مامایی بیرون میاد قدری جذابیت به داستان تزریق میشه، درقسمت های اخر التماس هاریت از سوریا برای برگشتش به جزیره ایی که توش محبوس بوده ولی این بار نه به عنون یک زندانی بلکه به عنوان خانوم اون جزیره

.این نقد از شان شان
توجه :درصورت دانلود خوب زیرنویس مترجم به کارش ادامه میده پس لطفا زیرنویس رو شر کنید تا تداعی جان هم انرژی بگیره وبه کارش ادامه بده
لینک دانلود قسمت ها (ممنون از یورا جان بابت قرار دادن لینک های این سریال )
قسمت دوم
زیرنویس ازتداعیعزیز
قسمت هشتم در فرمت ای دی ایکس وقسمت های نهم ودهم در فرمت اس ارتی
از طرف خودم مون شاین وتیم ترجمه از همگیتون ممنونیم که ما رو در تهیه ی این سریال یاری کردید امیدوارم از دیدن این سریال قدیمی اما با بازی خوب سوریان لذت برده باشید
با ما در ادامه ی ترجمه ی سریالها همراه باشید
متاسفانه به خاطر پاک کردن تگ ها وفروششون مجبور شدیم حداقل یه قسمت رو تو این فرمت بزنیم با برنامه های پات پلیر و وی ال سی میتونین از این فرمت استفاده کنید
تیم ترجمه به سرپرستی تداعی گل پولک خانمی . و مون شاین
لطفا فقط و فقط وفقط وفقط از همین لینک برای انتشار زیرنویس استفاده کنید با تچکر


دانلود سریال به سوی قلبم نشانه بگیر از سری ماموریت عشق با زیرنویس فارسی | Niew Hua Jai Sood Glai Puen

ارائه ای دیگر از تیم ترجمه ی نقد کره
زیرنویس سریال کامل شد

Paragit Ruk Series: Niew Hua Jai Sood Glai Puen

عناوین : Paragit Ruk Series: Niew Hua Jai Sood Glai Puen | ماموریت عشق |

ساخت کشور : تایلند

کیفیت : ۴۸۰

تعداد قسمت ها : ۱۰

حجم هر قسمت : +۳۵۰ مگابایت

سال انتشار : ۲۰۱۷

ژانر : اکشن | درام | رمانتیک

امتیاز :8.1

خلاصه داستان

کاپیتان پیوریpuri جزو نیروهای واکنش سریع یگانه تکاورهای نیروی زمینی تایلنده که برای مأموریت به منطقه ای که گروه های شورش و مخالف دولت هستن و مردم رو مورد ازار و اذیت قرار میدن اعزام میشه برای پاک سازی منطقه یک گروه از دکترهای صلب سرخ هم برای مداوا مجروحین اعزام میشن که ماشینشون خراب میشه که تعدای از نظامیها برای کمک میرن که کاپیتان پیوی و خانوم دکتر ناپا سچون Dr. Napaschon سر رفتن و موندن و دیر و زود شدن با هم مشاجره میکنن و این رفتار تند و جذبه خانوم دکتر بدجوری دل کاپیتان سرد و خشک رو میبره و باعث میشه کاپیتان با نگاه اول و دربرخورد اول یک دل نه صدل دل باخته خانوم دکتر بشه و در طول مأموریتی که داره همش هواسش پیش دکترمون باشه و مراقبش باشه یک سریال اکشن نظامی عاشقانه بسیار ملوس و لطیف که صحنه ی عاشقانه و اکشن زیبایی رو به وجود میارن با هم که دعوت میکنم حتمأ ببنید

نویسنده متن سوری

این هم خلاصه ی کاملی که ساناز خانمی درادامه گذاشته
دکتر ناپاسون عشق اول کاپیتان پوری مدتیه در روستایی بندری بین مرز برمه و تایلند مشغول به کاره.وقتی دکتر به همراه بهترین دوستش توسط یه سرباز شورشی اهل برمه ربوده میشه به کاپیتان پوری ماموریت داده میشه دکتر رو به تایلند برگردونه.
کاپیتان پوری تک تیر انداز ماهر و کارکشته ای که ادم به شدت آروم و مطمئن به خودی هم هست ، وقتی بعد از مدتها دوباره عشق اولشو ملاقات میکنه ناگهان دچار تردید و دودلی شدیدی میشه.
از طرفی با اینکه قلبش همیشه در بند عشق دکتر ناپاسون بوده ولی وضعیت دکتر به تازگی تغییر کرده و حالا دوست دختر صمیمی ترین دوست کاپیتان پوریه!!و هیچ چیز پیچیده تر و دردناکتر از این نیست که تمام قلبتو به کسی بدی که هیچ علاقه ای بهت نداره.
بزرگترین مشکل کاپیتان پوری در حال حاضر اینه که باید دوباره کنار ناپاسون قرار بگیره.اگرچه که اون قبلا در ماموریت های بسیاری بوده اما این ماموریت به شدت درگیرش کرده.
چطور خواهد توانست قلبشو مهار کنه؟
بین عشق و دوستی، انتخاب کاپیتان پوری کدوم خواهد بود؟!

قسمت ۰۱
قسمت ۰۲
قسمت ۰۳
قسمت ۰۴
قسمت ۰۵
قسمت ۰۶
قسمت ۰۷
قسمت ۰۸
قسمت ۰۹
قسمت ۱۰

دانلود زیرنویس سریال
لطفا وخواهشا وموکدا از همین لینک ها برای باز نشر زیرنویس استفاده کنید تا تعداد دانلودها باعث قوت قلب مترجمین ودوستان عزیز بشه
ممنون از تیم ترجمه ی خوب وخوش قول وبامعرفتمون
ساناز خانمی خواهرهای گلمون پولک وپردیس صدیق عزیز زهره خانمی آمیکوگلی شهرزاد خانم گل و بنده هم ابدارچی ومدیر تدارکات وهمه کاره وهیچ کاره مون شاین

سریال تایلندی انحراف از بهشت Sawan Biang 2008 به همراه زیرنویس فارسی

ترجمه ی اینکار تماما به عهده یتداعیعزیزهست که خالص ومخلص برای این ترجمه زحمت کشیده دقت کنید پارت های این سریال چهار ساعت است وجمعا چهار پارته
امید به خدا هفته ای یک قسمت از سریال ترجمه میشه
دانلود سریال با زیرنویس چسبیده

سریال تایلندی انحراف از بهشت Sawan Biang 2008

عنوان: انحراف از بهشت | Paradise Diversion | Heaven Diversion
عنوان تایلندی: สวรรค์เบี่ยง | Sawan Biang
ژانر: انتقامی | درام | عاشقانه
تعداد قسمت ها: ۴ (۶ ساعته)
تاریخ انتشار: ۲۷ مارس ۲۰۰۸ تا ۰۷ می ۲۰۰۸
شبکه پخش: Thai Ch3
ریتینگ: ۲۵
کارگردان: Amai Jitmaingong
کمپانی: Lakorn Thai
محصول کشور: تایلند
زبان: تایلندی

بازیگران:

Anne Thongprasom (Ann) as Narin (Rin)
Ken Theeradeth Wonpuapan as Kawee (Wee)
Natharika Thamapreedanan as Leela (Lee)
Louis Scott as Pawan (Tom)
Jane Janesuda Parnto as Patrapapa (Pat)
Dilok Thong wattana as Kid
Nithichai YotAmornSunthorn (Yuan) as Supajit (Sam)
Chotiros Kaewpinit (Sobee)
Mick Boromwuti Hiranyatithi
Thitinun Suwansuk as Jatelate fiancee of Leela
Pang Panchanida Seesaamram as Feyone of Weersquo;s girls

خلاصه داستان:

لیلا دختری پول پرست ،دنبال پسری پولدار به اسم کاوه است و هر کاری میکنه تا بتونه توجه کاوه رو به خودش جلب کنه،ولی اون ابراز محبت لیلا رو رد میکنه. لیلا هم برای اینکه هم به پول برسه و هم روی کاوه رو کم کنه با پدر اون ازدواج میکنه.کاوه پدرخودش رو مسب مرگ مادرش میدونه ،چون پدرش همیشه دنبال زن های مختلفی بوده.
کاوه برای انتقام از لیلا خواهر بیگناهش ،نارین رو میه و به ملک خصوصی خودش میبره. لیلا به خیال اینکه نارین با یک مرد فرار کرده دنبالش نمیگرده. کاوه تا میتونه نارین رو شکنجه میده و حتی بهش دست درازی میکنه. مدتی بعد نارین فرار میکنه و به خونش برمیگرده . اون متوجه قضیه ایی میشه و به نقطه نامعلومی نقل مکان میکنه.در این بین کاوه که عاشق اون شده دنبال نارین میگرده ولی نارین رو پیدا نمیکنه. نارین میخواد تنها باشه چون فهمیده که بچه کاوه رو بارداره.

توجه کنید! چهار قسمت به هم چسبیدس هر قسمت هم کمتر از ۲ ساعت!

*حجمِ زیادِ سریال به همین دلیل می باشد*

کیفیت 360

کیفیت 480

کیفیت 540

کیفیت 720

زیرنویس فارسی سریال

قسمت ۰۱

قسمت ۰۲

قسمت ۰۳

قسمت ۰۴

زیرنویس سریال تکمیل شد

با تشکر ویژه از دوستمون تداعی جان که سر وقت وحوصله همچین کار تمیزی ارائه داد .

تداعی جان صادقانه ازت تشکر میکنم

لطفا حتما حتما از این لینک برای نشر زیرنویس استفاده کنید که یه دلگرمی برای این مترجم تازه کارمون به حساب بیاد

این هم خلاصه ی دیگر این سریال از خود تداعی گلی

داستان از اونجا شروع میشه که سام وکاویی ولیلا همکلاسیهای دبیرستان همدیگه هستن ودراین بین لیلا به هرنحوی سعی داره توجه کاویی که یه بچه پولدار بشدت مغرور هست رو جلب کنه واز هرفرصتی برای جلب محبت کاویی استفاده میکنه.اما کاویی بهیچ عنوان لیلا رو درحد خودش نمیدونه وهمیشه باتحقیر لیلا رو از خودش میرونه طوریکه یه بار وقتی لیلا بایه دسته گل بزرگ به پارتی که توخونه کاویی برگزار میشه میره کاوی به بدترین شکل اونو بیرون میکنه .نارین خواهر لیلا که همون شب اومده خونه کاویی دنبال خواهرش تا اونو بهخونهبرگردونه شاهد این تحقیر شدن لیلا میشه وبدنبال خواهرش که داره گریه کنان از خونه کاویی خارج میشه میره .
لیلا که باگریه درحال دویدن توخیابونه با یه ماشین تصادف میکنه ونارین میرسوندش بیمارستان
یه پرش زمانی ۵ ساله اتفاق میفته
حالا لیلا یه نامزد داره که قراره بزودی ازدواج کنن
نارین یه مغازه مهم گلفروشی داره
سام صاحب هتل شده
وجناب مغرور کاویی با فارق التحصیلی از دانشگاه خارج کشور حالا به تایلند برگشته درحالیکه پدرش با یه زن جوون ازدواج کرده واون خانم به افتخار ورود کاویی براش تدارک یه پارتی رو دیده
اما کاویی بمحض دیدن همسرپدرش شروع میکنه با نامادریش بخاطر نوع دیزاین گلهای مجلس بحث وجدل میکنه که باواکنش پدرش وجروبحثشون همراه میشه
کاویی لج میکنه ومیگه توهمچین جشنی شرکت نمیکنه ومیزنه بیرون از خونه
وپدر ونامادریش هم راهی محل مراسم میشن
که بین راه ماشین پدر کاویی با یه موتوری تصادف میکنه وحالا موتوری کیه؟
لیلا ونامزدش
شوهر لیلا و زن جوون پدر کاویی میمیرن
اینم بگم که کاوی وقتی برای طراحی گلهای مراسم شروع به لج میکنه یه کل کل حسابی وباحال با طراح گلها یعنی نارین خانم داره وهمونجا کینه اشو به دل میگیره چون بقول خودش تا حالا هیچکس جرات نداشته باهاش اونطوری صحبت کنه
حالا بابای کاویی افتاده دنبال لیلا که همسن پسرشه واداهای عشقولانه درمیارهاونم درحالیکه زنش همش چند روزه که مرده اصل مشکل کاوی هم باباباش سر همین کارهاشه.بهش میگه تواین مدت که من خارج بودم یه بار نیومدی منو ببینی وفکر خوشگذرونی خودت بودی
تمام تلاشهای کاویی برای جلوگیری از این ازدواج بی نتیجست
حتی به باباش میگه که لیلا یه مدت میخواسته کاوی رو بدست بیاره وچون نتونسته حالا دنبال پدرست تا به پول وپله برسه
پدره اما بیخیال همه چیز بهش میگه من خودم عاشق لیلا شدم و اون هیچکارست
اگه نبود کمکهای نارین نمیتونستم لیلا رو راضی به این ازدواج کنم
آخ آخ فکر کن چی گفت؟؟؟
حالا کاوی با پیش زمینه ذهنی بدی که از نارین داشته اونو یه شیاد میدونه که مسبب این ازدواج شرم آور پدرش شده
لیلا انگارتمام تلاشش برای کاوی از روی عشق نبوده چون بعدا خیلی راحت پدر کاوی رو میپذیره ووقتی یادش میاد که کاویی قبلا بهش گفته که تو اگه سه بار هم بمیری وزنده بشی هرگز هم شآن و هم رتبه من نمیشی
درواقع میخواد با ازدواج با پدر کاوی به کاوی ثابت کنه که ببین چه راحت مالک اونهمه پول وقدرت شدم!!!

دانلود سریال تایلندی دریای اتش The Fire Series: Talay Fai 2016

با کیفیت متوسط و زیرنویس فارسی

زیرنویس تمام قسمت های سریالبا فرمت اس ار تی کامل شد

سریال تایلندی دریای اتش The Fire Series: Talay Fai 2016

عنوان: دریای اتش | شعله اقیانوس | Sea of Fire | Ocean Flame
عنوان تایلندی: ทะเลไฟ | Talay Fa
ژانر:درام|اکشن|عاشقانه
تعداد قسمت ها: 16
روزهای پخش: دوشنه ها و سه شنبه ها
شبکه پخش: Channel 7
تاریخ انتشار: 16 می 2016 تا 5 جولای 2016
رمان نویس: نارا
تولید کننده: Thongchai Prasongsanthi
کارگردان: Neung Chatwan Satsawatkalun
نویسنده: Panatee
کمپانی: Pordeecom
میانگین ریتینگ: 9.4
فصل دوم:Fai Ruk Game Rorn
محصول کشور: تایلند
زبان: تایلندی

بازیگران :

Mick Tongraya as Techin / Te
Cat Stephany Auernig as Pasika / Pan
خلاصه ی داستان

پاسیکا (استفانی )بعد از اینکه متوجه میشه پدرش سالهاست که با منشیش رابطه داره اسیب عمیقی از اینکارپدرش میبینه .مادر پاسیکا هم بدلیل این حادثه ی تکان دهنده دچارشوک میشه وسلامتیش رو از دست میده
پاسیکا به دلیل ناتوانیش در پذیرش این حقیقت دردناک تصمیم میگیره ازخونه فرار کنه واز سرِخوش شانسی انوپانگ ،مالک مجموعه هتل ها واستراحت گاه های اندامان بیرل روملاقات میکنه .انوپانگ به پاسیکا درست مثل دختر خودش علاقه مند میشه وبهش اجازه میده تا با داشتن یه عنوان تجاری ،زندگی جدیدی رو درجزیره ی کای موک اغاز کنه واونو استخدام میکنه تا در مدیریت استراحتگاه بهش کمک کنه
درپی انفجاری قایق انوپانگ منفجر میشه (اونوپانگ میمیره ) و تکین (مایک )تنها پسر انوپانگ به همراه مادرش نالینی به سرعت به جزیره برمیگردن وناگهان تمام صلح وصفای جزیره به محض ملاقات نالینی وپاسیکا به اتیش کشیده میشه .نالینی که فکر میکنه پاسیکا معشوقه ی همسر سابقشه تلاش مستمر ومداومی برای بیرون کردن پاسیکا از جزیره شروع میکنه که البته موفق هم نمیشه چون در وصیتنامه ی انوپانگ قید شده که پاسیکا باید به مدت دوسال در استراحتگاه کار کنه ودراداره ی کمپانی دستیار تکین باشه
همین مسئله ی همکاری تکین وپاسیکا رو وسط کشمکش ها واختلافات متنوعی سوق میده چرا که تکین در گذشته پاسیکا رو خارج از کشور ملاقات کرده ودرنگاه اول عاشقش شده وحالا دچار ناامیدی زیادیه چون زنی که عاشقش بوده رو میبینه که حالا به معشوقه ی پدرش بدل شده .بهمین دلیل احساساتشو سرکوب میکنه وهرکاری از دستش برمیاد برای برگردوندن پاسیکا انجام میده با وجود همه ی اینها ،پاسیکا قادره همه چیز رو تحمل کنه وبدون هیچ ترس وتردیدی مقابل تکین بیایسته
از اون طرف ،ماتانا (مادر پاسیکا)وپیرایا (خواهر بزرگتر پاسیکا )وپانات (شوهر خواهر پاسیکا )همگی نگران پاسیکا هستن .پانات به برادر ناتنی پاسیکا یعنی پاسین دستور میده که به جزیره بره ودنبال پاسیکا بگرده.درراستای این دستور پاسین به صورت یه تعمیر کار تغییر قیافه میده .توی جزیره جیرایو رو ملاقات میکنه جیرایو (خواهرزاده یا برادر زاده ی )مانی کارنه ومانی کارن یکی از دوستان صمیمی نالینی .نالینی سعی داره یه جورهایی به زور پسرش رو با جیرایو جور کنه درحالی که اون دوتا بهم دیگه علاقه ای ندارن .از اینها گذشته پاسیکا به تکین خبر میده که کسی داره از اندامان پیرل اختلاس میکنه .ایندو مجبور میشن مدتی اتش بس اعلام کنن وبرای پیدا کردن مجرم دست به دست هم بدن .طولی نمیکشه که پاسیکا در طول تحقیقاتشون تبدیل به هدف مجرم میشه وتوی قایقش یه بمب کارگذاشته میشه پاسیکا به شدت مجروح میشه وقلب تکین با وقوع این اتفاق تقریبا می ایسته وهمین باعث میشه بفهمه که همیشه عاشق پاسیکا بوده
همچنان که به خوبی از پاسیکا مراقبت میکنه از دوست پلیسش ،ساکسان میخواد که تحقیق کنه وبمبگذار رو پیدا کنه بعد هم به شدت دست به کار پیدا کردن مجرمی میشه که مشغول سرقت منابع مالی شرکته .این مسئله خود به خود رابطه تکین وپاسیکار رو به سمت بهبودی هدایت میکنه اما مادر تکین با پیش اوردن یه سوءتفاهم باز رابطه ی این دو نفر رو دچار مشکل میکنه .تکین وپاسیکا دوباره درگیر بحث میشن وفضایی برای مجرم به وجود میاد تا بارها به پاسیکا صدمه بزنه .تکین ناگریز از مراقبت از پاسیکاست ،رابطه اشون نزدیکتر میشه وعاشق هم میشن .درحالی که مادر تکین همچنان مخالف با هم بودن اونهاست وبی وقفه برای جداییشون نقشه میکشه .ایا پاسیکا وتکین میتونن به موانع متعددی که سر راه با هم بودنشونه غلبه کنن ؟مجرم واقعی پشت پرده چه کسیه ؟
با تشکر از سانازی

سریال تایلندی دریای اتش The Fire Series: Talay Fai 2016

دریای اتش

Talay.fai.e01.20160516.mkv - 327.3 MB
Talay.fai.e02.20160517.mkv - 398.3 MB

Talay.fai.e03.20160523.mkv - 396.5 MB
Talay.fai.e04.20160524.mkv - 391.0 MB
Talay.fai.e05.20160530.mkv - 387.1 MB
Talay.fai.e06.20160531.mkv - 391.7 MB
Talay.fai.e07.20160606.mkv - 389.8 MB
Talay.fai.e08.20160607.mkv - 388.8 MB
Talay.fai.e09.20160613.mkv - 387.7 MB
Talay.fai.e10.20160614.mkv - 389.2 MB
Talay.fai.e11.20160620.mkv - 388.4 MB
Talay.fai.e12.20160621.mkv - 390.7 MB
Talay.fai.e13.20160627.mkv - 386.8 MB
Talay.fai.e14.20160628.mkv - 387.6 MB
Talay.fai.e15.20160704.mkv - 386.5 MB

Talay.fai.e16.end.20160705.mkv - 395.9 MB

دانلود زیرنویس سریال

Talay.fai.e01
Talay.fai.e02

Talay.fai.e03

Talay.fai.e04

Talay.fai.e05

Talay.fai.e06

Talay.fai.e07

Talay.fai.e08

Talay.fai.e09

Talay.fai.e10

Talay.fai.e11

اگه مشکلی بود اعلام کنیددرست کنم لطفا حتما از همین لینک ها برای سایت هاتون استفاده کنید

با تچکر

Talay.fai.e12

Talay.fai.e13

Talay.fai.e14

Talay.fai.e15

Talay.fai.e16

دانلود زیرنویس تمامی قسمت ها


ازطرف خودم مون شاین وتیم ترجمه ی نقد کره از همگیتون تشکر میکنیم که ما رو درتهیه ی زیرنویس این سریال همراهی کردید
امیدوارم از دیدنش لذت برده باشید وتجربه ی ساعات خوشی رو داشته باشید

ممنون از دوستان خیلی خوبم

زهره خانمی خواهر های گلم پولک وپردیس صدیق عزیز سحر خانمی .زهرا سیستار خودم ودراخر ساناز جان که زحمت ویرایش ترجمه رو به عهده داشت


با ما وتیم ترجمه ی نقد کره در پروژه های بعدی همراه باشید


قسمت های هفدهم،هجدهم،نوزدهم وبیستم سریال اضافه شده

[تصویر:  300px-Gameraigamerak1.jpg]

عنوان: بازی شیطان و بازی عشق | Game Rai Game Rak
عنوان تایلندی: เกมร้ายเกมรัก
ژانر:درام|عاشقانه
تعداد قسمت ها :21
تاریخ انتشار :28 اکتبر 2011 تا 11 دسامبر 2011
روزهای پخش: جمعه شنبه یکشنبه
شبکه پخش: Channel 3
مدت زمان هر قسمت: 1ساعت و 55 دقیقه
کارگردان: Ampai Jitmaingong
تولید کننده: Lakorn Thai
محصول کشور: تایلند
زبان: تایلندی

خلاصه داستان :
هانا: سالها پیش تو روستای یه جزیره پسر ماهیگیری به اسم سایچون تنها زندگی میکرد یه روز تو ساحل بدن نیمه جون دختری رو پیدا میکنه و به اتفاق مردم جزیره کمکش میکنن و از مرگ نجاتش میدن ، دختره وقتی به هوش میاد فراموشی میگیره و سایچون اسمش رو میذاره نانگ فاح به معنی فرشته، نانگ فاح مدام خرابکاری میکنه و برای سایچون دردرسر میتراشه اینقد که خرابکاری میکنه که سایچون عاشقش میشه زمان ازدواجش جادوگر جزیره بهش میگه این یه ازدواج نحسه و دست آخر یکی تون کشته میشین، مدتی میگذره و کس و کار نانگ فاح سر میرسن و سایچون رو یه دل سیر کتک میزنن و بهش شلیک میکنن،نانگ فاح فکر میکنه شوهرش مرده ،

نانگ فاح رو از سایچون جدا میکنن سالها میگذره فاح لادا که بعد مرگ پدر و مادرش تمامی ثروتشون به اون میرسه با دسیسه خواهرش پرای تبدیل به یه کارمند ساده میشه و خودش از این قضایا بی خبره، مردی خوشتیپ و ثروتمند به اسم چارلی وارد بانکوک میشه و یه روز فاح لادا رو میبینه و به سمتش میرهو میگه تو نیمه گمشده منی ، پرای که میخواد چارلی رو مال خودش کنه گذشته فاح لادا رو برای چارلی رو میکنه و میگه اون یه باز ازدواج کرده،ولی آیا برای چارلی مهمه که کسی که عاشقش شده قبلا ازدواج کرده؟.

Episode1|Episode2

Episode3|Episode4

Episode5|Episode6

Episode7|Episode8

Episode9|Episode10

Episode11|Episode12

Episode13|Episode14

Episode15|Episode16

Episode17|Episode

Episode19|Episode20

Episode21|Episode22

Episode23|Episode24

Episode25|Episode26

Episode27|Episode28

Episode29|Episode30

Episode31|Episode32

Episode33|Episode34

Episode35

زیرنویس سریال تا قسمت شانزده درپوشه ی زیر

Game Rai Game Rak

زیرنویس قسمت های هفدهم تا بیستم سریال

با تشکر از مهدیس گل برای ترجمه وزمان بندی سخت سریال


به سمت قلبم نشانه بگیر
کاپیتان پیروی جزو نیروهای واکنش سریع یگانه تکاورهای نیروی زمینی تایلنده که برای مأموریت به منطقه ای بین برمه و تایلند یعنی مرز فرستاده میشه که گروه های شورشی و مخالف دولت اونجا هستن و موجب ازار و اذیت و زخمی کردن مردم شدن این گروه تکاورها به اون منطقه اعزام میشن و از طرفی دولت یک گروه پزشک هم برای معالجه و مداوا زخمی ها میفرسته که در بین راه ماشینشون خراب میشه و تعدادی از تکاورها رو برای کمک به دکترها میفرستن که کاپیتان پیوری برای اولین بار خانوم دکتر .napaschon رو ملاقات میکنه و با خانوم دکتر سر با کدوم ماشین رفتن بحث و جدل میکنه و خانوم دکتر نشون میده که ادم سخت و لجبازیه و همین محکمی و تندی وجذبه خانوم دکتر دل کاپیتان پیوری سرد و خشک رو میبره و باعث میشه کاپیتان با نگاه و برخورد اول یک دل نه صدل عاشق خانوم دکتر بشه.
تا اینجای خلاصه مال سوری خانم بود تشکر از لطفش وباقی از سانازی خودمون
دکتر ناپاسون عشق اول کاپیتان پوری مدتیه در روستایی بندری بین مرز برمه و تایلند مشغول به کاره.وقتی دکتر به همراه بهترین دوستش توسط یه سرباز شورشی اهل برمه ربوده میشه به کاپیتان پوری ماموریت داده میشه دکتر رو به تایلند برگردونه.
کاپیتان پوری تک تیر انداز ماهر و کارکشته ای که ادم به شدت آروم و مطمئن به خودی هم هست ، وقتی بعد از مدتها دوباره عشق اولشو ملاقات میکنه ناگهان دچار تردید و دودلی شدیدی میشه.
از طرفی با اینکه قلبش همیشه در بند عشق دکتر ناپاسون بوده ولی وضعیت دکتر به تازگی تغییر کرده و حالا دوست دختر صمیمی ترین دوست کاپیتان پوریه!!و هیچ چیز پیچیده تر و دردناکتر از این نیست که تمام قلبتو به کسی بدی که هیچ علاقه ای بهت نداره.
بزرگترین مشکل کاپیتان پوری در حال حاضر اینه که باید دوباره کنار ناپاسون قرار بگیره.اگرچه که اون قبلا در ماموریت های بسیاری بوده اما این ماموریت به شدت درگیرش کرده.
چطور خواهد توانست قلبشو مهار کنه؟
بین عشق و دوستی، انتخاب کاپیتان پوری کدوم خواهد بود؟!
من یه نفر که فن صد درصد این سریالمیعنی اگه دست خودم بود همه رو ول میکردم همین یه دونه رو ترجمه میکردم اما بدبختی هارد سابه ومشکلاتش بیشمار اما مژده به دوستداران این سریال .حتما دراینده ای نچندان دور این سریال رو برای دل خودمم که شده تو برنامه میذارم تا ترجمه میکنم حتی اگه شده یک تنه وبه تنهایی با همین بازوان بی توان
ممنون از سانازی بابت خلاصه های خوشگل مشگلی که مینویسه

سلام .سانازی زحمت خلاصه برای دو سریال همسر دوست داشتنی و دریای اتش رو کشید .گفتم باشماها شریک بشم شاید تو تصمیم گیریتون بیشتر کمک کنه

****
همسر دوست داشتنی
سریال تایلندی همسر محترم دوست داشتنی Padiwarada 2016
خانواده یک کارمند دولتی سابق، نه چندان ثروتمند اما اسم و رسمدار دو دختر دارن به اسمهای برارلی و بورانی.سالها قبل دختر حدودا یک ساله ای رو هم به فرزندی گرفته ان که مقابل در خونه شون رها شده بوده و هیچ چیز به همراه نداشته جز یه تکه کاغذ که اسمش روش نوشته شده بوده و یه گردنبند طلا با یاقوت کمیاب.این دختر بر اساس نوشته کاغذ رین نامیده میشه و توسط همین خانواده با روش دودختر دیگه تربیت میشه، تحصیل میکنه و بزرگ میشه اما در اصل به عنوان دختر خانواده به حساب نمیومده.توی مراسمها شرکت نمیکرده، توی اتاق مستخدمها میخوابیده و درست عین مستخدماای خونه از صبح تا شب به رتق و فتق امور خونه مشغول بوده.با همه اینها توی خونه بسیار محبوبه و خواهرها و پدر و مادر واقعا دوسش دارن (ظاهرا)
برارلی دختریه عاشق رقص و گردش و خوشگذرونی و خودنمایی، با مرد جوونی هم دوست شده و تصمیم داره باهاش ازدواج کنه.بورانی اما سری به ازدواج نداره و عاشق تحصیله و دلش میخواد بره خارج و پله های ترقی رو طی کنه! رین اما عاشق مادر خونده اش و خونه شه و آرزو داره همه عمر به پدرو مادر خونده اش خدمت کنه تا محبتهاشونو به نحوی جبران کنه.
از اونطرف پسر جوونی به اسم ساران معرفی میشه.یه پلیس جسور و شجاع با گرایشات اکشن هندی شدید و نسبنا خوش قیافه که از قضا پسر دوست سابق پدر دختراست.پدرش سالها پیش ورشکست شده و بخاطر فشار بدهی خودکشی کرده.بی پولی ساران رو وادار به جدایی از مادر و رفتن به معبد کرده.از همه دوستانش فقط پسر جوون عیاشی به اسم شالات مونده و دختر چندش نفرت انگیز ظاهر الصلاحی به اسم دوانگ که ساران ابلهانه عاشقشه و امیدواره که یه روزی ازدواج کنن.رابطه ساران و مادرش بعد از مرگ پدر ساران با خانواده دخترا قطع شده با اینهمه قولی بین ایندو خانواده هست.برارلی از کودکی برای ساران نامزد شده ولی چون این نامزدی مربوط به روزهای مکنت و ثروت ساران بوده حالا بعد از سالها این قول با اینکه فراموش نشده اما ندیده گرفته میشه.با همه اینها روزی توی یه کلاب شالان و ساران برارلی رو که اتفاقا دختر خیلی زیبایی هم هست میبینن شالات که ماجرای نامزدی رو میدونه برارلی رو به ساران نشون میده.ساران اما با اینکه زیبایی برارلی جشمشو میگیره عاشق دربدر دوانگه و میره برای خواستگاری از دوانگ غافل از اینکه دوانگ با یک موازی کاری روباه صفنانه همزمان با رفاقت با ساران، از طریق پدر و مادر پول پرستش درحال لابی با یه خانواده درست و درمون برای ازدواج با پسرشون بوده و آخر همین ماهم عروسیشه.سارانم با شنیدن این خبر خودکشی میکنه که با دخالت به موقع شالات نجات پیدا میکنه.
عقده خودکم بینی شاران که حاصل ورشکستگی پدرش و زندگی سختش بعد از بی پولی کامله با خیانت دوانگ اونو از پا میندازه.طی یک عملیات انتحاری درخواست انتقالی به یک منطقه آشوب زده مرزی رو میده و به مادرش میگه که داره میره.مادر وحشتزده از احتمال مرگ جوون ناکامش ماجرای نامزدی رو علم میکنه و با ساران شرط میبنده که خانواده برارلی به قولشون وفادارن و عروسو میفرستن.ساران میدونه که در وضعیتی نیست که کسی دختر عزیز کرده اش رو به عقدش دربباره اونم اون دختر عروسکی که همراه شالات دیده.بخصوص که اصرار میکنه مادرش موضوع رفتن اون به منطقه مرزی رو هم درنامه بنویسه.قرار میشه اگر جواب نامه تا یک ماه نیومد ساران بره به محل خدمتش و پرونده عروسی بسته بشه.
نامه تو خونه دخترا آشوب به پا میکنه.مادر ناراضیه.با یک عروسی شتابزده با دوست پسر برارلی، مردی که هنوز به درستی نمیشناسنش برارلی رو از مهلکه نجات میده پدر اما ناراحت بدقولی به دوست مرحومشه.میخوان بورانی رو بفرستن اما بورانی عاشق تحصیل در خارجه و راضی نمیشه.نتیجه روشنه.رین این طوق لعنتو به گردن میگیره ففط محض جبران محبتهای خانواده.
ثبت مشخصات خانوادگی رو تغییر میدن.برارلی میشه برارنی و رین میشه برارلی و تک و تنها فرستاده میشه به خونه ای که قراره عروسش بشه.ساران که از وقتی نامه اعلام موافقت خانواده عروس اومده عصبانیه و یک هفته ای هم هست رفته همون منطقه مرزی، استقبال رین نمیره عوضش وقتی رین و مادر ساران و راننده بانمک خونه از راه میرسن ساران با اسلحه میاد استقبالشون و بدتر از اون ، چون بلافاصله میفهمه عروسی که براش فرستاده ان تقلبیه و برارلی نیست، چون برارلی رو یه شب همراه شالات دیده بوده برای رین اسلحه میکشه!!!!
خیلی درناکه چون ساران دوباره در عقده خودکم بینیش غرق میشه و فکر میکنه تحقیر شده و خانواده عروس همینطوری یه نفرو فرستاده ان که قطعا دخترشون هم نیست چون ساران رو لایق دخترشون نمیدونسته ان.این ذهنیت باعث تحقیر شدید رین میشه.ساران مطلقا رین رو ندیده میگیره و متقابلا رین هم ساران رو.رین شروع میکنه به سامون دادن محیط پیرامونش تا خونه رو برای خودش قابل تحملتر کنه.و خوب طبیعتا ناگهان خونه رنگ عوض میکنه، پرده ها، لباسها، باغ خونه وغذاها که یه هو به شدت باب طبع سارانی میشن که هرگز غذاشو کامل نمیخورده.هنرهای رین که رو میشه ساران بهش میگه تو یه خدمتکار بودی که برای همسری من فرستاده شدی.رین چمدون میبنده که بره، دوبار و بعد از دو دعوا، ولی ساران برش میگردونه دفعه دوم بهش میگه عاشق دختریه و قادر به فراموش کردن اون نیست و رین باید اینو بدونه که ساران آفتابگردونیه که بنده ففط یه خورشیده.
رین طفلکی برمیگرده.برای عروسیشون فقط مادر خونده اش میاد و اینم دلیل دیگه ای برای تحقیر رین در چشم سارانه.شالات هم میاد و اونم مثل ساران فکر میکنه این دختر برارلی نیست و خانواده دخترها دوتا دختر بیشتر نداشته ان.از اونطرف درست وسط مراسم آب مقدس دوانگ با لباس سیاه و چمدون به دست از راه میرسه و داماد از جا میپره!!! چه خبره که شوهر دوانگ قصر محل اقامتشونو نخریده و اجاره کرده و آبروی دوانگو به باد فنا داده و دیگه فقققط طلاق!!!
این میشه که وقتی عروس و دامادو تو اتاق تنها میزارن و قرار میشه تا فردا همون جا بمونن ساران بشمار 3نردبون میزاره پای دیوار میره تو باغ ببینه دوانگش چشه که گریه میکرده!!!!! شالات بهش میگه بروتو اتاق من دوانگو میبرم هتل فردا بیا ببینش و الان آبرو ریزی نکن.سارانم برمیگرده ولی وسط راه رین که از پنجره عشق ساران و دوانگو دیده! نردبون رو هل میده و ساران وسط حیاط میاد پایین.
خلاصه که داستان یجور داستان همخونه ایه.به انضمام اینکه دوانگ خودشو میندازه تو خونه ساران و عاشق دلخسته رین هم از سفر اروپا برمیگرده و وقتی میبینه جا تره و بچه نیست چترشو وسط خونه ساران باز میکنه که رینو بده ببرم!!!4تایی مینشستن سر میز واسه هم دندون قروچه میکردن.
حالا حسودیه یا ساران کلا از این مردهای سنتیه که زن یکی خدا یکی، نمیدونم ولی خداییش عمرا به رین خیانت نکرد و تا نهایت حد توان از حریم زندگی شوییش دفاع کرد.
یجورایی از این مرد باحالا که میشه بهشون خاطر جمع کرد.از این توهم های فانتزی.
داستان عشق اروم اروم و قدم به قدم این زوج رو خیلی خوب نشون داد.یه عاشقانه لطیف و گرم داره در کل که با طنز و شوخی قاطی شده و فضا رو مفرح کرده.یه جورایی هم حالت کلاسیک داره که آدمو باد فیلمها و سریالهای کلاسیک و قدیمی میندازه.
حالا ایرادها:
اکشن به طرز فجیعی هندیه.هندی تر از روزی روزگاری حتی
توش به مسایل جادوگری و جادوی سیاه و خرافات خیلی میپردازن.یجورایی در این حد که جادو باعث بشه گلوله شلیک نشه!
به شددددت عفت کلام نداره یه جاهایی
رابطه این زوج یکم راحتتر از بقیه سریالهای تایلندیه که دیدیم که هم خوبه هم بد.بجورایی یه کلاس کامل اموزش زندگی مشترکه و تقریبا میتونم بگم از همه لحاظ ولی جنبه آموزش فرهنگ زندگی مشترک توش خیلی پررنگه.از این نظر واقعا جالبه
اتفاقات هندی توش زیاده.مثلا والدین رین پیدا شدن و پناه بر خدا، رین خواهر شالات بود!!!!
سریالPhloeng Rak Fai(اصلاحش کردم دریای اتش نبود)
کات دختر بسیار زیباییه که اساسا گذران زندگیش از طریق دوشیدن مردهای پولداره.میفته تو زندگی یه مرد متاهل ولی نهایتا مرد رو ول میکنه.مرد جلوی همسر و پسرش کلی به کات التماس میکنه نرو که کات اهمیتی نمیده و میره. مرد هم میره توی خونه و جلوی چشم همسرش خودشو با اسلحه میکشه.
همسرش هم دچار اختلال روانی میشه و عقلشو از دست میده.
چندسالی میگذره.کات با مرد خوشتیپ و پولداری ازدواج میکنه که تمام و کمال انتقام مردایی که کات بدبخت کرده بوده ازش میگیره و در حال خیانت دائمی به کات بوده.نهایتا اما به دلایلی مرد فلج میشه و میفته رو ویلچیر وکاملا خونه نشین میشه.از طرفی تو این سالها این زوج بچه دار نشده ان ولی خواهر کوچیک کات،ماد رو بعد ار مرگ پدرشون اورده ان بزرگ کرده ان جوری که همسر کات اصلا حس پدری روی ماد داره.و ماد رو برای تحصیل فرستاده امریکا.توی همین مدت نبود ماد،همسایه ای خونه کناری رو خریده.یه پسر جوون که به نحو مرموزی خزیده تو خونه کات و اونو عاشق خودش کرده جوری که کات،میک روحتی مببره توی شرکت و یه پست کلیدی بهش میده و میک خیلی آزادانه توی خونه و شرکت رفت و امد میکرده حالا جالبه کارمندهای شرکت و پرستار همسر کات هم همگی عاشق میک هستن و در جلب توجهش رقابت دارن.میک اما همه رو توی برزخ نگه داسته حتی کات رو اونم به بهانه تاهلش.اینطور میشه که از وقتی میک اومده زندگی شویی کات جهنم تر شده.داستان پیش میره تا وقتی ماد از امریکا برمیگرده و میک که ماد رو هم توی دسته کات و زنهای دیگه گذاشته با این دختر تازه وارد به شدت سرسخت روبرو میشه.
(اسامی کاراکترها نامشخصه.اسمهایی که میبینید اسم بازیگرهاست)

عنوان : قدرت خورشید | Raeng Tawan

عنوان تایلندی : แรงตะวัน

همچنین شناخته شده به عنوان : The Sunrsquo;s Power | The Burning Sun

اطلاعات بیشتر : mydramalist

ژانر : درام | عاشقانه

تعداد قسمت ها : ۱۴

تاریخ انتشار : ۱۵ ژانویه ۲۰۱۶ تا ۳ آگوست ۲۰۱۶

روزهای پخش : چهارشنبه | پنجشنبه

شبکه پخش : Channel 3

مدت زمان هر قسمت : ۱ساعت و ۵۰ دقیقه

کارگردان : Sarasawadee Wongsompetch

نویسنده : Sakchai Kiatpunyaopart

محصول کشور : تایلند

زبان : تایلندی

زیرنویس فارسی : ندارد

بازیگران

Aum Atichart Chumnanon as Suriyane

Chippy Sirin Preedeeyanon as Tantawan

Pachara Chirathivat as Wisut

Aom Sucharat Manaying as Pensiri

Deaw Suriyon Aroonwattanakul as Nat

Pitta Na Pattalung as Rujira

خلاصه داستان :

سوریوان مردی سخت کوش و صاحب ثروت که تصمیم داره عدالت رو برای قتل خواهر بزرگترش اجرا کنه

تانتاوان هم دختری که در خارج از کشور تایلند درس خونده و آرزوش اینه که طراح لباس بشه تا بتونه با برادر بزرگ ترش رقابت کنه

حالا برادر این خانم متهم به قتل همسرش که میشه خواهر سوریوان متهم و سوریوان هم معتقد که ی توطئه ای این وسط که اون میخواد سرپوش بذاره رو کار شیطانی ای که انجامش داده

سلام اول ازهمه خلاصه ی قبلیم رو میذارم با من همراه باشید

****

سوریان یه املاک دار باهوش وقدرتمنده که امپراطوریش روی تمام منطقه سایه انداخته. اون ومردهاش میتونن همه چیز رو کنترل کنن .جوری که به چشم غیر بومی های منطقه. سوریان وگروهش بیشتر به یه باند مافیا که حتی پلیس وشهردار رو زیرسطله دارن شبیهن تا یه املاک دار ساده

داستان از قتل ناجوانمردانه ی خواهر سوریان شروع میشه سوری زن مهربونیه که به خاطر قمارهای همسرش به قتل رسیده سوریان با شنیدن اخرین فریاد های ازته دل سوری دچار سوءتفاهم میشه و کمر به قتل همسرسوری یعنی پی نوب میبنده اما داستان به همین سادگی نیست با حضور تان تاوان یا کیت همه چیز تغیر میکنه

سوریان قیم قانونی خواهرزاده اش پیت میشه وکیت که عمه ی پیت به حساب میاد تا دندان مسلح میشه که نذاره برادر زاده ی بیمارش زیردست ملعونی به اسم سوریان بزرگ بشه

سوریان وکیت شونه به شونه ی هم جلو میرن تا هرکدوم به هدفشون برسن سوریان میخواد پیت رو کنار خودش نگه داره تا پی نوب رو به چنگ بیاره وکیت فقط میخواد پیت رو نجات بده

تو این بین اونقدر درگیری فیزیکی وکلامی بینشون صورت میگیره که بیینده مدام ازخودش میپرسه ایا واقعا قراره این دو نفر زوج اصلی داستان بشن ؟

سوریان از تمام قدرتش استفاده میکنه تا پوزه ی کیت رو به خاک بماله وکیت با محبت هاش سعی میکنه همچنان پیت رو کنار خودش نگه داره

ودقیقا ازهمینجاست که سوریان میفهمه حضور پیت بدون کیت امکان پذیر نیست

پس اینبار ازتمام قدرتش استفاده کنه که خواهر وپسر پی نوب روپیش خودش نگه داره تا بالاخره بفهمه کی باعث مرگ خواهر عزیزش شده

***

داستان شاید تو قسمت های اولیه پرازخشونت کلامی وفیزیکی باشه اما به مرور جلا پیدا میکنه وقتی تب وتاب اولیه ی دوشخصیت اصلی میخوابه ومجبور میشن درکنار هم زیریه سقف زندگی کنن کم کم بهم اطمینان پیدا میکنن

ودراخر وقتی پرده از راز زندگی سراسر دردناک سوریان برداشته میشه وکیت تازه میفهمه این شیر به ظاهر خشمگین بیشه زار درکنار اینکه قدرتمند وباهوش ونفوذناپذیره چه زندگی دردناکی پشت سر گذاشته تا به اینجا برسه به نظرش میاد که سوریان اونقدرها هم ادم بدی نیست خیلی وقتها بامعرفته ودل مهربونی داره حتی میشه تک به تک رفتارش رو درک کرد اما سوریان اونقدر سختی کشیده که به سختی به کسی اعتماد میکنه ومحبت اطرافیانش رو قبول میکنه

وبالاخره در پس این به ظاهر باند مافیای قدرتمند درواقع یه کلونی عظیم از افراد معمولی و گاها مهربون وشاید هم خنگ وجود داره که درکنار هم وتنها به خاطر سوریان این امپراطوری رو پا برجا نگه داشتن

شما در طول این سریال قراره فراز ونشیب زندگی مرد خشن وخشمگینی رو ببینید که با حضور تان تاوان وپیت به مرور زخم هاش رو فراموش میکنه وبه ادم متعادل ومهربون تری بدل میشه با وجود اینکه براش خیلی دشواره اما سعی میکنه دل پیت کوچولو رو که تنها بازمانده ی خواهر ناجوانمردشه بدست بیاره وهمین باعث میشه دل به دل کیت ومشاوره هاش بده

وقتی محبت های زیرپوستی وقدم های کیت رو میبینه کم کم کیت و حرکاتش براش جالب میشه ودل بهش میده

****

خب تا به این جا نقد ونظری بود که قبلا نوشته بودم اما میرم سراغ نقد اصلیم از اینجا به بعد با من همراه باشید

فیلمنامه ی سریال

به ندرت پیش میاد که فیلمنامه ی سریال رو تو یه بخش جدا مورد بررسی قرار بدم اما سریالهایی که برام مفهومی بیشتر ازبقیه داشته باشن سعی میکنم تک به تک نکات مثبت نویسندگی رو بشمارم

اول شخصیت پردازی نویسنده

شخصیت پردازی نویسنده بی نقص بود مثلا اینکه ما بگیم یه مردی مثل سوریان املاک دار باهوشیه برای درک بیننده کافی نیست نویسنده باید مدام نشونه بده تا بییننده ایمان بیاره که این مرد باهوشه سوریان دقیقا همین طور بود کافی بود از یه چیزی نخ بگیره دیگه تموم بود چنان قشنگ یه دستی میزد یا تا ته قضیه میرفت که اصلا لازم نبود بادیگارهاش حرفی بزنن .وقتی کمر به کاری میست تا ته میرفت قاطع بودنش محکم بودنش مشکلات کودکیش نویسنده تک به تک برای هرکدوم از این خصلت ها وقت گذاشته بود وجالب تر اینکه برخلاف کره ای ها که همه چی رو یادشون میره نویسنده هیچ وقت یادش نمیرفت این ادم مشکل داشته یا فلان موقع فلان ایده رو مطرح کرده یه خط ممتد با ریتم خوب وعالی

لجاجت های یه پسر بچه ی بزرگسال که اگر چه تو همه ی امور بهترینه اما وقتی پای روابط واحساسات به میون میاد از یه بچه هم بچه تره وتازه باید یاد بگیره که چه جوری رفتار وصحبت کنه

وشخصیت مقابل این ادم .یکیه درست مثل خودش تان تاوان قده لجبازه .قوی وباهوش نویسنده یه شخصیت ساخته دقیقا با همون ویژگی های سوریان به انضمام نکته هایی که نقطه ضعف های سوریان به حساب میاد

تان تاوان شاده محکم ومهربونه .کافیه دلش برای یه نفر بسوزه تا همه کار براش بکنه قد ولجبازه درست مثل سوریان از اون دخترها نیست که به محض مقابله با توهین وتحقیر وحمله های فیزیکی سوریان عقب بکشه یا یه گوشه بشینه وگریه کنه تان تاوان قویه شاید قوی تر از سوریان چرا که دراخرسوریان مثل یه موم تو دستهای تان تاوان تغیر شکل میده تان تاوان این بچه ی لجوج سراپا قدرت رو از نو میسازه بزرگش میکنه ووقتی مرد میشه میوه اش رو میچینه جالب بود که این تربیت تان تاوان اونقدر زیبا جواب میده که از سوریان یه مرد وارسته میسازه

تان تاوان پا به پای سوریان درکنار تمام دیوونه بازی هاش جلو میره اگر سوریان بلندش میکنه وتو دریاچه میندازه وبهش میگه تا صبح اینجا میمونی. تان تاوان هم کم نمیاره وتا دم صبح وتا مرز بیهوشی تو اب میمونه

اگر سوریان دست وپاش رو تو حیاط میبنده وبه نوعی توبیخش میکنه تان تاوان هم کوتاه نمیاد وحتی بعد از بازشدن دست وپاش همون جور دراز کشیده رو چمن ها میمونه تااعتراض خودش رو به گوش سوریان برسونه

وحالا فکر میکنید این دختر مقاوم وسرسخت کی کم میاره واشک هاش جاری میشه وقتی که میبینه سوریان. یه اژدهای دو سر ِبیچاره وضعیفه که تو اوهام خودش به سر میبره .مردی با اون قدرت تموم نشدنی که از هیچی نمیترسه ویه سره تو دل خطر میره به خاطر کودکی سختی که داشته زار میزنه واشک میریزه

چقدر این سکانس قشنگ پرداخت شده بود نویسنده به خوبی این سکانس وحواشی اون رو مبنای تغیر خلق وخوی هردو طرف قرار میده تا جایی که هردو به فکر تغییر روششون میوفتن تا بتونن مسالمت امیز درکنار همدیگه زندگی کنن

نویسنده با ظرافت نشون داد که کیت علاوه بر اینکه تو اون تشنج های متناوب پیت رو با سوریان اشتی داد بلکه باعث شد سوریان از اون پوسته ی سخت وغیر قابل نفوذش بیرون بیاد درست مثل یه بچه که کم کم تان تاوان بهش یاد میده که لبخند بزنه اعتماد کنه شادی کنه زندگی کنه وبه دیگران عشق بورزه درست عین یه مادر سوریان رو پرورش میده واز دل اون مرد خشن یه مرد مهربون وفهمیده وباهوش بیرون میاره کسی که دیگه ذره ای از عقده های کودکیش درش یافت نمیشه

هدفهمندبودن داستان

نویسنده انگار یه برنامه ی بزرگ رو طراحی کرده با یه شیب ملایم کاراکترها رو با بیننده اشنا میکنه جنگ هاشون رو نشون میده رزم ها ونبردهاشون بعد کم کم شروع به اشنا کردن کاراکترها با هم میکنه سعی میکنه اون ها رو با هم همسو کنه .حالا این هم سو شدن شخصیت ها رو گاها با مشکلاتیه که برسرشون میاد یا صحبت ها ودغدغه هاشون نشون میده ودراخر سعی میکنه کاراکترها رو با هم مچ کنه .

نویسنده درپایان برنامه ای میچینه که نشون بده حالا بعد از ماه ها وماه ها نزدیکی ودوستی وعشق ومحبت اگر تان تاوان پیت که از سوریان یه مرد متعهد ووارسته ساختن بی هوا ترکش کنن چه بلایی به سر سوریان میاد

چقدر این قسمت ها کارشده بود نویسنده شعله های خشم یه مرد قوی رو تک به تک نشون میده از طرد کردن تان تاوان تا خشونتش با اهالی مزرعه حتی تیر ترکشش به اسب دوستداشتنی پدرش هم اصابت میکنه خدایا این مرد قیام کرده تمام خشمش رو سر بقیه خالی کنه اما کم کم اروم میشه وسکوت میکنه تا به وقتش حرف بزنه

یا تو نیمه ی دوم وسوم سریال مخصوصا قسمت های هفت وهشت تا قبل از شوک اواسط قسمت دوازده که ناپ کشته میشه با خودم فکر میکردم نویسنده چه برنامه ای داره کیت وسوریان وپیت دارن مثل یه زنجیر محکم درهم گره میخورن اگر ناپ بیاد قطعا پیت پیش ناپ برمیگرده واین زنجیره از هم باز میشه که جلوه ی کار از دست میره چرا که انگار پیت باید باشه که کیت وسوریان رو کنار هم نگه داره

با خودم گفتم خب نویسنده: صبر میکنم ببینم چه میکنی قراره من وبا خودت کجا ببری قراره پیت رو جدا کنی تا سوریان وکیت بی حضور پیت کنار هم باشن؟ یا قراره پیت تا به اخر پسر این دو نفر باقی بمونه والحق هم که خیلی خوب از این ایده استفاده کرد

وجالب تر اینکه نویسنده نه تنها به رشد شخصیت سوریان میپردازه بلکه به رشد شخصیتی پیت وتاوان هم میپردازه به هرکدوم زمان میده تا شخصیتشون رو نشون بدن ودرادامه رشد این شخصیت رو به تصویر میکشه

اینکه اون بچه ی مریض احوال چه جوری با تربیت سوریان میتونه به فرد قوی تری تبدیل بشه جوری که وقتی میخوره زمین خودش به خودش کمک میکنه وسرپا میشه .

یا حسودی کردن ها وانحصار طلبی های ومحبت بیش ازحد ومخرب تاوان رو باز میکنه وجالب تر پلتیک نویسنده است که دقیقا نشون میده سوریان چقدر خوب میتونه تو این شرایط رابطه رو مدیریت میکنه

مثلا جایی نشون میده که تان تاوان با وجود اینکه خودش باعث نزدیکی پیت وسوریان شده اما در انتها به رابطه ی صمیمی بینشون حسودی میکنهوگوشه ای ایستاده وبه خنده های این دو نفر نگاه میکنه پیت دست سوریان رو میگیره تا باهاش بره تان تاوان همچنان ایستاده که سوریان با درک حسادت نه ی تاوان همونجور که با یه دست پیت رو سوار گرده اش میکنه با دست دیگه اش دست تاوان رو میگیره وبا خودشون همراه میکنه شاید حتی تو ظاهر این تیکه رو به یاد هم نداشته باشید اما با دوباره دیدن سریال متوجهش میشید . واقعا نکته های ریز وزیبایی تو داستان داشت که هرلحظه اش رو برای من زیباتر میکرد وسریال رو درحد یه سریال روانشناسی عالی بالا میبرد

طنز داستان

این سریال با اینکه تم انتقامی وخشن داره اما جالبه که خیلی هم برای من خنده دار بود یعنی ظاهر سوریان با حرکاتش برای من یه نفر پراز فان وسرگرمی بود

برترین سکانس طنز هم قسمتی بود که کیت برای سوریان نقشه میچینه وپیت رو با سوریان تنها میذاره سوریان برای اینکه اشک بچه بند بیاد باهاش بچگونه حرف میزنه بی خبر از اینکه کیت وپرستار ودوتا از بادیگارهاش دارن میشنون وای این تیکه اش عالی بود مخصوصا که سر زمان بندیش بودم وتصور کارهای سوریان برام بیش ازحدفان بود جوری که ترجمه رو کنار گذاشتم واین تیکه رو چند باره رویو کردم وجالب تر استفاده ی دوباره ی نویسنده از این ایده است

که سوریان به یه جایی میرسه که خودش این مدلی صحبت میکنه وکیت رو دست میندازه

یا قسمت هایی که سوریان با اون کلاه خرسی شکل روی سرش حرکات تان تاوان رو میدید وحرص میخورد وبراش عجیب بود چطور پیت با هرکسی راحت اخت میشه اما خودش باید کلی دردسر بکشه تا پیت یک کلام باهاش حرف بزنه وازش نترسه واقعا خیلی از قسمت های سریال یه لبخند بزرگ وگنده روی صورتم میشست

ودرنهایت مقدمه چینی برای یک پایان متعادل

با اینکه بازهم هندی بازی واغراق زیاد داشت اما پایان این سریال رو خیلی دوست داشتم .تاثیر خیلی قشنگی روم داشت بعضی از سریالها بعد ازتموم شدنشون افسردگی میگیرم یا ناراحت میشم اما این سریال رو با یه لبخند بزرگ تموم کردم کمتر سریالی هست که اینقدر مرتب وشسته رفته تموم بشه

مرحبا به نویسنده

اما بازی بازیگرها

Athichart Chumnanon

این بازیگر درنقش سوریان یه شخصیت تازه خلق کرده بود یکی که هرچی داشت مال خودش بود شاید نویسنده براش نوشته بود اما بازیگر خودش این رو افریده بود به نظرم این یکی از حسن های بی نهایت عالی بازی این اقاست

سوریان یه تیپ جدید ساخته بود اون نیم بوت ها وکمربند چرم کج ایستادنش .مدل عذرخواهیش فکر کردنش همه اش درنوع خودش یه سبک خاص بود حتی نوع نگاهش که وقتی داشت حرف میزد مستقیم به مخاطب نگاه نمیکرد و تنها بعد از رفتن تان تاوانه که به جای خالیش لبخند میزنه که ریشه در بچگی شخصیت ونوع ارتباط برقرار کردنش با افراد داره جالبه در اخر سریال نویسنده هوشمندانه این روش رو تغیر میده نگاه سوریان دیگه فرار نمیکنه مستقیم تو چشمهای تان تاوان خیره میشه وازش میخواد که مثل بقیه ترکش نکنه وتنهاش نذاره چرا که حالا بعد از این فراز و نشیب های فرواون تاوان وپیت عملا خونواده ی سوریان به حساب میان

برترین سکانس غمناک سریال به واسطه ی بازی زیبای این اقا

(شاید هم باید اسمش رو بذارم مظلومانه ترین حالت سوریان )

اونهایی که دیدن قاعدتا یادشونه قسمتی که پیت گم شده بود همه میدونستن پیت کجاست وسوریان بدبخت داشت یه تنه دنبالش میگشت وبدترین حالتش وقتی بود که با کلی امید میون حوضچه ی اب به امید اینکه پیت رو بالاخره پیدا کرده رفت اما وقتی فهمید پیت نیست واشتباه گرفته حس عجز ودرد رو به خوبی به بیننده منتقل کرد در نهایت هم خالی شدن اون سطل بزرگ اب هم مظلوم بودن سوریان وبه درد اوردن دل مخاطب رو صد برابر کرد

اکشن واکت سوریان رو هم تو قسمت جنگ ودرگیری ها دوست داشتم اگر سریال حرکات اکشن خوبی داشته باشه همیشه لذت میبرم مثل حرکات پارکور هیلر یا چرخش شمشیر فرمانده تو سریال ایمان اینها رو یادتونه؟ اگر یادتون نیست یه دور دیگه بهشون یه نگاهی بندازید اکشن سوریان هم یه چیزی تو همین مایحتوا بود

وبازیگر نقش کیتخیلی شخصیت پردازی بی نظیری داشت زنی مقاوم وجنگجو که برای هدفش تا اخر ایستادگی میکنه از اون طرف زنی درد کشیده است که خودش رو وفادار به سوری خواهر سوریان میدونه ودلش نمیاد برادر زاده اش رو زیردست سوریان ول کنه وتو قسمت های اول شدیدا به خاطر این حسن نیت ازطرف سوریان ازار میبینه تو قسمت های عاشقانه خیلی خوب با سوریان مچ میشد با اینکه زیاد بازیگر زیبایی نبود اما بازیش رو خیلی دوست داشتم اون لبخند بازش به سوریان وقتی سرکارش میذاشت یا وقتی نگران سوریان ومشکلاتش میشد

درکنار این فیلمنامه ی قوی وبازی بازیگرها یه نکته ی جذاب دیگه هم هست که اگه نگم تو گلوم میبینه

فضاسازی سریال

اخ چی بگم ازفضای سریال خونه ی سوریان یه دژ روستایی زیبا بود که هرتیکه اش برام هیجان انگیز بود ودرکنار همه ی اینها اون الاچیق زیبا کنار دریا

کارگردان خیلی خوب با فضا بازی کرده بود قسمت های اول سریال فضای دریا رو دامی برای دست درازی سوریان به تاوان میچینه وتو قسمت های روشن وشیرین داستان خلوت شبها وعاشقانه های سوریان وتاوان رو با هجم همین دریا والاچیق شیرین میکنه

واقعا یکی از دلایلی که پروپاقرص خواهان دیدن سریالهای تایلندی هستم این فضا سازی زیبا وروح نوازشونه

دراخر برای سکانس برتر سریال .

تمام صحنه هایی که سوریان خالصانه واز ته دل با تاوان درد ودل میکنه رو انتخاب میکنم قسمت عذرخواهیش یا قسمت قهر کردنش با تاوان اینکه همیشه میگفت از دست تاوان عصبانی نیست

تمامشون عالی بود پراز درد وبه شدت لطیف واشک اور مثل سکانسی که میدونست تاوان داره بهش دروغ میگه وداره ترکش میکنه اما باز هم بهش اجازه میده بره

خب دیگه هرچی تعریف کردم بسه بریم سر نقاط ضعف

اول ومهمتر از همه زوج دوم سریال .برخلاف باقی سریالهای تایلندی که زوج دوم رو دوست داشتم وسرنوشتشون برام جالب بود نمیدونم چرا اصلا نتونستم با این زوج ارتباط بگیرم شاید به خاطر بازیگر نقش ویسوت یا به خاطر کل کل های چیپ ودسته پایینشون با اینکه وجودشون صد درصد برای داستان لازم بود اما زوج شدنشون وپستی وبلندی های عاشقانه اشون دست کم برای من یه نفر باب میل نبود وعملا نصف سریال برام بیهوده وخسته کننده بود کلا بازیگرهای حاشیه ی کار تعداد زیادی بودن که زیاد میل ورغبتی برای دیدن داستان هاشون نداشتم مخصوصا داستان پدر ومان پان که مدام دنبال نوه بودن چه خون دل ها که از دست این دو نفر نخوردم هرچند که منکر این قضیه نمیشم بودن خیلی از این بازیگرها واجب بود

دوم بازهم اهنگسازی نامتاسب سریال کی میخوان یاد بگیرن که موسیقی متن ا یکی از پایه های محکم بیشتر جلوه دادن به لحظات عاشقانه است موندم البته منهای ملودی اروم پیانویی که سوریان مینواخت ویه جاهایی حس خوشی به بیننده میداد

نکته ی سومی که خیلی ها ممکنه روش دست بذارن خشونت داستانه

اگر کسی ویدیوهای سریال رو دیده باشه ممکنه با خودش بگه این همه خشونت برای چیه وتو ذوقش بزنه قاعدتا کسی دلش نمیخواد روانی بازی های یه مرد نیمه دیوانه رو با یه زن ببینه اما به نظر من یه نفر همه چیز حل شده بود وتمام کارهای سوریان به نحوی عکس العمل هایی طبیعی درمقابل حرکات تان تاوان بود از این جهت با سریال هماهنگ شدم

یه مقدار هم کشته شدن خونواده ی سوریان ومشکلاتش بیش ازحد پیچ دار بود اما هرجوری حساب میکنم که اگر قرار بود این قسمت ها نباشه نویسنده چه جوری میخواست داستانش رو تکمیل شده پیش ببره چیزی به ذهنم نمیرسه فقط میتونم بگم من راضی نبودم وگرنه نویسنده چاره ای به جز این نوع نگارش نداشت

ودراخر هم باز اکشن های بیخود وبکش بکش وبزن بزن کاش تایلندی ها این تیکه رو کلا از سریالهاشون حذف میکردن

خب از اینکه تا به اخر همراهم بودید ممنونم نقد طولانی وبلندی بود که فقط از روی اردات قلبی ای که به سریال داشتم نوشتم

دراخر به این سریال نمره ی 9.5 رو میدم

اگر سریال تایلندی میبینید اگر به سریالهایی نیمه روانشناسی علاقه دارید اگر از اکشن وبکش بکش تایلندی ها فراری نیست واگر به دنبال یه سریال هدفمند وکار شده با بازیگرانی بی نهایت عالی میگردید این سریال رو حتما حتما تواولین فرصت تماشا کنید

***

سوریان یه املاک دار باهوش وقدرتمنده که امپراطوریش روی تمام منطقه سایه انداخته. اون ومردهاش میتونن همه چیز رو کنترل کنن .جوری که به چشم غیر بومی های منطقه. سوریان وگروهش بیشتر به یه باند مافیا که حتی پلیس وشهردار رو زیرسطله دارن شبیهن تا یه املاک دار ساده

File:RaengTawan-ca.jpg

داستان از قتل ناجوانمردانه ی خواهر سوریان شروع میشه سوری زن مهربونیه که به خاطر قمارهای همسرش به قتل رسیده سوریان با شنیدن اخرین فریاد های ازته دل سوری دچار سوءتفاهم میشه و کمر به قتل همسرسوری یعنی پی نوب میبنده اما داستان به همین سادگی نیست با حضور تان تاوان یا کیت همه چیز تغیر میکنه

سوریان قیم قانونی خواهرزاده اش پیت میشه وکیت که عمه ی پیت به حساب میاد تا دندان مسلح میشه که نذاره برادر زاده ی بیمارش زیردست ملعونی به اسم سوریان بزرگ بشه

سوریان وکیت شونه به شونه ی هم جلو میرن تا هرکدوم به هدفشون برسن سوریان میخواد پیت رو کنار خودش نگه داره تا پی نوب رو به چنگ بیاره وکیت فقط میخواد پیت رو نجات بده

تو این بین اونقدر درگیری فیزیکی وتشنج بینشون صورت میگیره که بیینده مدام ازخودش میپرسه ایا واقعا قراره این دو نفر زوج اصلی داستان بشن ؟

سوریان از تمام قدرتش استفاده میکنه تا پوزه ی کیت رو به خاک بماله وکیت با محبت هاش سعی میکنه همچنان پیت رو کنار خودش نگه داره

ودقیقا ازهمینجاست که سوریان میفهمه حضور پیت بدون کیت امکان پذیر نیست

پس اینبار ازتمام قدرتش استفاده کنه که خواهر وپسر پی نوب روپیش خودش نگه داره تا بالاخره بفهمه کی باعث مرگ خواهر عزیزش شده

File:4564.png

***

داستان شاید تو قسمت های اولیه پرازخشونت کلامی وفیزیکی باشه اما به مرور جلا پیدا میکنه وقتی تب وتاب اولیه ی دوشخصیت اصلی میخوابه ومجبور میشن درکنار هم زیریه سقف زندگی کنن کم کم بهم اطمینان پیدا میکنن

ودراخر وقتی پرده از راز زندگی سراسر دردناک سوریان برداشته میشه وکیت تازه میفهمه این شیر به ظاهر خشمگین بیشه زار درکنار اینکه قدرتمند وباهوش ونفوذناپذیره چه زندگی دردناکی پشت سر گذاشته تا به اینجا برسه به نظرش میاد که سوریان اونقدرها هم ادم بدی نیست خیلی وقتها بامعرفته ودل مهربونی داره حتی میشه تک به تک رفتارش رو درک کرد اما سوریان اونقدر سختی کشیده که به سختی به کسی اعتماد میکنه ومحبت اطرافیانش رو قبول میکنه

وبالاخره در پس این به ظاهر باند مافیای قدرتمند درواقع یه کلونی عظیم از افراد معمولی و گاها مهربون وشاید هم خنگ وجود داره که درکنار هم وتنها به خاطر سوریان این امپراطوری رو پا برجا نگه داشتن

شما در طول این سریال قراره فراز ونشیب زندگی مرد خشن وخشمگینی رو ببینید که با حضور تان تاوان وپیت به مرور زخم هاش رو فراموش میکنه وبه ادم متعادل ومهربون تری بدل میشه با وجود اینکه براش خیلی دشواره اما سعی میکنه دل پیت کوچولو رو که تنها بازمانده ی خواهر ناجوانمردشه بدست بیاره وهمین باعث میشه دل به دل کیت ومشاوره هاش بده

وقتی محبت های زیرپوستی وقدم های کیت رو میبینه کم کم کیت و حرکاتش براش جالب میشه ودل بهش میده

با اینکه قسمت های اول ممکنه برای همه جذاب نباشه ویه جورهایی با خودتو بگید این ادم روانیه .اما به نظرمن سریال از روند خیلی خوبی برخوردار بوده یعنی اگر سوریان با اون پس زمینه ی کودکی ای که داشته غیر از این برخورد میکرد عجیب بود

File:5645646.png

تا به اینجا که 9 قسمت ازش رو به صورت طوطی وار دیدم عاشقانه ی زیبایی رقم زده مخصوصا که داره قدم به قدم مشکلات سوریان وکیت رو درکنار هم نشون میده که چه جوری هرکدوم دارن میجنگن که بهم کمک کنن بعضی جاها طنز خیلی خوبی هم داره من که یه وقتهایی ترجمه وزمانبندی رو کلا بی خیال میشم ونیم ساعتی از سریال رو دوره میکنم

واقعا حیف این سریال زیبا که به خاطر نبود یه زیرنویس درست وحسابی انگلیسی این جوری مهجور باقی مونده با اینکه قسمت های بلند دو ساعته داره وزیرنویسش رو خیلی دیر به دیر اپ میکنیم اما به نظرم حتما این سریال رو تو لیست برنامه اتون بذارید

برای اطلاع از اپ شدن اخرین زیرنویس ها درکانال نقدکره عضو شوید


عنوان : گناه صورتی | Pink Sin
عوان تایلندی : ตราบาปสีชมพู | Tra Barb See Chompoo
ژانر : درام | عاشقانه
تعداد قسمت ها : ۲۴
شبکه پخش : کانال سه
مدت زمان پخش : ۴۵ دقیقه
تاریخ پخش : ۱۶ نوامبر ۲۰۱۸
روزهای پخش : دوشنبه تا جمعه
کارگردان : Sarasawadee Wongsompetch
محصول کشور : تایلند

بازیگران

Nawasch Phupantachsee/Patsakorn
Bua Nalinthip Sakulongumpai/Kangsadan

خلاصه داستان :
پات مادرش رو از دست داده، کسی که تکیه گاهش بوده، بانی مرگ اون رو پدرش میدونه، پدر پات هر کاری میکنه تا پسرش خوشحال باشه ولی غم مادر پات، اون رو یک دنده، لجباز و پرخاشگر کرده. مدتی میگذره و پات در دبیرستان با دختری آروم و مهربون به اسم کیو ، برخورد میکنه، پات با اذیت کیو سعی داره بهش نزدیک شه چون یاد نگرفته ابراز محبت کنه، کیو هم میشه عشق دوران دبیرستان پات. همه چیز در آرامشه تا اینکه پدر پات زنی رو به خونه میاره و به عنوان همسرش معرفی میکنه ، اون زن مادر کیو هستش.

پدر پات ازش میخواد کیو رو به عنوان خواهر کوچیکش درنظر بگیره ولی با جایگزین کردن زنی به جای مادرش و آوردن عشقش به منزلش به عنوان خواهر ، لجبازی و پرخاشگری اون رو شدت میده تا جایی که دست به هر کاری میزنه تا کیو رو اذیت کنه. پات با قلبی شکسته از اونجا میره تا در خارج به تحصیلاتش بپردازد.سالها میگذره ، حالا اون یه بیزینسمن موفقی شده و درصدده نشون بده چه قد کینه داره. کارهای جنون آمیز اون باعث آسیب به همه به خصوص کیو میشه.

.::ตราบาปสีชมพู / Tra Barp See Chompoo / Pink Stain / 20::.
.::لکه صورتی / ۲۰۱۸::.
پیت که به تازگی مادرشو از دست داده به دلیل خشمش از پدرش تبدیل شده به جوونی سرکش و اسباب دردسر و نگرانی اما روزی با دختر خوشگل و مهربونی به اسم کیو روبرو میشه و دل به او میبازه.
زندگی اما بازی عجیبی با او میکنه.پدرش کیو ازدواج میکنه و اون دو نفر رو به خونه میاره و پیت که تمام کودکیش از نفرت مادرش نسبت زنی پر شده که مادرش مدعی بوده پدرش او رو به خاطرش رها کرده بوده، می فهمه مادر کیو همون زنیه که پدرش تمام این سالها عاشقش بوده و عشقش به کیو آلوده به زهر کینه میشه.
این سریال چند تا مشکل داره.اول اینکه داستانش خطی و ساده اس.
دوم اینکه ترجمه اش نصفه اس و باقیش فروشیه پس یا زبانتون باید قوی باشه یا ترجمه رو بخرید.
در مجموع توصیه اکیدی روی دیدنش ندارم ولی انکار هم نمیکنم که دیدنش خالی از لطف نیست.


.::Piang Chai Khon Nee Mai Chai Poo Wised (เพียงชายคนนี้ ไม่ใช่ผู้วิเศษ) / Just A Man, Not A Magician/When A Man Loves A Woman / 2016::.
.::وقتی یک مرد عاشق یک زن میشه / ۲۰۱۶::.
نوت با دو لیسانس از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شده و از امریکا به تایلند برگشته تا در شرکت طراحی داخلی پدرش شروع به کار کنه.عموی ناتنیش (ظاهرا پسر معشوقه پدربزرگ نوته) همه جا همراهشه و از هیچ کاری برای کمک به او فروگذار نمیکنه.رابطه تنگاتنگ عمو و برادرزاده باعث شده نوت همه رو با عموی همه چیز تمومش مقایسه کنه و درنتیجه هرگز با هیچ مردی وارد رابطه نشه و عمو هم به دلیل درخشندگی بیش از حد دختر برادرش نتونه دوستی پایداری با هیچ دختری داشته باشه.این قضیه به قدری حاد میشه که آخرین دوست دختر چایا اونو به اینکه عاشق نوته متهم میکنه و در یک پارتی سعی میکنه نوت رو به دست مرد بدنامی بسپاره تا شر اونو از سر چایا کم کنه.نوت اما از دست مرد فرار میکنه و در حالیکه بیخبره از اینکه بهش مواد دادن خودشو به دریا میندازه.
وات یک پزشک جراحه.از اون مردای به شدت آروم و درصلح با جهان که مدام ساکشو میندازه رو کولش تا بره به یک جزیره بی امکانات و مردمشو به رایگان درمان کنه؛ و در یکی از این سفرهاش یک پری دریایی رو از آب میگیره!
بماند نوت که اونشب تحت تاثیر مواد بود چه داستانی واسه وات شد اما روز بعد متوجه شد وات زندگیش رو نجات داده و با حس امتنان قلبی،ازش جدا شد.
البته که به ۲۴ساعت نرسیده چند عکس از جزیره به دستش رسید و فکر کرد وات باجگیره و کمتر از یک روز بعد متوجه شد وات ۶۰میلیون هم بهش بدهکاره.همه چیز دست به دست هم داد تا نوت دید بسیار بدی به وات پیدا کنه.
از طرف دیگه بشنویم از چایا. کوچکترین پسر خانواده اشه و مادرش به قدری جوونه که حتی از خواهرهای چایا هم کوچکتره. در نتیجه سالها مورد سؤظن و حتی نیش و کنایه خواهرهاست که چایا رو از مرد دیگری باردار بوده و با کلک با پدرشون ازدواج کرده و چایا واقعا برادر اونها نیست.
این داستان اونقدر گفته شده و از کودکی اسباب تحقیر و سرکوب چایا شده که حالا حتی چایا هم اونو باور کرده و به شکل دردناکی عاشق نوت شده.عشق ترسناک مسمومی که نه قادره اعتراف کنه و نه قادره ندیده اش بگیره.
اما سرانجام که پرده از این راز برداشته میشه راهی برای پدر نوت نمیمونه جز اینکه نوت رو شوهر بده و چه کسی بهتر از یک پزشک موفق که اتفاقا بهشون بدهکار هم هست؟
در ادامه بیننده روند فراز و نشیب ازدواج نوت و مشکلاتی که براش پیش میاد تا عاشقانه ی تند چایا مواجه می شه
در توصیه کردن این سریال کمی مرددم.هضم عشق چایا به نوت برای خودم هم کمی سخته.هرچند که درک میکنم اما هضم، نه.بنابراین اگر روحیه تون حساسه یا اعصابتون زود بهم میریزه این سریال رو شروع نکنید.اذیت میشید دوستان.
درغیر اینصورت با احتساب محدودیت سنی +16سال توصیه اش میکنم. سریال قشنگیه.



Buang Hong / บ่วงหงส์ / A Lasso For A Swan / 2017
ژانر:درام.عاشقانه.کمدی

امتیاز: ۷٫۹ از ۱۰
محصول :تایلند
مترجم (مترجمین) :mehrnoosh
تعداد قسمت :۱۲
ستارگان :James Jirayu Tangsrisuk,Kimberley Anne Woltemas,Namthip Jongrachatawiboon
FaEn
خلاصه داستان:
این سریال درباره دختری به نام پیماپاس است که یک دختر معروف و از یک خانواده ثروتمند است که به یک باره همه چیزه زندگیشو از دست میده و به یک دختر بی پول و یتیم تبدیل میشه.

.::کمندی برای قو / ۲۰۱۷::.
پیملاپات بلای آسمونیه! بداخلاق،پرمدعا،لوس،ولخرج،بی فکر،بی مسئولیت و به شدت از خودمتشکر و از خودراضی.
مدل بسیار معروف و به نامیه اما چون پدر ثروتمندی داره نه دلبسته و سرسپرده کارشه و نه اهل پس انداز کردنه. درنتیجه اخلاق حرفه ایش صفره و اون حساب بانکیش که وصل به جیب پدرش نیست صفرتر.
اینطور میشه که وقتی پدرش به دلیل ورشکستگی خودکشی میکنه و نامزد پول پرستش هم نامزدی رو بهم میزنه پیم بی پناه و بی پول رها میشه.
ناچار شده برای پرداخت بدهی پدرش همه چیز رو بفروشه بنابراین جز مختصری برای اجاره یک آپارتمان چیزی براش نمونده.نبود پدر باعث میشه خیلیا که از اخلاق بدش هم به ستوه اومده بودن دیگه بهش کار ندن به خصوص زن پدر سابقش ماتاوی،که یک مانکن سابق و یه طراح لباس فعلیه، به دلیل دشمنی عمیق ریشه دارشون، تمام فرصتهای شغلی پیم رو از بین میبره تا عرصه مدام به او تنگتر بشه.
نهایتا کار به جایی میرسه که پیم ناچار میشه برای پول، با توجیهی شرافتمندانه دست به کاری غیرشرافتمندانه بزنه و از گاوصندوق مالک یک هتل یک فلش رو به سرقت ببره.
رامت یک جوون خودساخته اس.شغل و ثروت پدری رو رها کرده و با شراکت یک دوست، به صنعت هتلداریروی آوردهو الان در حرفه خودش زبانزده.
مدیر،منضبط،خوش اخلاق،مودب،ملایم،مهربون و دلسوزه و در عمل، نقطه مقابل پیمه؛ اما طفلک، از بد حادثه در چند فشن شو به پیمبرخوردهو یک دل نه صد دل عاشقش شده.
ا وقتی پیم وارد هتل رامت میشه اونهم برای اقامتی ۲-۳روزه،در کمند عشق رامت اسیر میشه و بر سر دوراهی سختی گیر میکنه.
دوراهی عشق یا پول.
روند داستان.
داستان خیلی خوب جلو می ره یه نمای کلی از اخلاق و برخورد پیم نشون می ده و سبک زندگی رامت رو در کنارش نشون می ده که چقدر خود ساخته است و حالا درگیری این دو شروع می شه.
به نظرم قشنگ ترین صحنه ی سریال مچ گیری پیم بود چقدر رامت دل شکسته شد. اما خوبی سریال این بود که درست مثل سریال های کلاسیک یه نتیجه ی خود از دل داستان در اورد.
پیم آدم شد و رامت به عشقش رسید. به نظرم یکی از بهترین سریال ها تو این حیطه بود.
دوستان
این سریال رو به شدت توصیه میکنم.برعکس تم غالب کارای تایلندی که انتقام یا روابط عاشقانه پررنگ ترین بخش کاره این داستان رویکرد جدید و جالبی داره و واقعا جذابه .
امیدوارم ببینید و لذت ببرید.
.

عنوان: سریال تایلندی تو منی /Khun Mae Suam Roy /Mother in Disguise

ژانر: کمدی،عاشقانه، درام

تعداد قسمت ها: ۳۱

مدت پخش: ۴۵ دقیقه

شبکهChannel 3

سال پخش: ۲۰۱۸

خلاصه داستان

ldquo;سی ناrdquo; دختری جسور است. کسی که در سختی های روزگار کم نیاورده و سالها در تاریکی زندگی کرده. ldquo;سیری یاrdquo; خواهر دوقلویش، مظلوم و مهربان است. سیری یا بازیگری معروف و محبوب است. و همسر دوم تاجری ثروتمند است. این دو صاحب پسری خردسال هستند.
طی سانحه ای سیری یا مجروح می شود و مجبور است دوران نقاهتش را روی ویلچر بگذراند. شوهر سیری یا تصادف میکند و فوت میشود. طبق وصیت شوهرش برای اینکه ثروت از چنگ زن اولش بیرون بیاید و همچنین این سرمایه از خاندانشان بیرون نرود سیری یا مجبور است با برادر شوهرش آتیرا ازدواج کند. سی نا که میداند جان خواهرش در خطر است خودش را جای خواهرش جا میزند تا از حقایق پشت پرده با خبر شود ولی آتیرا قبلا سی نا را دیده و میداند او میتواند راه برود.

.:: تو من هستی / ۲۰۱۸::.
بزرگ خاندان سوتاراک در یک سانحه رانندگی کشته میشه و روز قرائت وصیت نامه اش پرده از رازی برداشته میشه.او علی رغم اینکه سالهاست ازدواج کرده یک معشوقه و یک پسر ۴-۵ساله داره.
طبق وصیت نامه بخش عمده اموالشو به مادرش بخشیده شده.سهمی برای همسرش و سهمی برای خواهرش در نظر گرفته شده و نیمی از خونه و شرکت سهم معشوقه و پسرشه.
به برادر ناتنیش آتیرات هم بخش عمده ای از سهام شرکت و پست مدیریت برجسته ای بخشیده شده به شرط اینکه با معشوقه او ازدواج و برای یک سال با او زندگی کنه!
آتیرات به شدت سرباز میزنه اما وقتی مشخص میشه ارثیه همه افراد خانواده وابسته به انجام این عمله و اگر انجام نشه همه چیز به خیریه بخشیده میشه خانواده سوتاراک راهی برای آتیرات نمیذارن جز این ازدواج.
حال اینکه آتیرات که خودش پسر یک معشوقه اس که اتفاقا او رو در کودکی رها کرده و رفته،به شدت از معشوقه ها متنفره و هنوز سیریا رو ندیده دید بسیار منفی ای نسبت به او داره.
سیریا معشوقه برادر آتیراته و چند سالیه با او مخفیانه زندگی میکنه.دو سال قبل مورد سوقصد واقع شده و از اون روز اسیر ویلچره.وقتی از طریق کریت،وکیل خاندان سوتاراک مطلع میشه باید به منزل سوتاراک بره و برای گرفتن ارث پسرش ناگزیر از ازدواج با برادر همسرشه دچار وحشت میشه، چون میدونه کسی در اون خونه هست که به خونش تشنه اس .اینجاست که خواهر دوقلوی سیریا،سی نا که دختر قوی و جسوریه و حرفه اصلیش بدلکاریه تصمیم میگیره به جای خواهرش به اون خونه بره و عامل سوقصد به خواهرش رو پیدا کنه.
روند داستان
با جلو رفتن سریال بیننده با مشکلات سی نا که به عنوان یه بدلکار و زنی ویلچر نشین زندگی دوگانه ای داره پیش می ره.
سی نا در ابتدا به همه چیز شک داره اما کم کم در بین اشخاص اطرافش افراد مورد اطمینانش رو پیدا می کنه و سعی می کنه راز اصلی حادثه ای که برای خواهرش افتاده و حالا خودش رو هم درگیر کرده پیدا کنه.
در این بین عشق بین آتیرات و سی نا هم شکل می گیره.
این سریال رو دوست داشتم.صادقانه از تایلندی ها این مقدار پیشرفت در عرصه فیلمبرداری رو انتظار نداشتم.کارشون خیلی خوب بود.به خصوص بازیگر نقش اصلی زن به قدری خوب از عهده بازی کردن دو نقش براومده بوده که شما بی اونکه اذیت بشید، این رو که اونها دونفر هستن به راحتی می پذیرید.
دیدنش رو کاملا توصیه میکنم.
درضمن
جاداره از تیم ترجمه این سریال تشکر کنم.یه ترجمه واقعا عالی و روون داره.با آمیکوی عزیز و رهای نازنین این سریالو دیدیم و هرسه از ترجمه به شدت راضی بودیم.دوستان گلم،تیم ترجمه مهدیس عزیز،دست گلتون درد نکنه.

عنوان :من میخوام یک سوپر استار باشم - I Wanna Be a Suprsquo;tar - Wannueng Jaa Pben Superstar
ژانر :رمانتیک - کمدی
شبکه :GMM One
تعداد قسمت ها :26
تاریخ پخش :Aug 3, 2015 to Oct 27, 2015
محصول :تایلند
زیرنویس :فارسی

بازیگران :

Kasetsin Puttichai
Mahapreukpong Ramita Gypso
Pakdeeprasong Virithipa
Phiangphor Sarasathapheng

خلاصه داستان :

وان نئونگ دختری که آرزوش اینه که ی ستاره بشه این درحالی که پدر و مادرش مخالف این موضوع هستن وین پاکورن هم بازیگر خیلی معروفی که بخاطر ی کلیپ شهرتشو داره از دست میده این کلیپ هم در مورد خودش با مدیر برنامه های سابقشه که توش نشون دادن که این پسر هم.ج.ن.س.گراست حالا اون بعد از پنج سال زندگی تو خارج از کشور دوباره برگشته به تایلندحالا خونه نئونگ رو خریده از اینورم وقتی برمیگرده دوس.دختر سابقش سروکلش پیدا میشه که دوباره دل این پسرو بدست بیاره حالا این وان نئونگ هم بی خانمان شده این وسط و نمیدونه کجا بره ی رومه نگار هم دنبال وین بود که این دختر جلوشو میگیره و وین هم که کار این دخترو میبینه میگه بخاطر اینکارش ازت اجاره نمیگیره حالا وین میخواد به نئونگ کمک کنه که شاید یروزی بشه اون ی ستاره بشه

سریال تایلندی میخوام یه سو.استار بشم (از دست شیلترینگ جرات ندارم کلمه های ممنوعه به کار ببرم )

خب بعد از دیدن دو تا سریال از بازیگر معروف تایلندی پوتی شای (کنگِ سریال جذاب مکار )دیگه نمیخواستم سراغ سریالهاش برم با توجه به دو سریال قبلیش حس میکردم قابلیت بازی سریال درست ودرمون رو نداره هرچند به نظرم جذاب مکار واقعا سریال خوبی بود به هرحال دوستان اینقدر تعریف کردن شروع کردم

داستان راجع به وین کورن بازیگر تاپیه که پنج سال پیش با پخش شدن یه ویدئوی انچنانی ضربه ی شدیدی خورده وپنج سال ترک یار ودیار کرده وبه کل از صنعت سرگرمی خداحافظی کرده حالا هم بعد از پنج سال به وطنش برگشته تا ساکت واروم به زندگیش ادامه بده که با وان نئونگ اشنا میشه دختر شاد وسرخوش احوالی که پدر ومادرش خونه رو فروختن وبه انگلیس رفتن و خانم به خاطر اینکه مثلا به رویاهاش برسه وبتونه یه بازیگر یا سوپر مدل معروف بشه عطای رفتن به انگلیس رو به لقاش بخشیده وتو وطنش موندگار شده اما ازاونجایی که هیچ پول وخونه ای نداره مجبوره تو همون خونه ی قدیمیشون که وین اون رو خریده بمونه دو سه روز اول وین به فکر اینکه خونه روح داره شبها خواب اسوده نداشته تا اینکه میفهمه روح خونه اشون یه دختر زبون درازو رو اعصابه که جایی برای موندن نداره خلاصه که بعد ازچند قسمت حوصله سر بر بالاخره این دو نفر تصمیم میگرن با هم زندگی کنن هرچند که وان نئونگ فکر میکنه وین مشکل داره وبا عرض معذرت اصلا مرد نیست که بخواد نگران زندگی کردن کنارش باشه

خونه ی کامل رو همه دیدن حالا یا سبک تایلندیش رو یا سبک کره ایش رو که دو تا سیزن مختلف داشت من خودم سبک تایلندیش رو واقعا دوست داشتم امتیاز بالای 8.8 رو داره فکر کنید این یه ورژن دیگه از این مدل زندگی باشه دختره بدبخته جا نداره پسره هم مایه دار همون داستان هم خونه ای خودمون

سریال بیست وشش قسمت چهل وپنج دقیقه ای به همراه تبلیغه سرجمع فکر کنم سی وپنج دقیقه هم نشه تا اینجا که قسمتم هفتم رو هم دیدم عملا هیچ چیزی برای گفتن نداشت ودختره انواع واقسام لوس بازی ها رو دراورد که همه رو روی دور تند دیدم اما خوبیش اینه که پوتی شای حداقل از اون سغجی بودن ورواعصاب بودن تو سریالهای قبلیش دست برداشته وکمی ادم شده

بعد از هفت قسمت تازه کمی علاقه پیدا کردم جلوتر برم یعنی عملا تا اینجای سریال رو اگه نمیدیدم هم هیچ اتفاقی نمیوفتاد

مشکل عمده وعمده وعمده ای که دارم استفاده ی خیلی خیلی زیاد از مردان زن نما هست اصلا نمیدونم دلیل نوشتن همچین سکانس هایی چیه ایا مثلا میخوان این انسان ها رو موجه نشون بدن یا میخوان نشون بدن این انسان ها کنار ما هستن واحساساتشون با ما فرقی نداره وباید اونها رو هم پذیرفت به هرحال من زیاد راضی نیستم یه مورد یا دو مورد مشکلی نداره اما تا همینجا پنج تا مورد مختلف تو سریال نشون داده

به هرحال اگه صبر وحوصله وانگیزه ای باقی بمونه ادامه اش میدم اگر نه میرم سراغ یه چیز دیگه

اونهایی که سریال های درحال پخش دیگه رو هم دیدن لطفا پیغام بذارن تا بقیه هم از نظرات استفاده کنن

برای دیدن عکس ها واهنگ ها واطلاع از اخرین گزارش ها لطفا درکانال نقد کره عضو شوید

کانال تلگرام


سریال تایلندی انحراف از بهشت Sawan Biang 2008

عنوان: انحراف از بهشت | Paradise Diversion | Heaven Diversion
عنوان تایلندی: สวรรค์เบี่ยง | Sawan Biang
ژانر: انتقامی | درام | عاشقانه
تعداد قسمت ها: ۴ (۶ ساعته)
تاریخ انتشار: ۲۷ مارس ۲۰۰۸ تا ۰۷ می ۲۰۰۸
شبکه پخش: Thai Ch3
ریتینگ: ۲۵
کارگردان: Amai Jitmaingong
کمپانی: Lakorn Thai
محصول کشور: تایلند
زبان: تایلندی

خلاصه داستان:

لیلا دختری پول پرست ،دنبال پسری پولدار به اسم کاوی است و هر کاری میکنه تا بتونه توجه کاوی رو به خودش جلب کنه،ولی اون ابراز محبت لیلا رو رد میکنه. لیلا هم برای اینکه هم به پول برسه و هم روی کاوی رو کم کنه با پدراون ازدواج میکنه.کاوی پدرخودش رو مسب مرگ مادرش میدونه ،چون پدرش همیشه دنبال زن های مختلفی بوده.
کاوی برای انتقام از لیلا خواهر بیگناهش ،نارین رو میه و به ملک خصوصی خودش میبره. لیلا به خیال اینکه نارین با یک مرد فرار کرده دنبالش نمیگرده. کاوه تا میتونه نارین رو شکنجه میده و حتی بهش دست درازی میکنه. مدتی بعد نارین فرار میکنه و به خونش برمیگرده . اون متوجه قضیه ایی میشه و به نقطه نامعلومی نقل مکان میکنه.در این بین کاوی که عاشق اون شده دنبال نارین میگرده ولی نارین رو پیدا نمیکنه. نارین میخواد تنها باشه چون فهمیده که بچه کاوی رو بارداره.

انحراف از بهشت

سلام با نقد وبررسی روند سریال تایلندی انحراف از بهشت درخدمتتونم همراهم باشید

قبلا خلاصه اش رو سوری خانم وتداعی جان گذاشتن اما برای خالی نبودن عریضه

کاوی پسر لاابالی ومایه دار ونیمه فاسدیه که لیلا خاطرخواه چند سالشه اما کاوی با بی رحمانه ترین کلماتش اون رو میرونه تا جایی که سالها بعد این کینه تبدیل به عقده میشه و لی لا به همسری پدرکاوی درمیاد کاوی دیوانه وار به درو دیوار میزنه تا جلوی این ازدواج رو بگیره اما وقتی لی لا وبدترازاون پدر کاوی کارشونو پیش میبرن کاوی به خون خواهی وجود این زن پلید بلند میشه ونفرتش تنها دامن یک نفررو میگیره نارین خواهر لی لا

بالاخره ترجمه ی این سریال هم بدست تداعی عزیز تموم شد واقعا که خدا قوت داشت سریال چهار پارت پنج شش ساعته بود وتداعی جان به خوبی ازپسش براومد اما بریم سرداستان

سریالهای تایلندی شاید مثل خیلی از سریالهای مدرن حرف زیادی برای گفتن نداشته باشن اما خیلی دوست داشتم نقد وبررسی این سریال رو داشته باشم چرا که شاید تو ظاهر یه سریال انتقامی قدیمی تایلندی به نظر بیاد اما بحث ونظرات راجع به روند سریال وشخصیت ها زمین تا اسمون با هم تفاوت داره

سریال دقیقا همون جوری که به چهار پارت مختلف تقسیم شده به چهار بخش مختلف هم تبدیل میشه پارت اول تماما پایه گذار نفرت کاوی ازخونواده ی لی لا ونارینه .کاوی ای که از نظر من تو این قسمت ها صد درصد حق باهاشه .با اینکه این پسر باهوش ولاقید وتلخ زبون تمام چیزهایی که میگه حقیقته اما اونقدر بد بیان میکنه که بازهم هیچ کس هیچ وقعی به جز زدن های کاوی نمیده مخصوصا پدرش که شاید تو وهله ی اول مرد خوبی به نظر بیاد اما کم کم هرچی سریال جلوتر میره متوجه میشیم این مرد چقدر درحق پسرش کوتاهی کرده وحالا هم با این ازدواج تیر خلاص رو به سمت پسرش شلیک کرده ازدواج با دختری همسن پسرش اون هم دختری که تا پنج سال پیش اویزون پسرش بوده وعاشق این زن شدن بدترین ظلم درحق کاویه پس منه بیننده کاملا کاوی رو علارغم تمام تلخی هاش درک میکنم اینکه کاوی کوه اتشفشان خامویشه که ذره ذره دارم نشونه های فوران فوریش رو میبینم اینکه کاوی مطمئنه لی لا وخونواده اش فقط به خاطر پول وارد زندگیشون شدن که جالبه درست هم هست وبدتر از همه اینکه تنها کس کاوی یعنی پدرش همه جوره دلباخته ی لی لا شده وناجوانمردانه کاوی رو به خاطر ری اکشن های طبیعیش درمقابل اعضای خونواده ی لی لا مخصوصا نارین شماتت میکنه کار بیخ پیدا میکنه تا جایی که پدر کاوی بهش لقب حرومزاده میده . اما کاوی از تک و تا نمیوفته از همون اول هم میدونه لی لا عاشق پدرش نیست جالبه که این مسئله مثل روز برای بیننده وکاوی روشنه وپدر کاوی بازهم به حماقتش ادامه میده

سریال پایا پای جلو میره گاهی کاوی میتازه وگاهی لی لیا وتو این بین نارین به سنگ زیرین اسیاب بدل میشه چرا که نارین عملا چشم بسته خواهرشو ساپورت میکنه و رودرروی کاوی ایستاده .داستان هرچی جلوتر میره رابطه ی نارین وکاوی تنگاتنگ تر میشه خودم به عنوان بیننده حس میکنم کمک های خیلی کوچیک نارین وپرده پوشی خطاهای کاوی اولین جرقه ها برای جذب کاویه مخصوصا که نارین علارغم تمام امتناعش گاهی اوقات وشاید اندک شمار بازهم به حرف کاوی گوش میده که گه گاهی حتی کاوی رو شوک زده میکنه نارین شخصیت مقاوم ومحکمی داره . تو ظاهر رو در روی قلدری های کاوی کوتاه نمیاد اگه کاوی یه دونه میگه نارین دوتا جواب میده حتی وقتی میبینه کاوی تو سنگ اندازی هاش موفق نیست بهش پوزخند میزنه ودقیقا از همینجاست که مقدمه چینی نویسنده به ثمر میشینه وما بایه اخطار شدید به سراغ پارت دوم میریم .لی لا با نمایشی فریبکارانه پدر وپسر رو به جون هم میندازه وپدر دست روی کاوی بلند میکنه گریه ی کاوی تو این قسمت ها به شکل باور نکردنی ایه ناراحت کننده است چرا که این پسر با اون پوزوخند ها وچشمهای تیز وابروهای بالا داده همیشه درحال تمسخر شرایط زندگیشه وهمین گریه اش رو غیر منتظره میکنه

اتش زیر خاکستر کاوی روشن میشه وفکر میکنید کی قراره تو این اتیش بسوزه وشعله ور بشه ؟نارین نارینی که حالا زندگیش بدجوری دستمایه ی نفرت کاوی شده .کاوی نارینو میزنه زیر بغلشو میبره

تو اون دو سه روزی که نارین با کاوی تو ویلا به سر میبره بدترین بلاها وتنش ها رو میگذرونه .چه نارین که حالا دست وپا بسته داره تاوان گناهی که نکرده رو پس میده چه کاوی که اصلا نمیدونه داره چیکار میکنه وتنهابه خاطر نفرت وحاضر جوابی های نارین تا پای تجا.وز به نارین ونگه داشتنش زیر بارون پیش میره نارین زار میزنه وکاوی پشت در بسته به خودش میپیچه از این طرف نارین رو همپایه ی خواهرش لی میدونه واز اون طرف دیگه گریه های دردناک نارین رو از پشت در میشنوه و خود خوری میکنه

ودوباره با پارت سوم که به نحوی مقدمه چینی پارت بعدیه به سراغ باقی این عشق ونفرت میریم حالا منه نوعی که تا چند قسمت اولیه صد درصد حق رو به کاوی میدادم با هرقسمت از سریال بیشتراز قبل دلم به حال نارین میسوزه هرچند این زن خود به تنهایی پایه گذار نفرت کاوی بوده اما درکل هیچ ربطی به انتقام کاوی و لی نداره وهیچ کاره است

احساسات کاوی عملا تو این قسمت ها برای بیننده عجیبه از طرفی با هرحاضر جوابی نارین کاوی واکنش نشون میده وتهدیدش میکنه وتاوان میگره واز طرف دیگه با بیماری نارین شب تا صبح دراغوشش میگیره تا نارین خوب بشه اما صبح فردا با تند خویی نارین دوباره روزاز نو وروزی از نو

اونقدر تنفر نارین از کاوی شدید وزبونش تند شده که هیچ کدوم از کارهای به ظاهر ساده ی کاوی به چشم نارین نمیاد اینکه برای عوض شدن حال وهواش اون رو با قایق به وسط اب میبره یا شب موقع خواب میبوسدش اما نارین هیچ کدوم کارهای کاوی رو نمیبینه کاوی درست مثل یه بچه ی نابالغ از طرفی بازور وقدرت نارین رو ازار میده واز طرف دیگه با محبت های زیرپوستی ای که فقط خودش قادره تشخیص بده میخواد برای نارین جبران کنه

هرچند من بازهم تو بعضی از این صحنه ها حق رو به کاوی میدادم بعضی وقتها توهین های نارین درعین مودبانه بودن شدیدا توهین امیز بود

ودراخر بعد از اینکه تمام این تب وتاب ها میخوابه و کاوی به این نتیجه میرسه که باید دست از سر نارین برداره داستان وارد سومین بخش میشه نارین حامله است .خب بیننده دراصل میدونه که از این جا به بعد داستان قراره مهیج تر بشه حالا نارین برگ برنده ای داره که کاوی با اون هوش سرشارش به طرفه العینی متوجه میشه وهمین برگ برنده این پسر بچه ی لجوج رو سرراه میاره

با اینکه سکانس های درگیری ومقاومت وزخم زبون ها تو این سریال فت وفراوونه اما درمقابل صحنه های احساسی اندک اما با بار عاطفی زیاده .که بیننده رو درگیر خودش میکنه

اول ازهمه شخصیت باهوش وزبل وتند وتیز کاویه که بازیگر بی نهایت عالی اون رو به نمایش درمیاره این پسر بچه ی بزرگسال باهوش که خیلی خوب نقطه ضعف ها رو پیدا میکنه وازشون برای راه اوردن نارین استفاده میکنه حس کاوی شاید تو ظاهر به چشم نیاد اما دقیقا تو صحنه های احساسی کمرنگ سریال داستان رو به اوج میبره مثل سکانسی که ناراحتی نارین رو تاب نمیاره وبا دربسته ی اتاق نارین مواجه میشه جالب شخصیت کاملا بی پرده ی کاویه که بی ترس ونگرانی در اتاق رو با کلید یدکی باز میکنه تا بفهمه حال نارین خوبه .اما با امتناع نارین عقب میکشه ودرنهایت فکر میکنید این مرد سر سخت برای درک حال واحوال نارین چه میکنه؟ نارین رو تو اغوش میگیره تا مطمئن بشه نارین تب نداره واوج رضایتش وقتیه که میگه خوبه تب نداری .این جمله از اون جملات ساده با عاشقانه ی قوی ایه که تو وقت خودش کاملا دلتون رو میلرزونه

یا سکانس برتر دیدن نارین بعد ازمدتها دوریه وقتی با شنیدن خبر بیماری نارین نگران ودستپاچه به دنبالش میره خونه به خونه میگرده تا پیداش کنه ودراغوشش بگیره این صحنه رو خیلی دوست داشتم چون علارغم تمام تلخی نارین ونفرتش انگار هردو برای لحظاتی تو اغوش هم اروم میگیرن حس این سکانس عالی بود مخصوصا که کاوی واقعا با تمام احساسش نارین رو دراغوش میگیره

نارین شاید تو ظاهر بازیگر خوش سیمایی به نظر نیاد اما کم کم به دل بینده میشینه شخصیت محکمش جوابهاش مقاومت تموم نشدنیش مظلومیتش وحسش درکنار کاوی

تو قسمت تجا.وز کاوی نارین عالی حس رو دراورده بود جوری که قلب هرکسی به درد میومد .وقتی که با حقیقت تلخ اینکه کاوی داره بهش تجا.وز میکنه مواجه میشه والتماس میکنه اگه من یا خواهرم اشتباه کردیم ازت معذرت میخوام کاوی

یه چیزی رو هم تو پرانتز بگم .خوبی سریالهای تایلندی اینه که دقیقا با فهموندن اصل مطلب موضوع رو کات میکنن پس زیاد نگران قسمت های ناراحت کننده وشاید ناهنجار سریال نباشید

به شخصیت های فرعی نمی پردازم که از حوصله خارجه با اینکه سریال تقریبا یک دهه پیش ساخته شده اما من برای ایده ی بکرش وروند جالب ومقدمه چینی حساب شده اش برای هرانتقام وهرسکانس احترام قائلم شاید امروزه روز با دریایی از سریالهای هم ژانر جذابتر طرفیم اما شخصا برای داستانهایی که مثل این سریال سرمدارن ارزش بیشتری قائلم .

داستان روند خوبی داشت از ابتدا تا نقطه ی اوج وتا انتها یک دست ومرتب بود جوری که درانتها من یه نفر کاوی ورفتار نارین برام هضم شده بود

به عنوان سکانس برتر قسمتی که کاوی میفهمه نارین حامله است رو انتخاب میکنم این سکانس به شدت طوفانیه یا سیر خطی ممتدپراز ادرنالین .نارین نفی میکنه اما کاوی با شاهد ومدرک مطمئنه که پدر شده فقط یه جواب ارین میخواد که سر ولکه ی عاشق دیگه ی نارین پیدا میشه وناراحتک ننده تر اینکه نارین فریاد میزنه کاوی پدر بچه ی در شکمش نیست گلدون رها شده وشکسته انگار حکایت دل شکسته ی کاویه

نکات منفی

قطعها این سریال هم مثل خیلی از سریالهای اسیای شرق پراز مشکل ونقصه مثل مقدمه چینی شاید طولانی سریال خشونت تا حدی زیاد سریال موسیقی متن نازیبا شخصیت های فرعی مخصوصا مادر نارین که خیلی خنگ بازی درمی اورد یا لی لا که میخواستم سر به تن این دختر وقیح پررو نباشه

ومهمتر از همه یه چیزی تو گلوم مونده که باید بگم خیلی دوست داشتم کاوی بدون اینکه پدر بشه عاشق نارین بشه یعنی اول بفهمه درحق این زن بد کرده برای بدست اوردن دلش بیاد وبعد بفهمه که نارین حامله است این جوری داستان بیشتر اوج میگرفت وزیباتر میشد تو تمام مدتی که کاوی برای نارین دل میسوزوند وکمکش میکرد همه اش با خودم میگفتم ای کاش نارین حامله نبود بار عاطفی داستان قشنگ تر میشد

وپایان سریال بیش از حد گل وبلبل بود اینکه لی لا متنبه بشه وبره وکاوی رو به حال خودش رها کنه زیاد خوشم نیومد اما به فکر پایان دیگه ای هم نیستم انگار که بگم همینی که هست میخواید بخواید نمیخواید نخواید خخ

اما درکل به نظرم سریال معقول ومرتبی بود که علارغم ژانر انتقامیش حرفی برای گفتن داشت به هرحال با وجود اینکه صحنه های عاشقانه ی سریال بیشتر حالت انتقامی وتهاجمی داره وبه صحنه های رمنس وملو زیاد شباهت نداره اما به سریال نمره ی 8.5 رو میدم و سریال وبه دوستداران لاکورن توصیه میکنم


عنوان: وعده انتقام تلخ و شیرین | Bittersweet Promise of Revenge

عنوان تایلندی: Sanaeha Sunya Kaen | ละครเสน่หา สัญญาแค้น
ژانر:درام|عاشقانه|انتقامی
تعداد قسمت ها: ۱۵
روزهای پخش: چهارشنبه ها و پنج شنبه ها
شبکه پخش: کانال سه
تاریخ انتشار: ۲۱ می ۲۰۱۴
محصول کشور: تایلند
زبان: تایلندی

خلاصه داستان:

ساناز:ناکین بالاخره عزمشو جزم میکنه و بعد از 7سال از گانوک؛دختری که عاشقشه خواستگاری میکنه اما شب عروسی اتفاق شومی میفته.
گانوک علی رغم بارندگی شدید هوا،منزل مشترکش با کین رو ترک میکنه و برمیگرده منزل خودش تا هدیه ای رو که برای کین تهیه کرده بوده با خودش بیاره .
از اونطرف پن تاوان رو داریم؛ دختر یتیم فقیری که از دار دنیا فقط یه خواهر داره و نامزدی که حالا بعد از چندسالی که خارج از کشور بوده داره برمیگرده.تاوان میره فرودگاه استقبال نامزدش ولی اونجا متوجه میشه آت، دوساله داره بهش خیانت میکنه و دختری که باهاش رابطه داره حامله هم هست.تاوان در هم شکسته از خیانت آت و تحقیرهای شدید دوست دختر تازه اش از فرودگاه بیرون میاد و چند ساعت بعد در حالی که به شدت مسته تصادف سختی میکنه.
راننده و تاوان رو به بیمارستان منتقل میکنن و ناکین از راه میرسه.میشنوه که دختری که فقط چند ساعته همسرش شده مرده و مصدوم دیگه تصادف که مست بوده و ظاهرا پریده جلوی اتومیبل گانوک ، جون به در برده.
میره به اتاق تاوان و فقط یک چیز میفهمه.اسم و فامیلی تاوان رو.
ناکین انقدر دیوانه نیست که بیفته دنبال زندگی تاوان.از اونطرف مرد صبوریه.قطعا کسی که 7سال طول کشیده از عشق خواستگاری کنه، صبوره.
پس صبر میکنه.انتظار میکشه تا سرنوشت فرصت گرفتن انتقام مرگ همسرش رو براش فراهم کنه.
و این انتظار فقط سه سال طول میکشه ..

نقدی برسریال تایلندی وعده انتقام تلخ و شیرین

در ابتدای این نقد لازم است از زحمات دوست عزیزم ساناز که این سریال را ترجمه کرد تشکر کنم. شاید سریال وعده انتقام تلخ و شیرین برای شخص من جزو سه سریال برتر تایلندی باشد که دیده ام.

سریال بر پایه یک انتقام شکل می گیرد(ژانری که ظاهرا بسیار مورد قبول مردم تایلند است و در سریال سازی زیاد استفاده می شود) دختری فقیر که پدر و مادری ندارد با تنها خواهرش زندگی می کند او برای سوپرایز کردن دوست پسرش به فرودگاه می رود اما متوجه می شود که دوست پسرش مدتهاست با زن دیگری رابطه دارد و آنها منتظر فرزندی هستند او با دلشکستگی از فرودگاه بیرون می رود و با زنی به نام گانوک تصادف می کند که آن شب اولین شب ازدواجش است . در بیمارستان پی کین شوهر عاشق و البته دیوانه گانوک که بعد از هفت سال توانسته با او ازدواج کند بعد از شنیدن خبر فوت همسرش و زنده ماندن تاوان, وقتی متوجه می شود تاوان مست بوده نفرت در دلش جوانه می زند, چون فکر می کند او یک زن مزخرف است و می گوید چرا آشغالی مانند این زن باید زنده بماند و فرشته پاکی مانند گانوک او بمیرد.

نقاط مثبت سریال :

داستان بستری انتقامی دارد و پایه کار با یک نفرت کور و غیرمنقی بسته می شود, پی کین حتی به خودش زحمت نمی دهد درباره تاوان تحقیق کند او حکمش را صادر کرده تاوان یک زن مزخرف است, کارش عیاشی است و در آن شب مذکور معلوم نبوده با کدام مرد آنقدر خورده که مست شده و همسر عزیز او را به کشتن داده , با این چهارچوب نویسنده سعی می کند تمام دیوانه بازی ها و کارهای وحشتناک پی کین را در حق تاوان موجه جلوه دهد

در سکانس هایی واقعا بیننده از پی کین لجش می گیرد, همین جا از مریم عزیز تشکر می کنم که با جملاتی که گاها در صحنه هایی به ترجمه اضافه می کرد باعث شادی و البته همراهی با بیننده می شد, چون این باور به وجود می آمد که بله واقعا پی کین دیگه داره زیاده روی می کنه.

شخصیت پردازی کار بسیار خوب و کامل بود, فکر نمی کنم دوستی در میان بینندگان این سریال باشد که عاشق مادر این خانواده نشده باشد, یک زن بزله گو و البته جدی و دقیق که همه امور را زیر نظر داشت نه به صورت خشک و سرد, او دوست تک تک فرزندانش بود و عواطف مادرانه اش آنقدر قوی بود که حتی تاوان و خواهرش و دوستشان هم از آن بهره مند می شدند, من این زن را بسیار دوست داشتم چون نماد زنده اش را هر روز در زندگیم می بینم و مادری دارم که تمام این خصوصیات را دارد بنابراین این مادر را لمس می کردم , سایر افراد هم عالی بودند , آنچه در سریال های تایلندی جالب است وجود زوج دوم و گاها سوم در کنار زوج اصلی کار است, فکر نمی کنم هیچ کس از زوج ناک و دین ناراضی باشند, نویسنده آنقدر این دو را مکمل هم نوشته بود و هر دو بازیگر آنقدر مکمل بازی کردند که من به جرات این دو را حتی از زوج پی کین و تاوان بیشتر دوست داشتم . دکتر مهربان و دوست داشتنی داستان که با آن روحیه آرام و حمایتگرش با دوست تاوان زوج شد. شاید دوستان فکر کنند زوج کردن این دو نفر زوج شدن دو انسان متفاوت بود, اما من به شخصه اعتقاد دارم آنها دو انسان مانند هم فقط در دو تیپ مختلف بودند, یکی آرام و ساکت و دیگری شلوغ و پرتحرک, اما هر دو مهربان و حمایتگربودند آنها بنابر روحیه پزشک بودن خلق شده بودند برای فداکاری کردن, حمایت کردن از انسان هایی که اطرافشان هستند و این نقطه اشتراک محکم هر دو بود.

عشق و حمایت دو خواهر نسبت به هم به زیباترین وجه نمایش داده شد. بیننده با دیدن صحنه هایی که پی کین سعی می کرد با تماس با دین, باعث آزار تاوان شود درک می کرد این خواهر در آن لحظه فقط و فقط نگران خواهرش است و او را به چشم یک رقیب برای خودش نگاه نمی کند. این روحیه حمایتگرانه را فردی مانند من که از وجود خواهری بزرگتر با چنین روحیه ای در زندگیش برخوردار است به خوبی حس می کند. در وجود تاوان فقط عشق و حمایت به دین موج می زد و این روحیه حمایتگرانه برخلاف روحیه شخصیت خواهر سریال شور عشق بود. در آنجا هم با شرایطی مانند شرایط این سریال مواجه هستیم مردی که به خاطر یک نفرت کور زندگی دو خواهر را بازیچه کرده, اما نکته بازی این دو سریال این است که در سریال وعده انتقام تاوان با حرکاتش حمایتش از خواهرش را نشان می دهد و بیننده به خوبی درک می کند اما در سریال شور عشق شخصیت زن مرتب داد و بیدا راه می اندازد که من خواهر بزرگم, من از خواهرم حمایت می کنم و چه می کنم اما انگار همش حرف و شعار است من خودم در تمام مدت آن سکانس ها مرتب در مغزم این جمله تکرار می شد, دروغگو, نمی دانم اگر بازی قوی آقای کن در آن سریال نبود چطور میشد بازی ضعیف این خانم را جمع کرد.

صحنه های کار با دقت و وسواس در کنار هم قرار گرفته بودند بنابراین داستان یک ریتم منظم داشت و اتفاقات دقیقا همانطور که باید رخ می دادند رخ می داد, بیننده دچار پرش صحنه ها نمی شد و در میان صحنه ها گم نمی شد.

داستان یک ریتم داشت , زندگی چند نفر که شاید اگه قضیه نفرت و انتقام گیری جناب پی کین خان نبود اصلا با هم اشنا نمی شدند, این نقطه قوت کار بود که بیننده فقط با یک اتفاق مواجه بود و بین انبوهی از اتفاقات و حوادثی که رخ می داد گم نمی شد(اتفاقی که در سریال بازی نفرت رخ داده بود) .

دیالوگ ها دلنشین و جذاب بودند(مجددا ممنون از ساناز عزیز برای ترجمه روان ) حتی وقتی از لحاظ علمی خنده دار بودند باز هم دلچسب بودند چون از زبان شخص مناسب بیان می شدند, مثلا در صحنه ای که پی کین با خوردن میوه های نرسیده حالش بد شده بود و خدمتکار خانه می گفت حالتش مانند ن باردار است, در مقابل تعجب مادر و دختر خانواده گفت, در ده ما این واکنش همسوی یک مرد با زن باردارش است. از لحاظ علمی این یک حرف اشتباهه اما اینجا چون از زبان یک آدم ساده و کمی مشنگ مانند خدمتکار خانه بیان شد جالب بود اما اگه مثلا آقای دکتر این حرف را می زد وحشتناک می شد. که خوشبختانه در این سریال برخلاف یکی دو سریال تایلندی(مانند بازی نفرت) چنین اتفاقی رخ نداده بود و دیالوگ ها صحیح و درست و از زبان فرد صحیح بودند.

این سریال بنیان یک خانواده محکم را خوب بیان کرد, پدر و مادری حمایتگر و عاشق فرزندانشان بدون دخالت مستقیم در زندگیشان, به واقع آنها همانطور بودند که از پدر و مادر انتظار داریم , آنها فقط مشغل روشن راه زندگی فرزندانشان بودند. خواهر و برادرهایی که حمایتگرانه همدیگر را دوست داشتند, پی کین بارها در سکانس های اول از دست زن بارگی های برادرش ناک خسته می شد اما هرگز او را ترد نمی کرد از او حمایت می کرد حتی وقتی متوجه علاقه این برادر شیطانش به دین شد به شدت ترسید , ترسید مبادا دامنه نفرت و انتقام گیری او زندگی برادر عزیزش را نابود کند. شاید عده ای از دوستان فکر کنند او با برادر دیگرش آقای دکتر بر سر عشق تاوان رقابت می کرد اما به واقع اینطور نبود او عمیقا نگران برادرش بود او را از تاوان دور می کرد حتی زمانی که کم کم خودش داشت عاشق تاوان می شد نه برای اینکه به برادرش به چشم رقیب نگاه می کرد, فقط چون برای برادرش و زندگی او نگران بود و اوج این حمایتگری را که در رفتار آقای دکتر می دیدیم که نه فقط از خانواده اش بلکه از همه اطرافیانش مراقبت می کرد. این آقای دکتر از آن مردهایی بود که می دانی وقتی به او تکیه کنی تا ابد پشتت ایستاده و رهایت نمی کند.

شخصیت های فرعی کار هم بسیار خوب کار خودشان را انجام دادند و کارشان در خدمت روند داستان بود.

نقاط منفی:

نمی دانم چرا نویسنده از آقای دکتر برای یک کاراکتر که به تاوان علاقه مند می شود استفاده کرد, چون این فرد هرگز هم دهان به علاقه اش باز نکرد و حتی وقتی دوست تاوان از او پرسید تو عاشق تاوانی؟, او جواب داد نه , و او پرسید پس عاشق کی هستی ؟, که آقای دکتر سکوت کرد و فقط یک نگاه معنی دار به این دختر انداخت. من نمی دانم چرا نویسنده ای که موضوعات را اینقدر شفاف بیان کرد این عشق را شفاف بیان نکرد

واقعا به نظرم بهتر بود نویسنده از مردان خارج این چهارچوب خانواده ایده آل برای عشاق تاوان استفاده می کرد مانند همان دوست پسر سابق تاوان و لیک .

اینکه هر مردی با دیدن این دو خواهر یک دل نه صد دل عاشق میشد یکم لوس و بی نمک بود, در سکانسی که ناک با بدبختی دین را به بار کشاند و ناگهان یک پسر خوشتیپ(هرچه فکر می کنم اسمش یادم نمیاد) از آسمان سقوط کرد و تمام شب ناک بدبخت مجبور شد اون دوتا دوست دختر وحشتناکش را تحمل کنه و دین خانم با این آقا دل داد و قلوه گرفت, مرد نگفت این دیدار اوله صاف به دین گفت کسی که بخواد دوست پسر تو باشه باید از رییست اجازه بگیره یا در مورد اون مرد ژاپنی , درباره تاوان که دیگه این لوس بازی افراطی بود و آقای پی کینم هر بار عین این وحشیا حرفای عجیب می گفت

البته وجود این مردان مرتب به ذهنیت غلط پی کین از تاوان دامن می زد و او باور می کرد حدسش درباره خراب و مزخرف بودن این زن درسته.

داستان آن خدمتکار زشت که به عشق پی کین اون همه جراحی کرده بود یکم غیر قابل باور بود باید پرداخت بهتری میشد.

زن دوست پسر سابق تاوان هم که به واقع یک موجود اضافه بود و فقط کارش این بود که چند وقت یکبار عین این هووها ظاهر بشه و چون زورش به شوهرش نمی رسه تاوان را زیر مشت و لگد بندازه, تاوانم که همش ازش می خورد(به دلم موند که یکبار یک سیلی بزنه به این زن). درسته کارهای این زنم در خدمت داستان بود اما کاش نویسنده یکم کارها و نازل شدن یکبارهاش وسط سکانس ها را منطقی تر جلوه می داد.

در پایان تماشای این سریال زیبا با ترجمه روان دوست عزیزم سانازخانم را به همه دوستان طرفدار سریال های تایلندی توصیه می کنم , چون اطمینان دارم از تماشای آن پشیمان نخواهید شد . امیدوارم لذت ببرید.


دانلود سریال تایلندی چالش عشق با زیرنویس فارسی| Loob Kom Kammathep

فصل چهارم سریال الهه های کوپید

ارائه ای دیگر از تیم ترجمه ی نقد کره و تیم ترجمه ی Mamp;M SUBTITLE

زیر نویس چسبیده ی تمام قسمت های سریال قرار گرفت

عنوان : چالش عشق | Challenging of Love
عنوان تایلندی : ลูบคมกามเทพ | Loob Kom Kammathep
ژانر :عاشقانه|کمدی|اکشن
تعداد قسمت ها : ۷
شبک پخش : کانال سه
تاریخ پخش : ۳۰ آوریل ۲۰۱۷
روزهای پخش : جمعه و شنبه و یکشنبه
کارگردان : Theeratorn Siriphunvara
نویسنده : ณัชภีม
محصول کشور : تایلند
زبان : تایلندی

بازیگران :

Indy Intad Leowrakwong as Daniel

Wawaa Nichari Chokprajakchat as Karakade
Grace Navakotcharmon Chunkrongtam as Roselin
Typhoon Kanokchat Manyaton as Lieutenant Pratchawin

خلاصه داستان :

دنیل یک پلیس مخفی از سازمان اینترپل در فرانسه اس، اون مامور پرونده قتل های زنجیره ایی دختراییه که در طی قرارهای ازدواج کشته شدن، در این بین تنها سرنخ دنیل شرکت کوپید هاته.اون عامل قتل های زنجیره ایی رو یکی از دختران کوپید میدونه. دنیل در پوشش یک مشتری فرانسوی به کوپید هات میره و با کارا یکی از دخترای کوپید آشنا میشه. طبق تهدید رئیس ، کارا یا باید یه یار پیدا کنه یا یه مشتری خوب برای شرکت جور کنه و کی از دنیل بهتر!!! ولی دنیل به فکر دستگیری کارا و کارا به فکر تور کردن دنیل.

دانلود سریال تایلندی چالش عشق Loob Kom Kammathep 2017

کیفیت 540

قسمت 01-زیرنویس چسبیده فارسی

کیفیت 480

دانلود زیر نویس سریال

E01-E02

E03---EO4

E05---E06

با تشکر از مترجم سریال مونا خانمی

E07

زیرنویس فارسی تمام قسمت ها

ازطرف خودم مون شاین و مهدیس گل ازتون تشکر می کنیم که تا به اینجا همراهمون بودید. اعضای تیم ترجمه

مهدیسسمیراپگاه مونامون شاین.

منتظر ترجمه های اتی تیم ترجمه ی نقد کره باشید


عناوین : Paragit Ruk Series: Niew Hua Jai Sood Glai Puen

ساخت کشور : تایلند

کیفیت : ۴۸۰

تعداد قسمت ها : ۱۰

حجم هر قسمت : +۳۵۰ مگابایت

سال انتشار : ۲۰۱۷

ژانر : اکشن | درام | رمانتیک

امتیاز :8.1

خلاصه داستان

دکتر ناپاسون عشق اول کاپیتان پوری مدتیه در روستایی بندری بین مرز برمه و تایلند مشغول به کاره.وقتی دکتر به همراه بهترین دوستش توسط یه سرباز شورشی اهل برمه ربوده میشه به کاپیتان پوری ماموریت داده میشه دکتر رو به تایلند برگردونه.
کاپیتان پوری تک تیر انداز ماهر و کارکشته ای که ادم به شدت آروم و مطمئن به خودی هم هست ، وقتی بعد از مدتها دوباره عشق اولشو ملاقات میکنه ناگهان دچار تردید و دودلی شدیدی میشه.
از طرفی با اینکه قلبش همیشه در بند عشق دکتر ناپاسون بوده ولی وضعیت دکتر به تازگی تغییر کرده و حالا دوست دختر صمیمی ترین دوست کاپیتان پوریه!!و هیچ چیز پیچیده تر و دردناکتر از این نیست که تمام قلبتو به کسی بدی که هیچ علاقه ای بهت نداره.
بزرگترین مشکل کاپیتان پوری در حال حاضر اینه که باید دوباره کنار ناپاسون قرار بگیره.اگرچه که اون قبلا در ماموریت های بسیاری بوده اما این ماموریت به شدت درگیرش کرده.
چطور خواهد توانست قلبشو مهار کنه؟
بین عشق و دوستی، انتخاب کاپیتان پوری کدوم خواهد بود؟!

نقد وبررسی سریال تایلندی ماموریت عشق فصل اول به سوی قلبم نشانه بگیر

کاپتان پوریت سربازیه که همه چیزش رو سر وظیفه اش گذاشته وحالا با یگان پاکسازی تو مرزهای تایلند با اشرار خود مختاری که مرز رو به آشوب کشیدن درحال جنگه که سروکله ی خانم دکتر داوطلب ما پیدا میشه وازهمون ب بسم الله دل پوریت رو میبره

کار بالا میگیره تا جایی که خانم دکتر جونِ کاپتان شیفته ی ما رو نجات میده وکاپتان رسما دل وجان از دست میده و تو همین حین اشرار خانم دکتر ودوستش رو گروگان میگیرن

وکی مامور میشه مخفیانه وتو لباس مبدل نجاتش بده ؟بهله کاپتان جان برکفمون .

اما داستان به همین سادگی نیست چرا که پوریت در واپسین لحظه های اعزام به ماموریت متوجه میشه که دوست صمیمیش خاطرخواه خانم دکتره

خب تجربه ی شیرین وطولانی این سریال هم تموم شدهرچند خیلی طول کشید اما به من یه نفر بیشتر ازهمه چسبید خیلی وقت بود که دلم دنبالش بود

داستان از آشنایی با سوءتفاهم دکتر وپوریت شروع میشه کاپتان هم تا دلتون بخواد خانم دکتر رو دست میندازه اما درعین حال همه جوره هواشو داره وبه وقتش سروجان برای دفاع از مردمش میده یه جدایی کوتاه ودرنهایت یده شدن دکتر ودوستش

پوریت ماموریت پیدا میکنه که درلباس مبدل به پایگاه اشرار نفوذ کنه وخانم دکتر رو که از قضا دختر سفیره نجات بده اما غافل از اینکه اشرار به اشتباه خانم دکتر رو گرفتن وتنها دوست خانم دکتر رو میخواستن اما خانم دکتر ما که الهه واسوه ی معرفت ومحبت وصداقته حاضر نیست دوستشو تنها بذاره

پوریت با کلی جیمز باند بازی وارد پایگاه میشه وحالا نه تنها باید به فکر فرار دکتر از دست کاپیتان چاین رئیس اشرار باشه بلکه لحظه به لحظه عشقش به خانم دکتر بیشتر میشه از طرف دیگه متوجه علاقه ی متقابل چاین به دکتر هم میشه وبالاخره دکتررو فراری میده

شاید به جرات بگم این قسمت وقسمت بعدی یکی از شیرین ترین عاشقانه های محافظی بوده که تا حالا دیدم اونقدر عاشقانه اش شیرین وعسل بود که تمام مدت با نیش باز به فداکاری های پوریت ونگاه عاشقانه اش به دکتر نگاه میکردم

دیگه هرکی نقدهام رو خونده باشه میدونه که دل وجونم رو برای دیدن رمنس های محافظی میدم ایمان شکارچی برده مثال های اندک شمارش هستن

داستان جلوتر میره وعاشقانه ی دکترو کاپتان به شدت پا میگیره و این درحالیه که پورت فکر میکنه خانم دکتر جی اف دوست صمیمیشه اما دلش که این حرفها حالیش نیست ولحظه به لحظه بیشتر از قبل برای خانم دکتر فداکاری میکنه

براش سرپناه میسازه پاهاشو موقع خستگی وفرار ماساژ میده موجبات راحتی سفرشو فراهم میکنه وهمه جوره هوای خانم دکتر رو داره واونقدر تو این میون حرفهای شیرین به خانم دکتر میزنه که خانم دکتر یه دل نه صد دل عاشقش میشه

فکر کنید قمقمه آبش رو به دکتر میده وخودش نمیخوره وقتی دکتر میپرسه میگه من میتونم تشنگی رو تحمل کنم اما تشنگی خانم دکتر رو نمیتونم

اما درست بعد از چند قسمت شیرین پوریت به خاطر رفاقتش کناره میگیره غافل از اینکه خانم دکتر اصلا بی اف نداره

دو قسمتی کش وقوس ونازخانم دکتر وناز کشیدن شیرین پوریت و حرفهای عاقلانه ودلپذیریش رو میبنیم تا بالاخره سروکله ی کاپتان چاین پیدا میشه که به دنبال دلش درپی خانم دکتر اومده تا از دست یکی دیگه از اشرار نجاتش بده

میخوام اول برم سر بازیگرها

ویر در نقش کاپتان پوریت :

به نظرم با اینکه بازیگرهای تایلندی زیبای خاصی ندارن اما ویر یکی از بهترین های این صنعته مردی که با بند بند وجودش تمام حس هاش رو به بیننده منتقل میکنه .کارکتر پوریت رو خیلی دوست داشتم

مردی مسئولیت پذیر ،با جذبه قابل اعتماد حرفه ای وبی نهایت عاشق وبا مرام

وجالب تر بازی بازیگر بود که تک به تک این صفات رو با میمیک صورت واکتش به بیننده منتقل میکرد که من به جز جی سونگ بازیگری رو به یاد نمیارم که تو زمان خشم اینقدرخوب تنها با چشمهاش این عصبانیت رو منتقل کنه

عشق مهربونی ،خشم .وفاداری ،همه چیز این کارکتر عالی بود واقعا که تمام سریال یه طرف بازی این بازیگر هم یه طرف

بازیگر زن

خب عملا با اینکه ریزه میزه بود وهرجا لازم میشد کاپتان خانم دکتر رو میزد زیر بغلشو وبا خودش میبرد اما نمیدونم چرا دوستش نداشتم ولی شوربختانه اینقدر حس کاپتان نسبت به دکتر زیبا دراومده بود که از دیدن تمام سکانس های عاشقانه ونیمه عاشقانه ی سریال لذت بردم به قول آمیکوی شیرین سخت حتی اگه جای این خانم دکتر یه سوسک مونث هم بود ویر بلد بود چه جوری عاشقش بشه

وسومین بازیگر کاپتان چاین چه رادمردی چه بازیگری واقعا با وجود ظاهر ساده وموهای کوتاهش خیلی خوب تونست پا به پای کاپتان جلو بره

یکی از نکات مثبت سریال نوع تدوین واهنگسازی به نسبت خوب سریال بود واقعا که این تایلندی ها هرچی میگذره بهتر وبیشتر پیشرفت میکنن

تو میون تمام اون اکشنها وجلوه های ویژه تایلندی باید بگم این یکی از سریالهای بسیار مرتبی بود که تو این مدت دیدم با موسیقی متن زیبایی که قشنگ سکانس های عاشقانه رو دلپذیر میکرد

سریال کاملا تم جنگ وحماسی داره دشواری های کشور تایلند وسربازانش اما این نکته رو هم بگم کارگردان کاملا از این ایده ها برای عاشقانه استفاده کرده وشما قرار نیست تنها با یه مشت یونفرم پوش خشک وسخت گیر همراه باشید

که درمورد زوج دوم هم صادقه وخیلی سریال رو جالب میکنه

طنز خیلی شیرین وبامزه ای داشت از یگان پاکسازی کاپتان پوریت که به خاطر عشقش به خانم دکتر دستش مینداختن وپوریت تنبهیشون میکرد تا خود پوریت وای که چقدر من سر این سکانس ها میخندیدم

سکانسهای طنز

دوتا سکانس داشت فکر کنم هیچ وقت یادم نره یکیش قسمتی بود که پورت تو نقش مبدل قراره خانم دکتر رو برای اب تنی ببره دکتر میگه کاپتان دور نرو کاپتان همونجا میمونه دکتر میگه چرا نمیرید من اب تنی کنم ؟میگه خانم دکتر راضی کردنتون سخته ها خودتون گفتید بمونم

تیکه ی بعدی هم مورچه گازتون گرفته ی گروهبانه که بعد از نفس دهان به دهان خانم دکتر به پوریت، نقل مجلس یگان پاکسازی میشه

سکانس های برتر

همین اول کاری بگم به نظر من تمام قسمت های کاپتان ودکتر شیرین بودن نمیدونم چرا اینقدر این شیرین بودنشون برام جذاب بود شاید به خاطر تمام اکشن های انتقامی ای بود که قبل از این سریال دیدم ودیدن این سریال مثل یه زنگ تفریح ملس برام بود به هرحال اگه بخوام به اختصار بگم

اول سکانس شمردن یک تا صد خانم دکتر بود اینکه کاپتان قول داد به صد نرسیده بیاد وخانم دکتر رو پیدا کنه

دوم کیس یکی مونده به آخر سریال :فکرشو کنید کاپتان مسئول محافظت از دکتر شده درحالی که مثلا با دکتر قهرن یه شبانه روز پرکشاکش میگذره تا وقتی که موهای خانم دکتر به پلاک زنجیر پوریت گره میخوره وسبب خیر میشه

گفتم از ایده های جنگی استفاده کردن پلاک کاپتان یه نمونه اشه

نکات منفی

اول ازهه کش دادن قهر وناز خانم دکتر یه جاهایی میخواستم با همین چهار تا انگشتی که خدا داده با پشت دست بزنم تو دهنش پرخون بشه خخخخ

شاید بتونم به اکشن زیاد سریال اشاره کنم اما اگه بخوایم درست حساب کنیم جزو نکات منفی به حساب نمیاد روند سریال بوده

نیم ساعت اول سریال ممکنه حوصله سر بر باشه که اون هم عملا مقدمه چینی برای اشنایی بیننده با چهار شخصیت مهم سری های ماموریت عشقه

ودر اخر یه فانتزی داشتم

یه گلوله بود که ابتدای سریال قلب کاپتان رو خراش میده ودکتر از سینه اش درمیاره ونجاتش میده خانم دکتر این گلوله رو نگه میداره وبه وقتش به پوریت میده .حالا بماند که وقتی این گلوله رو کف دست پوریت میذاره وبهش میگه جریان این گلوله چیه کاپتان چقدر ازخود بی خود میشه اما خیلی دوست داشتم اخر داستان گلوله رو کنار پلاک کاپتان تو گردنش ببینم خیلی فانتزی قشنگی میشد

به هرحال به عنوان یه سریال فان وشیرین وکاملا مرتب صددر صد به همه لاکورنی ها وحتی کی درامرزها توصیه اش میکنم . این فصل سری اول ازچهارگانه ی ماموریت عشق وبه نوعی بینان گذاره این سیزن هاست ،پس نگران نباشید به راحتی میتونید با سریال همراه بشید

تواین سریال برخلاف بقیه ی تایلندی ها خبری از ازار واذیت خانم دکتر نیست ومثل یه زنگ تفریح پراز ویتامین حالتونو جا میاره

****

کانال تلگرام نقد کره


یکی در قلبم| One in my Heart
عنوان تایلندی: Neung Nai Suang |หนึ่งในทรวง
ژانر:درام|عاشقانه
تعداد قسمت ها:۱۲دو پارتی
روزهای پخش:چهارشنبه ها و پنج شنبه ها
شبکه پخش:کانال سه
تاریخ انتشار:۲۸می۲۰۱۷تا۸جولای۲۰۱۵
تولیدکننده: Mam Thitima Sangkhapitak
کارگردان: Jaew Yuthana Lorphanpaibul
محصول کشور:تایلند
زبان:تایلندی

خلاصه داستان:

فهمیه : داستان با دختری زیبا(یایا) شروع میشه که پدر و مادر نداره ، یه روز با دوستاش به سالن رقصی میرن اونجا جیمز پسر خوش قیافه ای رو میبینن. جیمز تو یه نگاه عاشق یایا میشه هرچند جیمز فراموش کرده که قبلا یایا رو میشناخته. از طرف دیگه یایا کاملا به خاطر داره که جیمز وقتی جوان تر بودن اذیتش میکرده . اونها مجبور میشن تو سالن رقص باهم برقصن ولی یایا از دست جیمز فرار میکنه و جیمز و عصبانی میکنه

ایا جیمز میتونه قلب یایا رو بدست بیاره یا نه؟

این سریال از جمله سریال های تایلندی محبوب منه.فضای سریال و سبکش کلاسیکه.

داستان درباره دختر یتیمی به اسم هاتایرات هست که خاله و شوهر خاله اش بزرگش کردند.یه دخترخاله و یه پسر خاله هم داره که به ترتیب زوج های فرعی سریال رو تشکیل میدن و هر کدوم ماجرای عشقی جداگانه ای دارند.خوبی این سریال اینه که فقط روی زوج اصلی تمرکز نکرده و همه ی کاراکتر ها رو واضح نشون داده.این دختر یتیم ما اصلا مثل سیندرلای غربی منتظر شوهر و اینا نیست.یه دختر خیلی قوی که زخم هاش رو به خوبی قایم میکنه و حتی کوچکترین ناراحتی هاشو به کسی بروز نمیده حتی دخترخاله و پسرخاله ای که باهاشون کلی صمیمیه.از شخصیت یایا توی این فیلم خیلی خوشم اومد اما یه جاهایی هم که اجازه میداد بهش زور بگند رو اعصاب بود

البته کاملا مشخصه کی بهش زور میگفت یه دختر فامیل جیغ جیغو به اسم سانگ و اون ننه ی عفریته اش که دنبال تور کردن پسر نقش اول داستان یعنی آناوات(جیمز یا پی نانگ) هستن.تا اینجا یه داستان عادی و نرمال به نظر میرسه یه دختر فقیر و یه پسر پولدار و کسایی که نمیزارن بهم برسن نه؟ولی کااااااااااااملا در اشتباهید.اینجا از این آبدوغ خیار بازیا نداریم!هاتایرات و پی نانگ از بچگی باهم مشکل داشتند.چون یه دختر فقیر بود پی نانگ از هر فرصتی استفاده میکرد که اذیتش کنه و سربه سرش بزاره.و در جایی هم حتی بهش میگه:من به هرچیزی که میخوام میرسم و همیشه برنده میشم!

این جمله مثل یه خار توی قلب هاتایرات میشینه و تا وقتی هم بزرگ میشه همیشه یادش میمونه که این پسر واقعا همه چیز رو به بازی میگیره و توجهی به احساسات آدمها نداره!حالا چند سال گذشته و همه بزرگ شدند و پی نانگ از فرانسه برگشته.یه تمدار آینده دار که همه از بازگشتش خوشحالند به جز هاتایرات!اون تصویری که ازش توی ذهنش داره اونقدر ناراحت کننده هست که تمام تلاششو میکنه که مهمونی رو بپیچونه که با پی نانگ رو در رو نشه!از هر دیداری سر باز میزنه ولی در آخر توی یه مهمونی که با یکی از دوست هاش رفته با پی نانگ رو به رو میشه.هرچند پی نانگ اونو نمیشناسه ولی هاتایرات کاملا یادشه و اونو توی مجلس رقص ضایع میکنه و باهاش نمیرقصه!این مسئله باعث عصبانیت پی نانگ میشه ولی از اونجایی که هاتایرات از دستش در رفته نمیدونه اون دختر کیه ولی مطمئنه که گیرش میاره و حسابی حالشو میگیره!از اون طرف هاتایرات معلم خصوصی یه دختر معلوله(نانگ یینگ) که از قضا یه داداش بزرگتر(خون چای) داره که یک دل نه صد دل عاشق هاتایرات میشه!هرچند بعد طی اتفاقاتی متوجه میشه که عشق واقعیش دختر خاله ی هاتایراته.یه پسر دیگه هم هست که از دبیرستان عاشق هاتایراته ولی خب از مریضی رنج میبره و هاتایرات هم خیلی وقت پیش جوابش کرده و یک عدد مادر فولاد زره داره که چون فکر میکنه بیماری بچه اش بخاطر هاتایراته دیدنش رو منع کرده و حتی به دخترش که دوست هاتایراته اجازه نمیده هاتایرات رو ببینه و کلا از خانواده هاتایرات متنفره اونم درحالیکه دخترش عاشق پسرخاله هاتایراته!هرچند از بس پول دوسته تا میفهمه اینا خرپولن سریع اجازه میده دخترش با پسرخاله هاتایرات قرار بزاره ولی خب قشنگ در طول داستان پدر همه رو درآورد ولی آخرش رضایت داد.همه این پسرها که عاشق هاتایرات هستند همدیگه رو میشناسن ولی اون پسرمریضه دوست صمیمی پی نانگه!

و وقتی میبینه دوستش عاشق هاتایراته ولی عشقشو رد کرده تصمیم میگیره که حال هاتایرات رو بیشتر بگیره و وقتی دوستش بر اثر بیماری میمیره تازه بدتر با هاتایرات میجنگه.ایراد کار اونجاست که چون تازه از خارج برگشته طبیعتا نمیتونه تشخیص بده کی راست میگه کی دروغ!در واقع نمیدونه کی دوسته کی دشمن و همین مسئله باعث میشه که حرفهای دیگران مخصوصا اون سانگ و ننه ی گودزیلاش که بخاطر حسادتی که به محبوبیت هاتایرات دارن مدام راجع بهش بد میگن و اونو یه دختر فاسد و پسرباز به پی نانگ معرفی میکنند و این قضیه باعث میشه که اون فکر کنه هاتایرات دوستشو اغفال کرده و از قصد اونو عاشق خودش کرده که بازیش بده و حالا رفیقش مریض شده و همه چی تقصیر هاتایراته!این سانگ و ننه اش تاثیر زیادی توی روند داستان دارند من نمیفهمم چرا کسی جلو اینا رو نمیگیره!چپ و راست اظهار نظر میکنند و باعث بوجود اومدن چالش های زیادی برای هاتایرات میشند.ماجرا از اونجا جالب میشه که نانگ یینگ (همون شاگرد هاتایرات) مجبوره بره پیش پدرش زندگی کنه و اینو نمیخواد چون رابطه جابی باهم ندارن و اصرار میکنه که پیش داداشش بمونه و از اونجایی که داداشش باید برای کار مدتی بره آمریکا کسی نیست که مراقبش باشه پس اونو خونه ی پی نانگ میزاره و طبیعتا از اینجا به بعد هاتایرات مجبوره بخاطر درس دادن به شاگردش اونجا بره و با پی نانگ سر و کله بزنه!این مسافرت رفتن خون چای باعث میشه که از دخترخاله هاتایرات یعنی فا بخواد که هرازگاهی راجع به هاتایرات براش نامه بنویسه و این قضیه به مرور باعث میشه که فا از خون چای خوشش بیاد و این قضیه اونو دچار عذاب وجدان میکنه چون میدونه که خون چای اونو دوست نداره و هاتایرات رو دوست داره و چون هاتایرات باهاش مهربونه فکر میکنه اون هم خون چای رو دوست داره و یه جور حس خیانت بهش دست میده و احساس گناه میکنه اما از یه طرف هم عاشق خون چای شده البته در نهایت از هاتایرات میپرسه و مطمئن میشه که هاتایرات دوستش نداره پس خیالش راحت میشه و اگرچه اولاش خون چای بی میله ولی وقتی خوب فکر میکنه میبینه کسی که واقعا عاشقشه و توی ناراحتی هاش باهاش بوده فا هستش البته این وسط اتفاقات زیادی میوفته ولی بخاطر اینکه همه ی ماجرا رو لو نداده باشم به نکته های مهم اکتفا میکنم

از یه طرف دیگه پسرخاله ی هاتایرات عاشق پی نی خواهر همون پسر مریضه اس و اینا مثل رومئو و ژولیت نمیتونن همو ببینن.البته نی دختر خیلی مظلوم و تو سری خوریه و بخاطر مادر زبلی که داره نمیتونه بپیچونتش و ماده همه اش دنبال اینه که مثل بقیه دخترا دخترش به پی نانگ نزدیک بشه و حال سانگ و ننه اش رو بگیره (گیس و گیس کشی این دوتا مادر واقعا جذابه از دستش ندید این وحشی بازیاشونو من چندبار گذاشتم از اول دیدم) و این مادر اونقدر خوب نقش این غشی هارو بازی میکنه که دختر بیچاره از ترس اینکه مبادا مادرش دوباره حالش بد شه رابطه اش رو به کل قطع میکنه و پا رو دلش میزاره!هرچند بعد کلی مکافات بهم میرسن ولی واقعا نی دختر بیچاره ای بود و حتی مجبور بود برای دیدن پسر مورد علاقه اش به دروغ بگه که داره میره پی نانگ رو میبینه البته پی نانگ هم بچه ی پایه ای بود جای قرار این دوتا رو جور میکرد.ولی ضدحال بازیاشو واسه هاتایرات نگه میداشت هی حال این بیجاره رو میگرفت البته هاتایرات هم خوب تلافی میکرد.

و بعععععععله برسیم به زوج اصلی داستان!زوج اصلی همیشه خدا در حال زدن تو سرو کله ی همدیگه بودند!از بچگی تاحالا!هر دو مغرور و لجباز.هاتایرات فکر میکنه که پی نانگ دنبال بازیچه قرار دادن آدمهاست و دلش میخواد توی همه چی برنده باشه وهمه چی رو به دست بیاره.البته پی نانگ هم در تایید کردن این تصور بی تقصیر نیست و با کارهایی که میکنه عملا نشون میده که یه پسر بی منطقه که دلش میخواد همه چی رو داشته باشه حتی آدم هارو!حتی توی بعضی قسمت ها هاتایرات رو مجبور میکنه که باهاش بره بیرون یا به زور ببوستش یا هرکاری به نحوی به هاتایرات بفهمونه که رییس کیه!اما این کارهاش باعث دردسرهای بیشتری برای هاتایرات میشه.چون توی اون زمان دختر ها محدودیت بیشتری داشتن(نه که حالا ندارن؟)و خیلی سریع پشت سرشون حرف درست میشه!مخصوصا دختر خوشگلی مثل هاتایرات که اتفاقا کلی خواستگار داره و البته کلی دشمن(سقط شن الهی)

این قضیه بیرون رفتن زوری باعث میشه که هاتایرات بدنام بشه، چون شب هم بارون میشه و ماشینشون توی راه گیر میکنه پس این 2تا لجباز مجبور میشن یه شب رو کنار هم بگذرونن. البته بخاطر اینه که اون پسر مریضه از خونه رفته میخواد برای اخرین بار هاتایرات رو ببینه واسه همین پی نانگ زوری هاتایرات رو میبره و هرچند بخاطر دیر رسیدن پسره نمیتونه ببینتش و توی بیمارستان میمیره و از فردای اون روز زندگی هاتایرات سیاه میشه!پدر پی نانگ (که مرد فرهیخته ایه و از خداشه که هاتایرات عروسش بشه) از خدا خواسته میگه این دوتا باید باهم نامزد شن که حرف ها تموم شه!البته در ظاهر اظهار تاسف میکنه و با پسرش دعوا میکنه که چرا دختر مردم بی اجازه بردی شب بیرون ولی در عین حال از خداشم بود که یه همچین چیزی پیش بیاد که این دوتا رو یجور بهم بچسبونه!یه مستخدم باحالی هم داشت که اون هم بی تاثیر نبود هی میرفت میومد میگفت آقا!چقدر این دوتا بهم میان و چرا زنش نمیدی و فلان و از این حرفا(من خیلی دوسش داشتم)خلاصه پی نانگ هم عذاب وجدان میگیره و صادقانه بخاطر جبران میخواد با هاتایرات ازدواج کنه.ولی خب هاتایرات قبول نمیکنه و بخاطر غرورش بعد از کلی جنگ و دعوا به پی نانگ میفهمونه که دوستش نداره و اصلا نمیخواد باهاش ازدواج کنه.حالا جالبه که کم کم این دو نفر متوج احساساتی بهم میشن ولی خب نادیده اش میگیرند.درواقع پی نانگ میتونست زودتر اعتراف کنه ولی ازاونجایی که لجباز و مغروره ترجیح میداد بیشتر بجنگه از احساساتش بگه!درواقع این دونفر بیشتر بخاطر سوتفاهم ها باهم جنگ داشتن که اگه واقعا رک و راست حرف دلشون رو میزدن اینقدر من پشت صفحه جززززجیگر نمیزدم.

این پی نانگ دل شکسته هم بعد از اینکه متوجه میشه همه چی بی فایده اس و اینا ترجیح میده که بره خودشو گم و گور کنه و به مشروب رو بیاره و از این سوسول بازیای بچه پولدار گونه!پسرخاله هاتایرات هم که اوضاع این دوتا رو مدتهاست زیر نظر داره تصمیم میگیره پا پیش بزاره و به پی نانگ میفهمونه که هاتایرات دوستت داره و ما با نقشه یه کار میکنیم که این بهت اعتراف کنه!خلاصه با یه تصادف صحنه سازی شده و کولی بازی به هاتایرات میفهمونن که این پی نانگ دیگه نمیتونه راه بره و افسرده اس و میخواد خودشو بکشه و صورتش توی تصادف سوخته و از این حرفها به بزرگترها هم میفهمونن که این یه نقشه اس که اوناهم جلوی هاتایرات سوتی ندن!از اون طرف هم سانگ که شب قبلش با یه قاچاقچی خوابیده بوده و فکر میکرده طرف بچه پولداره تا میفهمه پی نانگ تصادف کرده خودشو به بیمارستان میرسونه (خوش اشتها بود همه رو باهم میخواست) و وقتی میبینه هم صورتش اسیب دیده و هم فلجه تصمیم میگیره بیخیال شه ولی باز سر و کله اش توی خونه پیدا میشه و تا هاتایرات رو میبینه شروع میکنه به بحث کردن که من از تو پولدار تر و بهترم و کلی دعوا و وقتی پی نانگ طرف هاتایرات رو میگیره بیشتر آتیش میگیره و میگه که حالا که منو دوست نداری پس لیاقتت همینه چون حالا تو فلج و زشتی پس به هاتایرات بیشتر میای و باهم زوج بهتری هستید و جفتتون ترحم برانگیزید!و بععععععععله وقتی کامل حرفهاشو زد پی نانگ از رو ویلچر بلند میشه و قشنگ فکش میاد پایین از تعجب و باز از رو نمیره و شروع میکنه به چرت و پرت گفتن که مخ پی نانگ رو بزنه و هاتایرات هم که میبینه از احساساتش سو استفاده شده ول میکنه میره و پی نانگ با دوچرخه دنبال ماشین هاتایرات میره.راننده هم نامردی نکرد با سرعت حونی میرفت که این به هاتایرات برسه!خلاصه بعد کلی بحث پی نانگ احساسات واقعیشو میگه و جدی جدی ازش خواستگاری میکنه.اون صحنه غروب آفتاب و حلقه ی نامزدی که قبلا باطل شده بود واقعا قلب آدم رو گرم میکرد.صحنه ی مسافرت رفتن و اون قسمتش که پی نانگ برای هاتایرات لباس خریده بود و سانگ از حسادت داشت منفجر میشد یکی از صحنه های مورد علاقه ی من بود.اونجا خیلی راحت میشد نگاه عاشقانه ی پی نانگ به هاتایرات رو دید هرچند هیچکدوم متوجهش نبودند!توی داستان همه ی کاراکترها میتونن درسهای زیادی به آدم بدن و یه چیزی که توی همه اشون مشترکه "پیش داوری یا قضاوت" درباره ی افراده!که توی این سریال به خوبی نمایانه!افراد کاملا اشتباه همدیگه رو قضاوت میکنن و دچار سوتفاهم میشن اولش فکر میکردم فقط پی نانگ و هاتایرات دچارش هستن ولی نه!این مسئله ایکه برای همه ی زوجهای قصه پیش اومد!درواقع توی دنیای واقعی هم خیلی شاهدش هستیم و همین باعث شد من حس نزدیک تری به داستان داشته باشم چون خیلی از سریال هایی که میبینم بخاطر فضاهای متفاوت شاید از نزدیک باهاش مواجه نشده باشم ولی لج و لجبازی های این زوج و ماجراهاشون چیزیه که همیشه در طول زندگی برای خودمون یا اطرافیانمون پیش میاد.این سریال فضای قشنگ و کلاسیکی داره و همینطور لباس های خانمانه و شاید کمی فانتزی.بازیگرها همه خوش چهره هستن و تقریبا بیشترشون رو توی سریال های دیگه دیدم کاربلدن و نقششون رو تونستن توی سریال به صورت خوب و قابل قبولی بازی کنند.سریال به خوبی جمع شده و هیچ جاییشو لازم نیست بزنید جلو به موقع شروع شد و به موقع تموم شد.از جمله سریال های تایلندیه خوش ساختیه که اگرچه نسبتا قدیمیه ولی از یه سری از این سریال جدیدا خیلی بهتره.در کل اگر دلتون برای کل کل عشاق و گیس و گیس کشی و غرور و لجبازی تنگ شده باشه و به سریال های تایلندی علاقه مند باشید این سریال رو بهتون پیشنهاد میکنم.این اولین نقد من و یکی از سریال های مورد علاقمه و بهتون پیشنهاد میدم اگه از ژانرش خوشتون میاد حتما ببینید.


ارائه ای دیگر از تیم ترجمه نقد کره
دانلود زیرنویس فارسی فیلم سینمایی زیر درخت سبز از ساناز عزیز | Under the Greenwood Tree
مدت زمان :93 دقیقه
کارگردان :Nicholas Laughland
رده سنی :TV-PG
زیرنویس :ندارد
نویسندگان :Thomas Hardy،Ashley Pharoah
مترجم ساناز عزیز
خلاصهو نقد و بررسی سریال به قلم ساناز عزیز

فنسی دی یک دختر روستایی با استانداردهایی بالاتر، بسیار بالاتر از محل تولدشه.پدرش شکاربانی بوده که عاشق یک ارباب زاده میشه و این عشق علی رغم مخالفت شدید خانواده دختر منجر به ازدواج و تولد فنسی میشه.مادر فنسی اما خیلی زود فوت میکنه و مرگ او در جوانی باعث عذاب وجدان دائم پدره اونقدر که برای دخترش آرزویی نداره جز ازدواجی سعادتمندانه و این سعادت رو البته در ثروت و امکاناتی میدونه که خودش در وقت ازدواج نداشته و در حق همسر مرحومش کوتاهی کرده.بنابراین هرکاری میکنه تا فنسی مثل مادرش ازدواج نکنه!!!نتیجه اینه که فنسی بسیار از حد استانداردهای روستاشون بالاتره.تحصیل کرده و معلمه و با اینکه پدرش همچنان فقیره اما هرکار تونسته کرده تا فنسی دختری نازپرده و ظریف تربیت بشه و شایسته ورود به سطح اجتماعی بالاتری نسبت به اونچه در اون به دنیا اومده باشه.بیماری پدر اما، فنسی رو برمیگردونه به خونه.به جایی که به نظر پدر کوچکتر از اونه خواستگار شایسته ای برای فنسی درش پیدا بشه اما در عین ناباوری سه تن خواستگار فنسی میشن و داستان جریان جالب و بانمکی پیدا میکنه..نمیدونم تا چه حد با ادبیات انگلیسی آشنا هستید و اینکه اصلا آیا آثار نویسندگانی مثل توماس هاردی یا جین آستن یا دیکنز یا خواهران برونته رو خوندید یا نه.اگر آشنایی ای با ادبیات این بخش از جهان ندارید پس براتون جالب خواهد بود اگر بگم که عشق تا چه حد در این خطه سرد و منطقی، ظریف و زیبا و شریف توصیف میشه و تا چه اندازه روابط عاشقانه دقیق و منطقی به تصویر کشیده میشن.جالبتر از اون فیلمها و سریالهایی هستن که انگلیسی ها و تاکید میکنم خود انگلیسی ها از متون ادبیشون میسازن.بسیار به کتابهاشون پایبندن و باعث لذت تماشاگر میشن.از طرفی آثار عاشقانه شون فضایی آروم و مثبت و خالی از استرس و هیاهو داره و روح رو به آرامش دعوت میکنه. حتی اگر داستانشون زاویه ای تلخ داشته باشه مثل جین ایر یا هیولایی داشته باشه مثل هیت کلیف یا یک تراژدی تمام عیار باشه مثل داستان دو شهر ، در هر حال فضا آروم و تا حد زیادی قابل پیشبینه.این هیجان نادانسته ها نیست که شما رو با داستان همراه میکنه بلکه سادگی و قابل لمس بودن اتفاقاته که باعث همذات پنداری و همراهی تماشاگر یا خواننده میشه.از سویی تعقل روایت و سنگینی گفتگوها و طنز فاخر این آثار هم قابل چشمپوشی نیست.فیلم " زیر درخت سبز " ، از روی یکی از آثار توماس هاردی ساخته شده و به دلیل نداشتن ترجمه فارسی (حداقل من پیدا نکردم) ترجمه شده.شخصا عاشق عاشقانه های انگلیسی هستم و خواستم شما رو هم در صورت تمایل در این لذت سهیم کنم.امیدوارم که ببینید و لذت ببرید.در ضمن چنانچه این فیلم دیده بشه و مورد استقبال قرار بگیره به تدریج سعی میکنم فیلم ها و سریالهای دیگه ای از این دست رو هم به شما دوستان معرفی کنم.امیدوارم ببینید و لذت ببرید.موفق باشید.


ارائه ای از تیم ترجمه ی نقد کره
لینک زیرنویس چسبیده ی سریال اضافه شد

عنوان: قدرت خورشید | Raeng Tawan
عنوان تایلندی: แรงตะวัน
همچنین شناخته شده به عنوان: The Sunrsquo;s Power | The Burning Sun
اطلاعات بیشتر:mydramalist
تعداد قسمت ها: ۱۴
تاریخ انتشار: ۱۵ ژانویه ۲۰۱۶ تا ۳ آگوست ۲۰۱۶
روزهای پخش: چهارشنبه | پنجشنبه
شبکه پخش: Channel 3
مدت زمان هر قسمت: ۱ساعت و ۵۰ دقیقه
کارگردان: Sarasawadee Wongsompetch
نویسنده: Sakchai Kiatpunyaopart
محصول کشور: تایلند
زبان: تایلندی
زیرنویس فارسی: ندارد

بازیگران
Aum Atichart Chumnanon as Suriyane
Chippy Sirin Preedeeyanon as Tantawan
Pachara Chirathivat as Wisut
Aom Sucharat Manaying as Pensiri
Deaw Suriyon Aroonwattanakul as Nat
Pitta Na Pattalung as Rujira

خلاصه داستان :
سوریوان مردی سخت کوش و صاحب ثروت که تصمیم داره عدالت رو برای قتل خواهر بزرگترش اجرا کنه
تانتاوان هم دختری که در خارج از کشور تایلند درس خونده و آرزوش اینه که طراح لباس بشه تا بتونه با برادر بزرگ ترش رقابت کنه
حالا برادر این خانم متهم به قتل همسرش که میشه خواهر سوریوان متهم و سوریوان هم معتقد که ی توطئه ای این وسط که اون میخواد سرپوش بذاره رو کار شیطانی ای که انجامش داده
File:65645.jpg

سریال قدرت خورشید - Raeng Tawan 2016

ازطرف خودم مون شاین وتیم ترجمه ی نقد کره از همگیتون تشکر میکنیم که ما رو درتهیه ی زیرنویس این سریال بسیار زیبا همراهی کردید

امیدوارم دقیقا مثل من وبچه ها از دیدنش لذت برده باشید وتجربه ی ساعات خوشی رو داشته باشید

ممنون از دوستان خیلی خوبم

لونای عزیز .مسیح خانمی .زهره خانمی خواهر های گلم پولک وپردیس و صدیق عزیز که تو کار زمان بندی به من کمک کرد ودراخر ساناز جان که زحمت ترجمه ی متن عربی هشت قسمت اخر رو به عهده داشت

با ما وتیم ترجمه ی نقد کره در پروژه های بعدی همراه باشید

این هم یه نمونه از زحمات شبانه روز من وساناز


عنوان فارسی : بازی احساسات | بازی عشق

عنوان انگلیسی: Game of Love | Game Affection
عنوان تایلندی:เกมเสน่หา| Game Sanaeha

ژانر: عاشقانه/ درام
تعداد قسمت ها :۱۴
تاریخ پخش :۲۵ژوئن۲۰۱۸
تولیدکننده: Da Hathairat
کارگردان: Chudapha Chanthakhet
مؤلف: Aritaa Kanyamass
نویسنده: Buay Nuntawan
محصول کشور : تایلند

زبان : تایلندی

"به نام خداوندی که در این نزدیکیست "

سلام من شقایق هستم و میخوام اولین نقدم رو با یک سریال عالی تایلندی در ژانر عشق در مقابل نفرت شروع کنم. نمیتونم اسم انتقامی روش بزارم اما این چالشی که چطور نفرت آروم آروم به یه عشق عمیق تبدیل میشه، میتونه برای علاقه مندان به ژانر انتقامی هم جذاب. "بازی عشق"، تصویری از جدال بین عشق و نفرته و مارو یاد ضرب المثل "از محبت خار ها گل می شود" میندازه و از اون جایی که بر خلاف بیشتر سریال های تایلندی خبری از صحنه ها و اکشن های هندی وار نیست به دوستداران سریال های کره ای هم پیشنهاد میکنم این عاشقانه ی زیبارو از دست ندن.

خلاصه

"ناک" دختر و نوه یکی یکدونه ی خانوده ثروتمنده "موان" به خاطر محبت و توجه زیادی که از اطرافیانش گرفته؛ به یک دخترخود خواه و لوس تبدیل شده و طاقت هیچگونه نا ملایمتی و مخالفتی رو نداره. حالا اون بعد از دوازده سال تحصیل در خارج از کشور ، با شوق و ذوق روز سالگرد ازدواج مادر (وی) و پدرش (وات) به تایلند برمیگرده تا خانواده دوست داشنیش رو غافلگیر کنه اما با برگه ی طلاق اون ها مواجه میشه و خبر ازدواج دوباره ی پدرش با دختر جوانی به اسم کای، تمام ذوق بازگشت به دوران خوش گذشته رو در دلش کور میکنه. ناک به هیچ عنوان نمیخواد این شکست رو بپذیره و از هیچ تلاشی برای بیرون انداختن "کای" از زندگی پدرش چشم پوشی نیمکنه. از طرفی "نای" که از بچگی تو خونه ی خانواده ی موان بزرگ شده و به چشم ناک چیزی جز یک پسر بچه ی یتیم غاصب نیست، حالا به مردی مستقل و موفق تبدیل شده که قصد دخالت تو نقشه های به ظاهر هوشمندانه ی ناک رو داره و نفرت اون رو دو چندان می کنه، اما وی و وات که میدونن نای تنها فردیه که میتونه دختر سرکششون رو رام کنه از نای می خوان تا دوباره با اونها زندگی کنه و ناک مخالفتش رو با آزار و اذیت نای نشون میده و نهایتاً جنگی آغاز میشه، جنگی نرم و زیرکانه بین عشق و نفرت.

این یه خلاصه ی کوتاهی بود که خودم نوشتم چون تو سایت هایی که سریال رو برای دانلود گذاشتن خلاصشون به نظرم زیاد جالب نیست و آدم رو از اصل موضوع گمراه میکنه، امیدوارم برای دوستانی که نمی خوان قبل از دیدن سریال نقد کامل رو بخونن این خلاصه مفید باشه. اول بگم که کاپلش خیلی خیلی به هم میان و دوستداشتنی هستن. اگر دنبال یه مرد سوپرمن، عاشق و غیرتی هستین که مو لای درز کاراش نمیره و یه دختر تخس و پرو و حسود که خیلی هم دوست داشتنیه، به عنوان کسی که تجربه ی زیادی تو فیلم و سریال داره به شدت دیدنش رو بهتون پیشنهاد میکنم.

نقد اصلی:

روند عاشقانه ی داستان کاملا منطقی و زیبا جلو میره و بینندرو با خودش همراه می کنه. من خودم از اون دسته آدماییم که اگر شخصیت های فرعی داستان هی در حال صحبت و کش دادن داستان باشن زود خسته میشم و میزنم جلو تا به جاهای اصلی فیلم برسم اما یک ثانیه از این سریال رو از دست ندادم. داستان اصلی حول عشق نای به ناک میگرده و کلا هر اتفاق مهمی که در طی سریال میفته اگر ریشه یابی کنید میرسین به این که چقدر این پسر عاشق ناک هست.

از این گل پسرمون هرچی بگم کم گفتم، یه پارچه آقا. یه مرد خود ساخته و محکم که تو دنیای کارش حرف اول رو میزنه و تک تک کارا و حرف هاش منطقی و حساب شدن اونقدر که یه موقع هایی از این همه تدبیر شگفت زدتون میکنه. تو زندگیش از نقطه ی صفر شروع کرده و حالا با تلاش های زیادش یه شخصیت برجسته شده و با برگشتن ناک به تایلند تمام هم و غمش این دخترک سرتقه.عشقی که از بچگی تو وجود نای بوده، باعث شده همیشه مراقب دختر کوچولوش باشه (حتی دورادور) اما هیچوقت به خودش اجازه نداده از خط قرمز ها عبور کنه یا ناک رو حق خودش بدونه و همونطور که تو طول سریال هم زیاد از زبون نای میشنوید، اون حد و حدود خودش رو به خوبی میشناسه.

ناک یه دختر تخس و مغرور و شره که به خاطر توجه زیاد اطرافیانش حسابی لوس شده و برای رسیدن به خواسته هاش که اصلا هم مهم نیست درست باشن یا غلط، اراده ی فولادین داره و دست به هرکاری میزنه. ناک عاشق خانواده ی سه نفرشونه و وقتی میبینه این خانواده داره از هم میپاشه عزم خودش رو جزم میکنه تا هرطوری شده کای نامزد پدرش و نای بنده خدا که این وسط کاره ای هم نیست رو نابود کنه. ( کلا از نظر ناک هر بلایی نازل شه حتی اگه اون سر دنیا زمین دهن باز کنه هم زیر سر نای زبون بستس) دلیل این نفرت هم برمیگرده به دوران بچگیشون، چرا که فکر میکنه با اومدن نای به خونشون توجه خانواده و داشته هاش رو با اون تقسیم کرده و نای داره حق اون رو میخوره، به خصوص که بعد از بازگشتش به تایلند متوجه میشه نای، نایب رئیس شرکت پدرش شده.

اما زیر پوسته ی سرد و مغرور این دختر شر ما، یه دختر بچه ی مهربون و احساساتی منتظر نشسته تا از طرف کسایی که دوستشون داره ذره ای محبت دریافت کنه. همین براس شاد بودنش کافیه. مهم نیست ظاهرش چقدر خشن و بی احساس به نظر بیاد، اون بنده ی محبت خانوادشه. این وسط یه مادر بزرگ مادری هم داریم که مقصر اصلی رفتار های بچگانه ی ناکه و سعی داره این دختر رو مثل خودش خودخواه و زبون نفهم بار بیاره( به شخصه اصلا از این زن خوشم نیومد، حتی تا آخرین لحظه ی سریال هم نتونستم درکش کنم یا بدی هایی که در حق نای کردو توجیه کنم. خیلیییی گوشت تلخه) نقش این زن فقط شست و شودادن مغز ناک و گند زدن به رابطه ی این دو تا مرغ عشق گوگولی ماست. حالا دلیلش چیه؟ میگم براتون: مادر نای، دختر خونده ی مادر بزرگ بوده و از بچگی اونو مثل دختر خودش بزرگ کرده بوده و دوستش داشته اما وقتی عاشق بابای نای میشه مامان بزرگ مخالفت میکنه، به همین خاطر مامان نای از خونه فرار میکنه و وقتی نای رو حامله میشه باباهه ترکشون میکنه و اون هم بعد از چند سال از فقر زیاد، نای رو میاره خونه ی مادر بزرگ ول میکنه میره. حالا از نظر مادر بزرگ، نای یه پسر ح-ر-و-م ز-ا-د-ه ی نحسه که اومده زندگی خانوادش رو خراب کنه و هیچ جوره دلش با گل پسر مظلوم ما صاف نمیشه.

از طرفی کای که قراره زن وات (پدر ناک) بشه، دختری به ظاهر پول دوست و منفعت طلبیه که قربانی جاه طلبی مادرش شده تا با مردی که از خودش خیلی بزرگ تره به خاطر پول و جایگاه ازدواج کنه.( البته به نظر من فقط مامانش مقصر نبود و ذات خودش هم خرابه اما بعدا خواستن بگن که خبط کرده حالا آدم خوبی شده. من که به هیچ وجه دلم براش نسوخت) حالا موضوع فقط این نیست و معلوم میشه که کای و نای همدیگرو از دوران دانشگاه میشناختن و دوست بودن (تو سریال کای با زبون خودش اعتراف میکنه که چقدر کنه بوده و نای رو مجبور کرده دوستش داشته باشه) و حتی نای از کای خواستگاری هم کرده بوده ( بس که این پسر جنتلمن و مسئولیت پذیره) ولی کای که چشمش به پول وات خورده، جواب رد میده و ناک رو ول میکنه در صورتی که نمیدونسته وات همون مردیه که نای رو از بچگی بزرگ کرده. حالا بعد از چند سال نای دیگه اون پسر دانشجو و بی پول نیست، یه شغل خوب داره با در آمد بالا و به خاطر تلاش های زیادش شماره یک شغل خودشه و کای با دیدنش فیلش یاد هندستون میکنه اما اینجاست که میگن توبه ی گرگ مرگه.

حالا که دارم از نقش های تو مخی فیلم صحبت میکنم جا داره یادی کنیم از یکی از منفور ترین ها "پنی" که میشه دختر کارگر خونه (خاله فای) یا یه جورایی دایه ی ناک که از بچگی مراقب ناک بوده. پنی اول عقده بوده بعد دست و پا در آورده، کلاً تمام هدفش تو زندگی اینه که به ناک و خانوادش ضربه بزنه. چرا؟ چون به نظرش مامانش ناک رواز اون بیشتر دوست داره و چون دختر کارگر خونه بوده همه به دیده ی تحقیر نگاش میکنن (که البته این دید به خاطر رفتارای زشتشه نه کارگر بودنش) اما حالا مدل شده و از اون خونه رفته. شخصیت این دختر به شدت منفوره به طوری که یه موقع هایی از حرص نفسم بند میومد. شما چیزی به اسم شرم و حیا تو وجود این آدم نمیبینید، برای پول هر کاری میکنه و کلاً از اخلاقیات بویی نبرده.

شخصیت های دیگه ای هم تو فیلم هستن که توضیح دادنشون ممکنه متن رو زیادی طولانی کنه و از حوصله ی شما خارج باشه اما لازمه کمی هم از مادر و پدر ناک بگم براتون. وات یه مرد پر تلاش و به قول زن سابقش (وی) منسوخ شدست که تو دهه پنجاه سالگی تازه عشق واقعی زندگیش رو پیدا کرده و می خواد باهاش ازدواج کنه اما از طرفی نمی تونه دل دخترعزیز تر از جونش رو هم بشکنه . مرد بدی نیست و خوش قلبه. تنها اشتباهش اینه که عاشق یه دختر بیخود شده و به زنش خیانت کرده، البته وی با این مسئله مشکلی نداره چرا که به گفته ی خودشون اون ها سال ها پیش طلاق عاطفی گرفته بودن و فقط به خاطر دخترشون با هم زندگی میکردن.

وی هم یه زن به ظاهر خوش گذرون و علی بی غم میاد اما با شناختش متوجه میشین یک قلب بزرگ تو سینش داره. حواسش به تمام دورو وریاش هست، فرقی نمیکنه اون آدم دخترش باشه یا شوهر سابقش یا حتی دوست دختر شوهرش، اگر لازم باشه برای همه دل میسوزونه و رابطه ی خیلی نزدیک و صمیمی با نای داره، حتی شاید نزدیک تر از یک مادربه پسرش.

http://s9.picofile.com/file/8354778492/Game_Sanaeha_Nai_Nok.jpg

لحظه های شیرین این سریال خیلی بیشتر از لحظه های تلخشه و خیلی حرف برای گفتن داره. اینکه عشق چه نقش مهمی تو زندگی داره و چقدر باید برای داشتنش، به خصوص حفظ کردنش از خود گذشتگی کرد، اینکه عشق واقعی خوش حالی طرف مقابله نه خواسته ها و خود خواهی خودمون. همینطور در مورد عشق بین والدین و فرزند صحنه های تاثیر گذاری رو نشونمون میده. از اینکه کینه و حسادت آدم ها چقدر میتونه مخرب و جبران ناپذیر باشه و اعتماد کورکورانه چقدر میتونه بهمون ضربه بزنه.

http://s8.picofile.com/file/8354779650/Game_Sanaeha_Review_Kiss_300x200.png

نکات مثبت:

یکی از نکته های مثبت سریال به نظرم اینه که از همون اول خبری از نگاهای عاشقانه ی تابلو و ننر بازی دختر و پسر داستان نیست، (البته این سلیقه ی منه) حتی نای با اون همه عشقی که به ناک داره اصلا از این پسرای آویزون و دم دستی به حساب نمیاد.درواقع به طور مخفیانه همیشه در حال حمایت و مراقبت از ناکه و نه تنها عشقش رو خیلی واضح تحمیل نمیکنه، بلکه گاهی خیلی بامزه و زیرکانه یه حالی هم از ناک میگیره که جیگرتون حال میاد.( بعضی اوقات ناک خیلی این طفل معصوم رو اذیت میکنه و میره رو مخ واسه همین میگم). شاید فکر کنید خیلی دارم طرف پسرمونو میگیرم اما با دیدنش متوجه میشین چقدر این پسر گناهیه و از در و دیوار براش میاد. یعنی مثال بارز آش نخورده و دهن سوخته اما هیچوقت خم به ابرو نمیاره و اونقدر باهوش و زیرکه که از تمام موقعیت های سخت به خصوص فتنه های ناک، پلی درست میکنه برای رسیدن به اهدافش و آروم آروم ناک رو عاشق خودش می کنه، این روند انقدر آروم و پر حوصله اس که مطمئنم شما هم به این همه صبر و تحمل آفرین میگید.

یه نقطه اشتراکی که این سریال با ژانر های انتقامی داره، عشق ممنوعه ای هست که یک چالش جذاب برای بیننده ایجاد میکنه، یه عاشقانه ی پر فراز و نشیب که هیچوقت نمیتونید بگید "خوب دیگه الان به هم رسیدن" اینکه حتی ازدواجشون هم به اسم یک بازی شروع میشه ،اگر ناک عاشق بشه، نای میبره و برای همیشه با هم زندگی میکنن و آگر ناک ببازه باید از زندگی نای بره بیرون و تمام حق و حقوق نای رو بهش برگردونه.

نکته ی دیگه ای که شاید برای بعضی ها جذاب باشه این که معمولا تو سریال های این سبکی پسر داستان به عشقش اعتراف نمیکنه و تا آخر دختر رو دق میده اما اینجا برعکس و ما شاهد غرور و لج بازی بیش از حد دختر شیرینمونیم( که دیگه آخراش دلمونو میزنه و می خوایم خفش کنیم )

و یه نکته ی خیلی خیلی مهم از نظر خودم، به هم اومدن بیش از حد زوج سریاله. بعضی از فیلم و سریالایی که میبینیم با اینکه شاید موضوع جالبی هم داشته باشن اما شخصیت اصلی ها بهم نمیان و من خودم دراپ میکنم، اما این دو تا از نظرم عالین!!!

نکات منفی:

خدا شاهده فکر نکنید واسه اینکه عاشق این سریالم اینو میگما اما واقعاً هرچی فکر میکنم نکته ی بدی به ذهنم نمیاد، شاید یکم بازی ضعیف نقش مکمل مرد "وس" که تو سریال روزگار شاهزاده نقش اول بود اذیتم کرد (دقیقا اون سریالم به خاطر بازی ضعیف این پسره دراپ کردم) اما دوستانی که دیدن اگر نکته ای به ذهنشون اومد حتماً تو نظرات بگن که بقیه هم استفاده کنن.

سکانس برتر: (اسپویل)

انتخواب خیلی خیلی سختیه. اونقدر لحظه های قشنگ و تاثیر گزار داره که نمیدونم کدوم رو تو اولویت قرار بدم .

مثلا یکی از سکانس های ناراحت کنندش سکانسی که "بچگی های نای رو نشون میده که چطورالتماس مادرش رو میکنه تا تنهاش نزاره و اون کتکش میزنه و میگه از اولم نمیخواستمت و میره" خیلی ناراحت کنندس و بد تر از اون جمله ی " حتی مادرتم تورو نخواست" که بارها از زبون ناک و مادر بزرگ میشنوه و داغ اون لحظه ی تلخ براش تازه میشه.

برای سکانش عاشقانه که اصلا نمیتونم یکی مثال بزنم برای همین به ترتیب چندتارو میگم

_ناک به خاطر ازدواج پدرش با کای ناراحته و با نای تو ماشین نشسته اما انقدر غده که حاضر نیست جلوی نای گریه کنه. یه بارون شدید شروع میشه و نای که خوب اخلاق ناک رو میشناسه بهش میگه "خیلی موقع ها به خصوص وقتی بچه بودم وقتی احساس ناراحتی و تنهایی میکردم میرفتم زیر بارون گریه میکردم، اینطوری نه کسی اشکام رو میدید و نه صدای گریم رو میشنید" و از ماشین پیاده میشه تا ناک بدون خجالت گریه کنه. لحظه ای که زیر بارون خیس شده و داره با ناراحتی سر پایین افتاده ی ناک رو نگاه میکنه که داره اشک میریزه و نمیتونه براش کاری بکنه خیلی صحنه ی احساسی ایه، اینکه نمیتونه ناک رو در آ-غ-و-ش بگیره تا دلداری بده و از پشت شیشه بدون اینکه ناک متوجه بشه دستش رو نوازشگونه روی موهای ناک میکشه.

_ناک و نای تو بخش انبار کارخونن و ناک جلوی یک کوه از کارتن مقوایی و کتاب قدیمی نشسته و سرش رو با نوستالژی های بچگیش گرم کرده، نای اونور داره با کارگر ها صحبت میکنه و هر از چند گاهی هم به ناک نگاه میکنه تا مراقبش باشه، در همین حین کوه مقوا ها میریزه پایین. نای با وحشت میدوِ اون سمت و بلند ناک رو صدا میزنه و تند تند کارتن هارو میزنه کنار تا پیداش کنه. اون نگرانی و ترسی که تو صداشِ و تلاشی که برای پیدا کردنش میکنه خیلی زیباست و اون لحظه ای که کارگرا بهش میفهمونن ناک پشت سرش صحیح و سالم وایستاده، چنان به سمتش میره و در آ-غ-و-ش-ش میکشه که خود ناک هم تحت تاثیر قرار میگیره.

_ووتا( یه پسر عیاشِ که میخواد با ناک ازدواج کنه تا از ورشکسته شدن شرکتش جلوگیری کنه) پیش خانواده ی ناک رفته تا از فیلمی که تو بیهوشی ناک گرفته استفاده کنه و با ناک ازدواج کنه. (البته اتفاق بزرگی هم نیفتاده تو فیلم. فقط فیلم پخش شده تو اینترنت) همون لحظه نای و ناک میرسن و حرفای ووتا رو که میگه" مسئولیت غلطی که کردمو به گردن میگیرم" میشنون. نای از ناک می پرسه می خوای با ووتا ازدواج کنی؟ ناک میگه نه. نای بدون معطلی میره جلوی همه و میگه که مرد توی فیلم منم پس خودم مسئولیت ناک رو به عهده میگیرم ( مرد توی فیلم صورتش معلوم نیست)، ناک برای اینکه نقشه لو نره مجبور میشه بزنه زیر گوش نای تا مادربزرگ بهشون شک نکنه، مادر بزرگ اما. چنان کتکی میزنه این پسر رو که دل آدم کباب میشه، (بیچاره نای مظلومم) حرف هایی میشنوه که دردشون از کشیده ها و سر شکستش هم بیشتره. به نظرم این سکانس به خوبی میزان عشقی که نای نسبت به ناک داره رو نشون میده. ( من که ضعف کردم اینجای فیلم)

و دردناک ترین سکانس فیلم لحظه ایه که ناک از رو لجاجت به نای میگه که من از اولم نمیخواستم از تو حامله بشم و این بچرو نمیخوامو به دنیا نمی آرمش، اینجا همون لحظه ایه که نای بالاخره میشکنه. ناک دقیقا دست میزاره رو بزرگ ترین نقطه ضعف نای و حرف هایی رو میزنه که روزی که مادرش ترکش کرد بهش زد. نای حس میکنه بچش هم میشه یکی شبیه به خودش، بچه ای که بی گناه پس زده میشه اونم از طرف مادری که به دنیا آوردتش و با بغض میگه: تو نمیفهمی بچه ای که میشنوه مادرش اونو نمیخواد چه احساسی داره، خیلی دردناکه، بدترین حسه، باعث میشه که اون دیگه زندگی تو این دنیارو نخواد، کسی مثل تو که عالم و آدم عاشقشن، هیچوقت اینو نمیفهمه.

شخصیت پردازی:

به نظرم همه چیز به جا بود و میشد تک تک شخصیت هارو لمس کرد، به خصوص شخصیت ناک که در ذهن من به عنوان جنتلمن ترین مرد، تو سریال های اخیری که دیدم حک شد.

موسیقی:

یه آهنگ روی تیتراژ سریال هست که بیشتر از ریتمش شعرش زیباست و خیلی با موضوع سریال همخونی داره، موسیقی متنش هم نسبت به سریال های تایلندی خوب و به جاس.

گریم و لباس:

به نظرم از باقی سریال تایلندی هایی که دیده بودم خیلی خوش لباس تر بودن و گریمشونم تو ذوق نمیزد( به جز لنز انداختنشون که کلاً با سلیقه ی من جور نیست)

فضا سازی:

فضای فیلم بیشتر مدرن بود و بازم خیلی شبیه به سریال های تایلندی نبود.

در کل من خیلی راضی بودم و دستشون درد نکنه دل مارو شاد کردن، دست دوستان مترجم هم خیلی خیلی درد نکنه خیلی زحمت کشیدن تا ما بتونیم این سریال زیبارو ببینیم.

امتیاز "بازی احساسات" تو مای دراما 8.5 هست و من هم نمره ی 9 رو بهش میدم

نکته: عکس هایی که گذاشتم صرفاً مربوط به اون سکانس هایی که توضیح دادم نیست. خیلی سعی کردم عکس های مرتبط پیدا کنم اما کیفیت پایینی داشتن متاسفانه.

امیدوارم اونطور که باید تونسته باشم با این نقد کمکتون کنم و باز هم میگم که دیدن این سریال رو به شدت پیشنهاد میکنم.

پایدار باشید.


مشخصات سریال
عنوان سریال :Once Upon a Time. in My Heart
عنوان تایلندی :กาลครั้งหนึ่งในหัวใจ / Karn La Krang Neung.Nai Hua Jai
کارگردان :Tletawan
نویسنده :Add info here
تعداد قسمت ها :12 قسمت دوپارتی
پخش از شبکه :Channel 7
دوره پخش :July 28, 2016 --- September 7, 2016
ژانر :اکشن، درام، عاشقانه
زبان :تایلندی
ساخت کشور :تایلند
خلاصه ی سریال
فا سای بعد از خیانت دوست-- پسر سابقش قلبش شکسته ولی پسره هنوز ازش میخواد که باز برگردهبرای دوری از پسرهدوست فا سای اونو به یک مسافرت به ژاپن می بره. در ژاپن فا سای توسط رییس مافیای هنگ کنک به نام دنیل وانگ با اسلحه تهدید میشه . دنیل تیرخورده ونیاز به مکانی برای اسکان در اون شب داره پس فا سای رو مجبور به بردنش به هتل خودش میکنه و این بود که قصه اونا شروع شد .

نقد وبررسی سریال تایلندی روزی روزگاری در قلبم

دنیل .چن مینگ .آه بیائو وبوتان در گذشته دوستهای گرمابه وگلستان بودن بوتان دختری هنک کنگی الاصل عاشق دنیل بوده وچن مینگ عاشق بوتان اما دنیل به خاطر بی اعتمادی به بوتان اون رو به ضرب گلوله جلوی چشم همه میکشه وهمین میشه پایه گذار نفرت چن مینگ از دنیل .مسائل قوم وقبلیه ای ومافیایی هم تاثیر میذاره واونقدر سوءتفاهم ها زیاد میشه که دنیل وچن مینگ به دشمن های خونی همدیگه بدل میشه

دوتا از پسر بچه های نیک روزگار بامرام ومهربون وصاف وساده که گیر زیراب زنی ها وکشت وکشتارهای قوم وقبیله ای شدن وحالا اونقدر مشکلات بینشون بالا گرفته که نمیتونن به عقب و اون دوران خوش برگردن

دراصل با اینکه دامنه ی مشکلاتشون خیلی وسیع بود اما همه از زخم هایی که رو حساب رفاقت ازهم خرده بودن میومد بچه هایی که شاید تو کوچیکی با چند تا مشت ولگد مشکلشون حل میشد حالا اسلحه به دست گرفته بودن ودوش به دوش هم جلو میرفتن یک پیشینه ی مرموز که کم کم وقدم به قدم برای بیننده باز میشه

و تو این بین فاساهی که به شدت شبیه به بوتانه وشکست عشقی شدیدی خورده سر از زندگی هردو مرد درمیاره وقصه ی عاشقانه وپرتب وتاب این سه نفر دوباره شروع میشه

اشنا شدن با دنیل ودارودسته اش ودرنهایت چن مینگ همانا و.شروع مشکلات ودردسرها وبه خطر افتادن متناوب جون فاسای هم همانا با اینکه دنیل ازهمون اول سعی کرد از فاسای به خاطر خودش جدا بشه اما همینکه فاسای ودنیل با هم اشنا شدن باعث شروع مشکلات بیشماری برای فاسای که هربار وبه یه شکل فاسای نجات پیدا میکنه یادتونه گفته بودم عاشق این تیپ های حمایتی هستم این سر لیست این سریالهاست

خب بالاخره این سریال تمام اکشن زیبا وغلو امیز رو هم تموم کردم سفرخوبی به تایلند وهنگ کنگ وباند بازی ها ودنیای خشونت طلب مافیا بود

قول میدم یکی از فانتزی های کودکانه ی همه ی ما تو بچگی این بوده که یه نفر مثل سوپر من بیاد ونجاتموم بده .همون جریان پرنس وشاهزاده .نگید نه که باور نمیکنم انگار این خاطره ی خوش رو برداشتن بهش بال وپر دادن واین سریال رو از دلش بیرون کشیدن

باندهای مافیایی رو همه میشناسیم ادم هایی خطرناک با رابطه هایی پیچیده .پراز باند بازی اما درعین حال وفادار تا پای جون جوری که حاضرن سرشون بره اما قولشون نره کسایی که اگر یه بار نجاتشون بدی هرجا باشی دنبالت میان تا دینشون رو پس بدن همین برنامه برای فاسای پیاده میشه یه بار به دنیل کمک میکنه وهمین میشه پایه گذار پیش رفتن رابطه اشون

کارگردان ونویسنده وعوامل همگی سعی کرده بودن یه کار مرتب ومنظم درخور توجه بسازن والحق والانصاف هم خیلی خوب از پسش براومده بودن به نظرم این سریال علارغم تمام نقطه ضعف ها وهندی بازی ها واکشن های عجیبش که یه جورهایی تایلند رو با جنگل یکی دونسته بود از خیلی جهات نسبت به بقیه ی سریالهای تایلندی سر بود کلی بازیگر مرد وزن خوش پوش وخوش تیپ وخوش استایل

با قصری زیبا

جلوه های ویژه ی تقریبا منطقی درحد تایلندی ها مثل ضد وخورد ها کشت وکشتار اکشن ونوع جنگ ها

مردها وبادیگاردهایی مرتب با تتوهای جالب

زنهایی خوش پوش وزیبا

با اهنگسازی تقریبا متعادل توقع بیش ازحد نداشته باشید

همه ی اینها درکنار هم مجموعه ای زیبا از باندهای کبیر مافیایی تایلند روبا پیشنه واینده اشون به نمایش میذاره جوری که بیینده بعد از تموم کردن سریال با تک به تکشون اخت میشه وباهاشون همزاد پنداری میکنه

بازیگرها اول ازهمه دنیل

چقدراین شخصیت زیبا ساخته شده بود .یعنی علاوه براینکه خیلی مرد جذابی بود اما شخصیت زیبایی براش نوشته شده بود . اصلا انگار زاده شده بود تا رهبرولیدر باشه چقدر منش داشت چقدر اقا یه وقتایی زور میگفت یه وقتهایی پا پس میکشید یه وقتهایی عبوس . یه وقتهایی مهربون صادق وصد درصد راست گو یه وقتهایی کف بر میشدم یه مرد مافیایی چه جوری میشه اینقدر جنتلمن واقا منش باشه . وازهمه مهمتر فقط وفقط به فکر سلامتی فاسای

یعنی از وقتی این سریال رو دیدم فهمیدم تمام گنگسترها ولیدرهای گروه های مافیاییِ قبل از دنیل وچن مینگ سوءتفاهم بودن

چن مینگ دومین بازیگر عالی این سریال واقعا خود این بازیگر میدونه با اون چال روی لپش چقدر بامزه میشه اون هم نه یکی دو تا از هرزاویه ای میخندید یه چال روی لپش رو نشون میداد من هی مثل این مامان ها واسه اش ذوق میکردم خدا به مادرش ببخشدش گوله ی نمک بود لامصب برای من شخصیت چن مینگ خیلی جالب بود یه پسر بچه ی طراح وموتور سوار که با اعدام ناجوانمردانه ی پدر وبیماری برادرش به یه شخص انتقام طلب بدل شده اول فکر میکردم این بچه سوسول رو چه به رئیس باند ببر سفید بعد دیدم اتفاقا تصمیم هوشمندانه ای بود چرا که نشون میداد ادم ها هرچقدر هم که سعی کنن تغیر کنن بازهم ذاتشون رو حفظ میکنن ووقتی انتهای سریال چن مینگ تغیر کرد این تغیرش برای من یه نفر قابل هضم بود

وفاسای که هم در نقش بوتان ظاهر شده بود هم فاسای یه دختر کوچولو وریزه میزه که واقعا کنار دنیل زوج شیرینی بودن

درکنار اینها زوج دوم سریال یعنی بادیگارد دنیل اه بیائو ودوست فاسای فای رو داریم که از اون زوج های بانمک روزگارن اصولا به این نتیجه رسیدم تایلندی ها زوج دومشون هم به اندازه ی زوج اول جالبه چه بسا بیشتر قطعا میتونستن خودشون یه سریال جدا با این مضمون درست کنن

اکشن سریال

کلا تم این سریال اکشن وضد وخورده یعنی اگر حوصله ی جنگ های تن به تن رو ندارید اصلا سراغش نیاد اما این رو هم بگم اکشن ها کسل کننده نبود بلکه بازی خوب دنیل با اون قد بلندش که کارگردان خوب هم تونسته بود از این پتانسیل دنیل استفاده کنه خیلی عالی تونست سرگرمم کنه

سریال عملا خشک وکسل کننده نبود یه جاهایی شیرین بود یه جاهایی غم انگیز یه جاهایی درد اور ریتم خوبی داشت وقابل پیش بینی نبود نکته های جالبی هم داشت

مثلا اینکه تو گروه های خودشون بامرام بودن یا مثلا صدمه زدن به زنها براشون افت داشت میخواستن یه نفر رو تحقیر کنن از این سلاح استفاده میکردن که تازگی ها به زنها صدمه میزنی مرد ومردونه میجنگیدن

یا صحنه پردازی سریال که خیلی جالب تفاوت سطح زندگی چن مینگ ودنیل رو نشون داده بود خونه ی چن مینگ پرازکتاب بود بوم نقاشیش واتاق تاریک وخفقان اور پی یایو برادر چن مینگ تا خونه ی اشرافی دنیلجامعه ای پرازمرد ومردسالاری با قوانین سخت ودرعین حال قابل هضم برای بقاء.

همین هاست که میگم همه ی عوامل دست به دست هم دادن که سریال علاوه برجذاب بودن خیلی واقع گرایانه هم باشه که برای من نکته ی خیلی پررنگی بود

دیگه از خیر نکات مثبت میگذرم وسراغ نکات منفی میرم

اول بگم همون جور که گفتم بیس این سریال مافیایی وسطش هم عاشقانه گذاشتن که بیننده به هوای عاشقانه جلو بره پس طبیعیه که قسمت مافیایی وکشت وکشتارش بیشتر از عاشقانه باشه هرچند که عاشقانه اش واقعا پررنگه نه یکی بلکه دو تا زوج دوستداشتنی وکیوت داره یکی از یکی بهتر که خود من عاشقشون بودم اما ممکنه برای خیلی ها این کشت وکشتارها که مخصوصا تو اخر داستان بیشتر میشه کسل کننده باشه یه وقتایی با خودم فکر میکردم این کشور قرار قانون نداره چه جوریه که این همه ادم میمیرن اما هیچ پلیس درست وحسابی سراغشون نمیاد یا روئین تن بودن چن مینگ ودنیل که دیگه اخر اغراق وهندی بازی بود

دوم ارایش بیش ازحد بازیگرها حتی مدل موی دنیل که فکر کنم تقریبا تو نودونه درصد کارسشوار کشیده بودبرای من این هجم از مرتب بودن جالب نبود گریم موی سریال امواج زندگی روبیشتر دوست داشتم فاسای هم صبح وبعد از ظهر نداشت از خواب بیدار میشد ارایش کرده بود با اون لنزهاش

ماشالله فاسای هم بختش بلند بود جمیع اقایون اطرافش خاطرخواش بودن اول که با یه دکتر بود بعد پلیسه میخواست باهاش باشه بعد هم دو تا رئیس باند مافیا بعد دوباره دکتره برگشت یعنی اگر اه بیایو واه جو هم اضافه میشدن مرد دیگه ای باقی نمیموند که عاشق فاسای نشه

وشخصیت پلید داستان دکتر کوان .وای خدا منفورترین شخصیتی بود که تا به اینجا تو سریالهای تایلندی دیده بودم حالم ازش بهم میخورد جالب بود که همه اش میگفتن خوشگل من خود زنی میکردم دکتر نبودکه رسما مازوخیسم داشت اول که چشم به تیت داشت بعد تیت از جلوی چشمش افتاد اومد سراغ دنیل به این نتیجه رسیدم اگرفاسای عاشق چن مینگ هم میشد کوان دنیل رو ول میکرد میومد سراغ چن مینگ

روند انتهایی سریال کند شده بود با دست پس زدن ها وبا پا پیش کشیدن های دنیل دیگه رسما رو اعصاب بود ترجیح میدادم یا این قسمت ها به کل نبود یا اگر بود خیلی کمرنگ تر از اینها بود اما خوبیش این بود که دقیقا تو لحظاتی که میخواستم به دنیل فحش بدم یه اتفاقی میوفتاد یا دنیل یه چیزی به کوان میگفت که تا ته جیگرم خنک میشد وبرای باهوش بودن ووفادار بودن دنیل ذوق میکردم

سکانس برتر .از نظر نوع فیلمبرداری وادیت

یه سکانس داشت پدر دنیل از اه بیائو میپرسه دفترچه سیاه کجاست بیائو وفادارانه تعظیم میکنه وبه هیچ وجه نمیگه

بیننده دقیقا چند لحظه سکوت میبنه ویک دفعه .اه بیائو رو نشون میده که سرخونیش رو به سمت دوربین بالا میاره

خیلی صحنه ی تاثیر گذاری بود نهایت پایداری ووفاداری بیائو به دنیل

برای سکانس عاشقانه بو---سه ی ابتدایی سریال رو انتخاب میکنم عقبه ی خیلی زیبایی داشت بعد از دو روز با هم بودن دنیل وفاسای نگرانی فاسای وچشم های اشکیش وجو نا مانوس اطراف وشلیک گلوله ها واقعا بو-**سه ی زیبایی بود

سکانس طنز قسمتی که دخترها فکر میکردن شرکت تعطیل میشه وپی رامیت میخواد خودکشی کنه اینقدر بامزه یه دفعه ای این صحنه رو نشون میده که من ازخنده پخش زمین شدم هیچی نداشت ها اما برای من خیلی خنده دار بوداصلا حضور این سه تا دختر مشنگ خل وچل وفضول درکنار این باند تبهکارجدی وخشن جالب بود وتقابل بامزه ای رو درست کرده بود

سکانس غم انگیز سریال .

وقتی تو قسمت های پایانی دنیل تازه متوجه میشه که چرا بوتان بهش خیانت کرده وچه رازی پشت پرده بوده .خودزنی های دنیل تو ماشین واقعا تاثیر گذار بود

پایان سریال هم هپی اندینگ وخوش وخرم

خب این سفر هم تموم شد به این سریال به خاطر ریتم معقول ومرتب وعاشقانه ی جالب وداستان متفاوتش نمره ی 8.9 رو میدم وبه همه ی اونهایی که سریال تایلندی میبینن توصیه اش میکنم این سریال رو به هیچ عنوان از دست ندید

یه کلیپ کوتاه هم از این سریال تو کانال تلگرام گذاشتم که میتونید ببینید

https://t.me/naghdkoreh/721

برای دیدن عکس های بیشتر سریال به کانال نقد کره مراجعه کنید وهشتک

#روزی_روزگاری_درقلبم

را سرچ کنید

کانال تلگرام


دانلود سریال تایلندی شور عشق با زیرنویس فارسی | Ra Rerng Fai
ارائه ای دیگر ازتیم ترجمه نقد کره
لینک دانلود فیلم و زیرنویس چسبیده ی سریال اضافه شد
سریال تایلندی شور عشق
نام:Ra Raerng Fai| Indulgence in Fire;Playful Flame;Dancing Lights
نام دیگر:شو ر عشق ، شعله های عشق
ژانر: انتقامی، عاشقانه ،درام ،اقتباس از رمان
وضعیت پخش: در حال پخش
تعداد اپیزود:14
مدت زمان هرقسمت:1.50 دقیقه
زمان پخش :Dec 4, 2017 - Jan 23, 20
کشور :تایلند
امتیاز در مای دراما لیست :8.3
خلاصه ی داستان
پدر چاکریت و پدر وادا ، در یک کمپانی کار میکردن، پدر وادا برای پدر چاکریت پاپوش درست میکنه و باعث میشه پدر چاکریت به حبس ابد محکوم شه. چاکریت برای انتقام ، خواهر وادا رو عاشق خودش میکنه و روز ازدواج عروس رو رها میکنه ، خواهر وادا دست به خودکشی میزنه و حتی پدر وادا سکته میکنه . طی این جریان وادا از خارج برمیگرده
چاکریت با دیدن وادا ، در نگاه اول دلباخته اش میشه ولی برای این خانواده نقشه هایی داره.
اون حقه پدر وادا رو بر علیه اش تکرار میکنه و خواهر وادا رو میه ، از وادا میخواد همسرش بشه تا این قائله رو تموم کنه. این دو با هم ازدواج میکنن ولی بازی تازه شروع شده

لینک دانلود سریال به همراه زیرنویس چسبیده
حجم سیصد مگ
حجم چهارصد مگ
دانلود زیرنویس سریال
لطفا حتما برای انتشار زیرنویس از این لینک ها استفاده کنید تا تعداد دانلود ها قوت قلبی برای مترجمین وزمان بند های عزیزمون باشه
با تشکر از اعضای تیم ترجمه تداعی عزیز.ساناز گل طنین جان MOTKA(مطهره ی عزیز )Sadigh(صدیق جان ) moon shine (مریم )و Bella ی عزیز
امیدوارم از دیدن این سریال انتقامی زیبا وملایم لذت ببرید
این هم یه سری عکس از ترایتوت و نی زوج سوم سریال به عشق فاطمه گلی

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

فیلم - کلیپ - سریال
موسسه علمی - تحقیقاتی چشم انداز هزاره سوم ملل (GIS-RS-Google earth -GPS-iT-Matematic-Statistics) مطالب اینترنتی ♻️✔نرم افزار کامپیوتر✔♻️ سل تل مرکز دانلود سرگرمی و آموزش اراک (دانلود رایگان) معرفی کالا مطالب اینترنتی شهر دانلود تاریخ امروز , ساعت و تقویم ایرانی امروز از بلاکچین تا ارزهای رمزپایه | اخبار، آموزش و راهنمای صرافی های ارز دیجیتال